اول اردیبهشت سالروز خالق بوستان و گلستان همیشگی ایران
به مناسبت سالروز گرامیداشت مقام ابوعبدالله مشرف بن مصلح سعدی شیرازی
شیخ اجل سعدی شیرازی در گلستانی که باد خزان بر ورقش دست تطاول نداشته و نخواهد داشت و گردش زمان عیش ربیع او را به طیش خریف مبدل نخواهد کرد آورده است:
پارسایی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و بهیچ دارو به نمیشد مدتها در آن رنجور بود و شکر خدای را عزوجل همچنان میگفت.
پرسیدندش که شکر چه میگویی؟
گفت : شکر آنکه به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی
اول ارديبهشت روز سعدي است. شاعري كه شعرش چه خوش بر سر در سازمان ملل ميدرخشد.
بنی آدم اعـضـای یـکــدیـگرند
که درآفـرینش ز یک گوهرند
چوعضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قـرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشـایـد کـه نامت نهند آدمی
شعر سعدي اينگونه جهان را تحت تأثير خود قرار داد تا بار ديگر نام ايران و ايراني براي هميشه در جهان ماندگار شود.
سالروز تولد اين شاعر با شروع ماهي است كه عطر نارنج در سراسر اولين سرزمين مدافع حقوق بشر، ميپيچد. بيشك مسافران بسياري انتظار آغاز اين ماه را ميكشند تا همزمان با روز سعدي از سرزمين كوروش، شهر باغهاي ايراني و بهشت ايران بازديد كنند.
شيخ شيرازي در پنجاه سالگی گوشه نشینی و خاموشیاي را اختيار ميكند تا بوستان و گلستاني هميشگي را نه فقط براي ايرانيان بلكه براي همه جهان خلق كند.مقام اين شاعر نزد اهل ادب تا بدانجاست که به وی لقب استاد سخن دادهاند.
درباره نام و نام پدر شاعر و هم چنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است. سال تولد او را از 571 تا 606 هجری قمری احتمال داده اند و تاریخ درگذشتش را هم سالهای 690 تا 695 نوشته اند.
سعدی در شیراز، مهد تمدن ايران در دوره باستان پای به هستی نهاد و هنوز کودکی بیش نبود که پدرش در گذشت. آنچه مسلم است اغلب افراد خانواده وی اهل علم و دین و دانش بودند.
سعدی خود در این مورد می گوید:
همه قبیله ی من، عالمان دین بودند
مرا معلم عشق تو، شاعری آموخت
سعدی پس از تحصیل مقدمات علوم از شیراز به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تکمیل دانش خود پرداخت.
او در نظامیه بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش آن زمان به حساب می آید در درس استادان معروفی چون سهروردی شرکت کرد. پس از این دوره به حجاز، شام و سوریه رفت و در آخر راهی سفر حج شد.
او در شهرهای شام (سوریه امروزی) به سخنرانی هم می پرداخت ولی در همین حال، بر اثر این سفرها به تجربه و دانش خود نیز می افزود.
اين شاعر پارسيگو در روزگار سلطنت "اتابک ابوبکر بن سعد" به شیراز بازگشت و در همین ایام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفرید و به نام «اتابک» و پسرش سعد بن ابوبکر کرد. برخی معتقدند که او لقب سعدی را نیز از همین نام "سعد بن ابوبکر" گرفته است.
پس از بین رفتن حکومت سلغریان، سعدی بار دیگر از شیراز خارج شد و به بغداد و حجاز رفت.
شيخ اجل، شاعري جهاندیده، جهانگرد و سالک سرزمینهای دور و غریب بود؛ او خود را با تاجران ادویه و کالا و زئران اماکن مقدس همراه می کرد. از پادشاهان حکایتها شنیده و روزگار را با آنان به مدارا میگذراند. سفاکی و سخاوتشان را نیک می شناخت و گاه عطایشان را به لقایشان می بخشید. با عاشقان و پهلوانات و مدعیان و شیوخ و صوفیان و رندان به جبر و اختیار همنشین می شد و خامی روزگار جوانی را به تجربه سفرهای مکرر به پختگی دوران پیری پیوند می زد.
سفرهای سعدی تنها جستجوی تنوع، طلب دانش و آگاهی از رسوم و فرهنگهای مختلف نبود؛ بلکه هر سفر تجربه ای معنوی نیز به شمار می آمد.
وارد شدن سعدی به حلقه شیخ شهاب الدین سهروردی خود گواه این موضوع است. ره آورد این سفرها برای شاعر، علاوه بر تجارب معنوی و دنیوی، انبوهی از روایت، قصه ها و مشاهدات بود که ریشه در واقعیت زندگی داشت؛ چنان که هر حکایت گلستان، پنجره ای رو به زندگی می گشاید و گویی هر عبارتش از پس هزاران تجربه و آزمایش به شیوه ای یقینی بیان می شود. گویی، هر حکایت پیش از آن که وابسته به دنیای تخیل و نظر باشد، حاصل دنیای تجارب عملی است.
سهل و ممتنع بودن آثار سعدي يكي از ويژگيهاي شاخص اين شاعر است . سهل است چون در نظر اول ساده به نظر می رسند و کلمات سخت و نارسا ندارد و به همين دليل در طول قرن های مختلف، همه خوانندگان به راحتی با این آثار ارتباط برقرار کرده اند.
اما آثار سعدی از جنبه ی دیگری، "ممتنع" هستند و کلمه ی "ممتنع" در اینجا یعنی دشوار و غیرقابل دسترس.
وقتی گفته می شود شعر سعدی "سهل و ممتنع" است یعنی در نگاه اول، هر کسی آثار او را به راحتی میفهمد ولی وقتی می خواهد چون او سخن بگوید می فهمد که این کار سخت و دشوار و هدفی دست نیافتنی است
در سده 18 میلادی، فرزانگان و فرهیختگان اروپایی با نام سعدی و گلستان و بوستانش آشنایی و انس و الفت پيدا ميكنند. «هِردِر» و «گوته» در آثارشان از سخنان آموزنده و اخلاق گرایانه سعدی بهره بسیار گرفتهاند.
گوته در یادداشتها و رسالههایی که برای درک بهتر «دیوان غربی - شرقی» نگاشته است، در کنار معرفی فردوسی و انوری و نظامی و مولانا جلال الدین و حافظ و جامی، بهمعرفی سعدی میپردازد و جالب آنکه در شرح ساقی نامه و شرط شاهدبازی شاعران، دو حکایت از حکایتهای گلستان را نیز بهمثل بازگو میکند.
شيخ اجل در سال 691 قمري- بنا به گفته اكثر مورخان- رخ در خاك ميكشد و او را در خانقاهی که در ۴ کیلومتری شمال شرقی شیراز، در دامنه کوه فهندژ، در انتهای خیابان بوستان و در کنار باغ دلگشا است، به خاك ميسپارند.
این مکان در ابتدا خانقاه شیخ بوده که وی اواخر عمرش را در آنجا میگذرانده و سپس در همانجا دفن شدهاست. برای اولین بار در قرن هفتم توسط خواجه شمس الدین محمد صاحبدیوانی وزیر معروف آباقاخان، مقبرهای بر فراز قبر سعدی ساخته شد. در سال ۹۹۸ به حکم یعقوب ذوالقدر، حکمران فارس، خانقاه شیخ ویران شئ و اثری از آن باقب نماند. تا این که در سال ۱۱۸۷ ه.ق. به دستور کریمخان زند، عمارتی ملوکانه از گچ و آجر بر فراز مزار شیخ بنا شد که شامل ۲ طبقه بود.
بنای فعلی آرامگاه سعدی از طرف انجمن آثار ملی در سال ۱۳۳۱ ه-ش با تلفیقی از معماری قدیم و جدید ایرانی در میان عمارتی هشت ضلعی با سقفی بلند و کاشیکاری ساخته شد.
دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی بینم
دلی بیغم کجا جویم که در عالم نمیبینم
دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمیآید
دمم با جان برآمد چون که یک همدم نمیبینم
مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینم
قناعت میکنم با درد چون درمان نمیبینم
تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمیبینم
خوشا و خرما آن دل که هست از عشق بیگانه
که من تا آشنا گشتم دل خرم نمیبینم
نم چشم آبروی من ببرد از بس که میگریم
چرا گریم کزآن حاصل برون از نم نمیبینم
کنون دم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شد
به امید دمی با دوست و آن دم هم نمی بینم
سعدی را ميشناسيم فقط برای يك روز
همزمان با يازدهمين سال نامگذاري اول ارديبهشت به نام سعدي، برنامههاي بزرگداشت اين شاعر بزرگ در شيراز آغاز مي شود.
پس از عطار كه 25 فروردين با يك همايش نه چندان عريض و طويل و چند سخنراني، پرونده بزرگداشتش براي 2 سال بسته شد و رفت، حالا نوبت «ابومحمد مصلحبن عبدالله» است كه بهانهاي شود براي گردهمآمدن اساتيدي از شهرهاي مختلف كشور تا براي يازدهمين سال پياپي از بزرگي سعدي بگويند و جايگاه والايش در ادبيات ايران زمين را بستايند؛
دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني، دكتر ضياء موحد، دكتر اصغر دادبه، دكتر محسن جعفري مذهب، دكتر سعيد حميديان، دكتر حسين معصومي همداني، دكتر كاووس حسنلي، دكتر عبدالرسول خيرانديش و دكتر هيبتالله مالكي. اين انديشمندان از امروز ساعت 30: 8 در تالار حافظ شيراز درباره وجوه گوناگون شخصيت، زندگي و آثار سعدي سخنراني مي كنند.
البته سعدي با عطار تفاوتهاي بسياري دارد.
براي سعدي مركزي به نام «مركز سعديشناسي» وجود دارد كه مديرش ميگويد: «هنوز تا امكان ارايه گزارش كارنامهاي پربار در عرصه سعديپژوهي راهي طولاني مانده است و سعديشناسان و دوستداران سعدي كه وامداران سخن،حكمت، عشق، شعر و نثر سعدياند، هنوز چنان كه بايد حق عظيمي را كه شيخ بر گرده تكامل فرهنگ ايرانزمين و فارس دارد، ادا نكرده و كارنامه پرباري در سعديپژوهي به يادگار نگذاشتهاند.»
اما در شرايطي كه تمام ايرانيان از سالهاي ابتدايي زندگي و تحصيل با هر نفسي كه فرو ميرود ممد حيات است، سعدي را شناختهاند و استادان دانشكدههاي ادبيات، سالهاي سال است،چه با مركز و چه بيمركز، سعدي را مي شناسند، از خود ميپرسند: كدام يك ضروريتر است؟ سعديشناسي يا سعديشناسان؟
كوچكترين شاعران و نويسندگان كوچكترين كشورهاي دنيا، به هر زحمتي كه هست و با هر مركزي كه مي شود، چنان به تمام دنيا شناسانده ميشوند كه خودشان هم باور ميكنند از بزرگان دنيا سهم عظيمي دارند، اما سعدي حتي در ايران نيز از ممد حيات فراتر نرفته است و هيچ بعيد نيست ناگهان عراق يا سوريه يا هند يا لبنان يا ديگران درآيند كه شيخ مصلحالدين سعدي شيرازي، عراقي، سوري، هندي، لبناني يا غيره بوده است!
آخر سعدي در حدود سال 600 هجري قمري به دنيا آمده است و در جواني، وقتي كه بين 20 تا 30 سال داشت، براي تحصيل به مدرسه نظاميه بغداد رفت و پس از درسگرفتن از استاداني چون امام محمد غزالي و شيخ شهابالدين سهروردي، به شام، حجاز، هندوستان، تركستان، غزنه، آذربايجان، فلسطين، بعلبك و آفريقاي شمالي سفر كرده است.
كمالي سروستاني، مدير مركز سعديشناسي برنامههاي ديگر بزرگداشت سعدي را اين طور اعلام ميكند: انتشار كليات سعدي براساس نسخه فروغي در قطع پالتويي و با كاغذ كمحجم، انتشار دفتر دهم سعديشناسي، انتشار دو كارت غزل و دو كارت حكايت سعدي و نيز دو پوستر ويژه ياد روز سعدي، بازديد رايگان از آرامگاه سعدي و گلباران آرامگاه او،حكايت خواني سعدي، اهداي آثارش به حافظان غزل و حكايت شيخ، اهداي لوح سپاس مركز سعديشناسي به انتشارات هرمس به علت توجه ويژه به ادبيات فارسي و به ويژه انتشار دو كتاب كليات سعدي و گلستان و بوستان دو زبانه، برگزاري نشست طنز سعدي و برگزاري شب سعدي در 5 ارديبهشت، در خانه هنرمندان توسط مجله بخارا.
اين برنامهها براي بزرگداشت كسي است كه بدون شك يكي از پنج ستون اصلي ادبيات ايران محسوب ميشود و به پايه او در تمام جهان به سختي ميتوان به تعداد انگشتان دو دست نام برد.
اما جالب است بدانيد كه علاوه بر مركز سعديشناسي، سازمان اسناد و كتابخانه ملي، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي فارس، اداره ارشاد فارس، اداره كل اوقاف فارس و مؤسسه آموزش عالي غيرانتفاعي و غيردولتي حافظ شيراز نيز براي بزرگداشت شيخ اجل، دست به دست هم دادهاند و حاصل شده اين.
پس از سعدي، نوبت به فردوسي، يكي ديگر از پنج ستون كاخ ادب فارسي خواهد رسيد كه در روز 25 ارديبهشت احتمالا با چند سخنراني و يك چاپ شاهنامه و چند كارت پستال، بزرگ داشته شود و پس از او، خيام در 28 ارديبهشت.
سپس بزرگان ادبيات ايران به آرامگاههايشان بازميگردند تا 8 مهرماه كه نوبت مولاناست و 20 مهر كه احتمالا با گرفتن فال بر مزار لسانالغيب، براي حافظ بزرگداشت ميگيريم و دوباره خداحافظ تا سال بعد.
كنفرانس سعدی شيرازی و علامه اقبال لاهوری در كراچی برگزار ميشود
كنفرانسي بمناسبت تقارن سالروز سعدي و اقبال لاهوري دو شاعر بلند آوازه و حكيم ايران و پاكستان در دانشگاه سرسيد ارديبهشت ماه برگزار ميشود.
به گزارش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، در گفت و گوي توسلي وابسته فرهنگي و رئيس خانه فرهنگ ايران در كراچي با زد. اي. نظامي رئيس دانشگاه فني و مهندسي سر سيد كراچي، براي برگزاري اين كنفرانس توافق شد .
بر اين اساس و با توجه به تقارن سالروز دو شاعر بلند آوازه و حكيم ايران و پاكستان، شيخ مصلحالدين سعدي شيرازي (ره) و محمد اقبال لاهوري (ره) در ارديبهشت ماه، كنفرانس سعدي و اقبال در دانشگاه سرسيد برگزار شود.
در اين كنفرانس، دو تن از روساي دانشگاههاي شهر كراچي و چند تن از شخصيتها و محققان برجسته علمي، فرهنگي و سياسي نيز در خصوص اين دو شاعر و حكيم نامي سخنراني خواهند كرد.
ز خاک سعدی شیراز بوی عشق می آید
هزار ســــال پس از مرگ او گرش بوئی
زندگینامه سعدی شیراز
شيخ مشرفالدين ابن مصلح بن عبدا... شيرازي موسوم به شيخ سعدي از بزرگترين ستارگان و برجستگان درجه اول آسمان ادب ايران زمين است كه با تسلط وصف ناپذير خود بزرگترين شاهكارهاي ادبي ايران را در سرتاسر تاريخ ادبي اين كشور خلق نموده است.
تاريخ زندگي اين شاعر و سخنسراي بزرگ چندان معلوم نيست و اقوال متعددي در كتابهاي تاريخي ذكر شده است ولي ظاهرا در بين سالهاي 600 تا 610 ه. ق در شهر شيراز به دنيا آمده است.
سعدي در خانوادهاي اهل علم و ادب چشم به جهان گشود(1) و از اوان كودكي تحت نظارت دقيق پدرش به آموختن علوم و معارف روزگار خويش پرداخت. محبت و ارشاد خردمندانه پدر در سالهاي كودكي مشوق اين كودك خردسالو سرشار از هوش و استعداد بود و وي در مدتي كوتاه به اطلاعات وافري در باب تاريخ و ادبيات ايران دست يافت.
سعدي در 12 سالگي پدرش را از دست داد و با سرپرستي مادرش تحصيلات خود را ادامه داد. استاد در سال 621ه.ق رهسپار بغداد كه مركز علمي و ادبي بزرگ آن روز جهان اسلام بود گشت ودر مدرسه معروف نظاميه بغداد و ديگر محافل علمي آن شعر مشغول به تحصيل شد. اين دوران مواجه بود با هجوم وحشيانه مغولان به ايران و پايمال گشتن ايالات مختلف ايران در زير سم اسبهاي اين قوم وحشي و درنده خو.
زادگاه سعدي اگرچه از تهاجمات مغولان مصون ماند ولي استان فارس گرفتار كشمكشهاي سختي بين احفاد خوارزمشاهيان و اتابكان شد و آرامش و امنيتي كه بر شيراز حاكم بود رخت بربست.
سعدي كه در اين ايام به خوشه چيني از محضر دو تن از بزرگترين مشايخ بزرگ صوفيه آن روزگار ابوالفرج بن جوزي و شيخ شهاب الدين سهروردي مشغول بود همزمان با اين اوضاع و احوال دل از زادگاه زيباي خود بركشيد و به پيروي از روح بيآرام و بيقرار خود به شوق جهانگردي عازم سفري دور و دراز گشت كه بين سي تا چهل سال به طول كشيد.
وي در طول اين سفرهاي طولاني ولايات و ايالاتيهمچون عراق، شام و حجاز را در نورديد و تا شمال آفريقا نيز پيش رفت و علاوه بر مشاهده شهرها و ملتهاي مخلتف، با مذاهب و فرق گوناگون آشنايي يافت و يا طبقات مردم مخلوط و ممزوج گشت.
نقل شده است وي در طيسفرهاي خود حتي كاشمر و هند و تركستان را نيز در نورديد كه البته اكثر محققان فعلي سفر سعدي به اين سرزمينهاي دور دست را مردود دانسته و آن را حاصل تخيلات شاعرانه وي ميدانند.
حكيم پس از اين مسافرت طولاني و در حالي كه از جواني خام و بيتجربه به پيري دنيا ديده و شيخي اخلاقگرا با كولهباري از تجارب معنوي و افكار ورزيده بدل گشته بود به شيراز بازگشت. اين زمان كه حدود سال 655 ه.ق بوده است مقارن بود با ايام حكومت اتابك ابوبكر بن سعدبن زنگي سلغري ((623 ـ 668 ه.ق) و اين حاكم انديشمند درسايه عدل و رأفت خود آرامش و امنيت كاملي را در ايالت فارس حكمفرما ساخته بود.
(2) سعدي پس از ورود به شيراز مورد عنايت اتابك ابوبكر قرارگرفت و در شمار نزديكان وي درآمد. ولي نه به عنوان شاعري ممدوح و درباري بلكه به عنوان مشاوري فرزانه و دانشمندي جهان ديده و قطب صوفيان كه با شهامتي شگفت امير وساير بزرگان را به عدل و نيكوكاري ميخواند و با اندرزهاي خردمندانه خود سپري شدن روزگار و گذشتن جاه و جلال و تغيير احوال را به آنان گوشزد ميساخت.
(3) حكيم پس از مرگ امير ابوبكر بن سعد به ارائه پندهاي حكيمانه خود به ساير امراء اتابكان فارس و دانشمنداني همچون خواجه شمسالدين محمد جويني صاحب ديوان وزير هلاكو و عطاملك جويني و سايرفضلا و دانشمندان عصر خويش پرداخت.
وي اگرچه در برخي اشعار خود اين امرا و بزرگان رامدح و ستايش نيز نمود ولي هيچگاه شيوه شاعران درباري پيش از خود را پيروي ننمود و همواره راه اندرز و نصيحت را به جاي اغراق و مضمونسازي در مدح در نظر داشت. سعدي در اين دوران كه ميتوان آن را ايام گوشهنشيني وي دانست در شيراز شهر محبوبش اقامت گزيد و در حالي كه در سراسر عالم اسلامي آن روزگار شهره عام و خاص گشته بود به سرايش اشعار خويش و خلق شاهكارهايي همچون گلستان و بوستان پرداخت.
بوستان اولين اثر بزرگ هنري او بود كه آن را درسال 655 به پايان رساند و اين منظومه تعليمي بزرگ را به اتابك مظفر الدين ابوبكر بن سعد زنگي هديه نمود.
سعدي يك سال بعد گلستان را كه آميختهاي از نثر و نظم بود به پايان رساند و آن را به پسر ابوبكر به نام سعد بن ابوبكر بن سعد زنگي، كه سعدي تلخص خويش را از نام وي گرفته است، تقديم نمود.
اواخر عمر سعدي در عزلت و گوشهنشيني سپري شد و وي در انزوايي چون اعتكاف صومعهنشينان خود را وقف مراقبه و شعر نمود; شيخ در اين روزها از تجارب فراواني كه در سفرهايش اندوخته بود مواعظي براي پادشاهان و رعايا و شاگردان و ستايندگان ميفرستاد و به نوبه خويش از خيرانديشي، هدايا و معاشي كه آنان براي او فراهمميكردند بهرهمند ميگشت.
اين دوره از زندگي نسبتا دراز مدت اين شاعر بزرگ در بر گيرنده تصنيف بيشتر اشعارغنايي او اعم از غزليات و مدايح تعليمي در قالب قصيده بود كه در آن سران و بزرگان را پند ميداد و وقايع جاري راتفسير ميكرد.
سخنسراي بزرگ ايران در سال 691 ه. ق در شيراز بدرود حيات گفت و در زاويه خود كه امروز آرامگاه سعدي يا سعديه خوانده ميشد دفن گرديد.
شهرت شيخ اجل سعدي در دوره زندگي او مرزها را در نورديد و به دورترين مناطق نيز رسيد.او كه در جواني نيز به گفته خود شهره آفاق بود پس از سپري نمودن سفرهاي طولاني خويش و پيوستن به دربار اتابك ابوبكر و سرايش بوستان و گلستان به شهرت عظيمي دست يافت.
مهارت غير قابل توصيف شيخ در آميختن تجربههاي تلخ و شيرين و باز نمودن زواياي روح ودل آدميان با بهرهگيري از ظريفترين عواطف عاشقانه و توصيف زيباييهاي طبيعت و لحظههاي شوق و هجران چنان شكوه و جلالي به او بخشيد كه حتي در دوره حياتش نيز آثارش سرمشق شاعران و نويسندگان قرار گرفت و سخنسرايان بعد از او بارها طبع خود را در بوجود آوردن آثاري همچون گلستان و بوستان آزمودند.
سعدي در انواع قالبهاي شعري همچون قصيده و رباعي و غزل طبع آزمايي نمود و در هر يك از اقسامشعري شاهكارهاي بزرگي پديد آورد. شهرت عمده وي در سرايش قصيدههايي روشن و روان و ساده و بيتكلف است كه در اين قصايد بيشتر به نعت خداوند و پند و اندرز و حكم و مراثي و مدايح پرداخته است.
غریبی گرت ماست پیش آورد / دو کاسه آب است و یک چمچه دوغ
گر از بنده لغوی شنیدی ببخش / جهان دیده بسیار گوید دروغ
همانگونه كه اشاره شد حكيم شيراز شاعري درباري نبود و اگرچه با تعداد زيادي از دربارها تماس داشت ولي هيچگاه از اعتقاد خود بهآزادي انديشه و قلم دست نكشيد و هرگز دست تكدي پيش كسي دراز ننمود. مدايح او محدود ميباشند و او روي هم رفته مايل بود قصايد خود را از مواعظ دلنشين و سخنان حكمتآموز خطاب به پادشاهان پرسازد.
دوست دارم که همه عمر نصیحت گویم / ملامت کنم و نشنود الا مسعود
سعدي علاوه بر اينكه درجه مداحي قصيده را كاهش داد به آرايش غزل پرداخت و تحول يكصد ساله غزل را تا پيش از ظهور حافظ،به اوج خود رساند. وي غزل را كه بيشتر احساسات شاعر را تعبير مينمايد ترجيح داد و در غزليات پرشورش خود را به دست احساسات عشقي سپرد كه به راستي تجربه گرديده است.
در غزلهاي سعدي دل با دماغ و حسن با خرد مبارزه نمود و عشق و ذوق و شور و شوق جاي قياس و نكتهپردازي و مضمونسازي را گرفت و از اين روي ميتوان گفت غزل از زمان سعدي در رديف اول اقسام شعر فارسي قرار گرفت.
به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار / که بر و بحر فراخ است و آدمی بسیار
نثر شيرين و روان سعدي كه دقيقا برابر با نظم وشعر او بود از ديگر ويژگيهاي منحصر به فرد اين شاعر به شمار ميرود و وي از اين طريق بخصوص نثر مسجع و آهنگدار حسن انتخاب و حسن وزن و تناسب خود را وارد زبان فارسي نمود.
دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد / نه به وصل می رسانی ، نه به قتل می رهانی .
هنر بزرگ سعدي در نثر مسجع آن بودكه بدون آنكه از شيوه پيشينيان همچون عطار نيشابوري و ابوالمعالي نصرا... منشي در استفاده از جملات مصنوع و پيچيده استفاده كند عباراتي شيرين و گوشنواز و دلفريب و در عين حال ساده و روان به كار برد كه شهرت او را دوچندان ساخت.
از دشمنان برند شکایت به دوستان / چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم ؟!!
(4) از ابتكارات زيباي سعدي در نثر، به كارگيري اشعار و شواهد مناسب در مواقع خاص است كه تأثيري جاودانه به سخن او بخشيده است و نمونه آن در گلستان جلوهگر است. از جمله اين شواهد ذكر عباراتي استكه معني آيات قرآن كريم را با نظم شيوايي روشن ساخته است.
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار / دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
(5) از ديگر هنرهاي بزرگ استاد سخن ايران بيان حقايق از طريق تمثيل با عباراتي شيرين و كوتاه است كه بدون ورود به استدلال و طول مقال منظور نظر خود را بيان داشته است.
سعدي علاوه بر شعر فارسي در ادبيات عربي نيز تسلط بيچون و چرايي داشت و اقامت و تحصيل او درديار عرب و مطالعه آثار برخي از شاعران و نويسندگان عرب موجب شد كه اشعار پخته و رسايي نيز در زبان عربي بسرايد كه بعدها مورد تحسين شعراي عرب زبان نيز قرار گرفت.
سعدیا بسیار گفتن عمر ضایع کردن است / وقت عذر آوردن است استغفرالله العظیم
شيخ اجل آثار بزرگي از خود به يادگار گذاشت كه بخش اعظم اين آثار شامل غزليات، سخنان موجز و گفتههاي اخلاقي موسوم به صاحبيه و قطعات (رباعيات ومفردات) در مجموعهاي تحت عنوان كليات سعدي جمعآوري شده است.
بزرگترين يادگار هنري اين شاعر والامقام دو كتاب جاوداني بوستان و گلستان است كه تمامي هنر خود را در اين كتابها جلوهگر ساخته است.
گلستان كتابي كوچك با نثر بسيار روان و آميخته با شعر است كه شاعر در يك ديباچه و هشت باب مجموعه داستانهايي را روايت ميكند كه در هر يك از اين حكايتها به نوعي چشم خواننده به زشتيهاي و زيباييهاي زندگي اجتماعي گشودهميشود.
هر يك از داستانهاي گلستان سرشار از نكات نغز اجتماعي و اخلاقي و ترتيبي است كه هر كدام حتي به تنهايي نيز ميتواند سرمشق زندگي انسانها قرار گيرد. بوستان يا سعدينامه منظومهاي در 4500 بيت است كه جداي از حمد و ثناي آغازين به ده باب تقسيم شده و اساس و مبناي آن تعليم و تربيت است.
روزی که یر خاک تن ما نهان شود / وآنها که کرده ایم یکایک عیان شود
نامی ز مابماند و اجزای ما تمام / در زیر خاک با غم حسرت نهان شود
شاعر دربابهاي مختلف كه هر يك به مضاميني همچون عدل و تدبير، احسان، عشق و شور مستي، تواضع، رضا، قناعت، تربيت،عافيت، توبه و صواب و مناجات اختصاص يافته است عقايد گرانبهاي خود را كه حاصل عمري انديشه و مطالعه افاقو انفس و سير و سفر و آميزش با اقسام ملل و نحل و مشاهده وقايع تاريخي است در حكايات و اشعاري زيبا بيان نموده و مجموعهاي از بهترين دستورهاي اخلاقي و اجتماعي و نمونه شيواي فارسي ادبي را بوجود آورده است.
حكيم مجموعهاي از شعر و نثر خويش را نيز در قالب هنري و شوخي و انتقاد به تصوير كشيده كه تحت عنوان غزليات، مضحكات و خبثيات در كليات او جاي گرفته است.
توصيف شخصيت واقعي حكيم سعدي در قالب مقالهاي كوتاه كاري دشوار است و تنها ميتوان گفت او يكي از با روحترين و بلند پايهترين بزرگان ادب ايران و جهان است كه مشوق بزرگ اخوت و برادري در بين انسانها بوده و بزرگوارانه درصدد اجراي اين آرمان بزرگ در بين ملتها گام برداشته است.