رونمایی از دیوان تصحیح شده فانی

دیوان تصحیح شده فانی در شهرستان درگزین رونمای شد 
  دیوان اشعار نصرالله خان اصلانی متخلص به فانی (۱۲۷۱-۱۳۱۷ روستای کهارد، شهرستان رزن) که به مقدمه، تصحیح و فزون‌پژوهی نویسنده و شاعر نام‌آشنای استان همدان آقای بهمرام بهرامی رشید منتشر شده است، در شهرستان درگزین و شهر قروه درگزین‌ رونمایی شد. 
در این مراسم که به همت انجمن ادبی فانی شهر قروه، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره کتابخانه های شهرستان درگزین برگزار شد مسئولین شهرستانی، فرماندار و امام جمعه محترم شهرستان درگزین، شعرا ، نویسندگان،هنرمندان و اهالی قلم از سراسر استان همدان حضور داشتند.


این برنامه در قالب عصر کتاب و به مناسبت بزرگداشت و معرفی این شاعر فقید برگزار شد و همراه با رونمایی از دیوان اشعار فانی، طرح المان مزار این شاعر نیز توسط آقای مهندس احمد ستاری ارائه و رونمایی گردید .
در این مراسم فرماندار محترم شهرستان درگزین آقای مهندس خواستان ضمن ایراد سخنانی از اهمیت کتاب و کتابخوانی در جامعه، با استقبال از المان مزار فانی در این خصوص هماهنگی با فرمانداری شهرستان رزن را با توجه به قرار گرفتن روستای زادگاه این شاعر در این شهرستان لازم دانستند و حمایت و همکاری خود را در اجرای این المان اعلام نمود.
حجت الاسلام ربیعی امام جمعه محترم شهرستان درگزین نیز این اقدام بزرگ را در تصحیح دیوان فانی و معرفی اثار گذشتگان ستود و مردم برای جلوگیری از فریب دشمن دعوت به مطالعه و کتابخوانی نمود. 
یکی از بخشهای مهم این مراسم بررسی زندگی نصرالله خان اصلانی و دیوان چاپ شده وی توسط اقای جهانبخش یوسفی فاتح کارشناس ارشد ادبیات مسئول انجمن زلال شمس بود . ایشان ضمن ذکر ویژگی های خاص فانی او را آیینه تمام نمای تاریخ دوران خود دانست که صریح اللهجه و خودساخته بود و در خصوص کتاب نیز عنوان کرد مقدمه ۵۷ صفحه ای کتاب، حجم و نوع کار و بخشهای مختلف آن مثل اعلام ، واژه نامه و تشریح اشعار ترکی این شاعر کاری بسیار سخت بوده که ضمن داشتن اشکالات کوچک بسیار دقیق و خوب انجام گرفته است .

کارشناس ادبی -علی یوسفی فاتح
در بخش پایانی مراسم بهمرام بهرامی رشید مصحح این ارزشمند نیز ضمن تشریح چگونگی مطرح شدن موضوع تصحیح اشعار فانی و آغاز این کار گفت: در ابتدا تصور می شد جمع آوری و تصحیح این اشعار کار خیلی سختی نباشد اما هرچقدر بیشتر جلو می رفتم بیشتر حساسیت و پیچیدگی کار برایم روشن می شد. چون فانی نسخه های مختلفی از اشعار نداشت تا به کمک نسخه های مختلف اشعار معیوب اصلاح گردد بنابراین مجبور بودیم از طریق مقایسه زبان فانی در موقعیت های مشابه ، تکیه‌کلام‌های شاعر، وزن عروضی شعرها، هم آوایی و همنشینی کلمات و ارتباط عمودی ابیات راز بخشهای و عیوب شعر رمزگشایی و اصلاح شود .
بهرامی رشید افزود : نخستین و تنها نسخه اشعار فانی در سال ۱۳۵۳ توسط محسن اصلانی به صورت خانوادگی و به شکل جزوه شعر ماشین تایپ تکثیر شده بود که به علت اشتباهات تایپیست ،عدم توانایی خوانش دست خط شاعر، اغلاط تایپی، پخش شدن جوهر ماشین تایپ و ... به اندازه ای بهم ریخته چاپ شده است که گاه مخاطب را از خوانش اشعار منصرف می نماید اما در عین حال همین دیوان همچون گنجی تنها منبع و نسخه به جا مانده از شاعر است که اگر نبود شاید فانی هم امروز فانی شده بود. 
مصحح دیوان اشعار فانی در خصوص حفظ آثار این شاعر فقید عنوان کرد: تعدادی از اشعار و ابیات در زمان چاپ نسخه ماشین نویس  با توجه به مسایل اجتماعی، قومی و نزدیکی به زمان حیات فانی از ردیف چاپ خارج شده بود که اکنون نیز در دسترس ما نیست . با این حال تمام اشعار این نسخه تصحیح و برای چاپ آماده شد اما در طی دریافت مجوز چاپ، چندین شعر به طور کامل و در برخی موارد واژه ها و ابیات خاصی نیز به صورت موردی حذف گردید . عدم ‌وجود این اشعار در دیوان حاضر به همین علت است.
بهرامی رشید مدت زمان تصحیح این اثر را ۵ سال عنوان کرد و گفت : در مدت این پنج سال سه بار کامل تمام اشعار بیت به بیت بررسی و تصحیح گردید و دوبار ویراستاری شد . ویراست اول کتاب که همراه با بررسی دقیق ابیات صورت گرفته بود توسط شاعر توانای شهرستان درگزین و استان همدان اقای محمدتقی جعفری تفضل انجام شد و ویراست دوم که بسیار دقیق و همه جانبه بود توسط استاد غلامحسین مراقبی نویسنده،محقق و روزنامه نگار مطرح کشور انجام گردید که پس از بررسی های وی مقدمه  کتاب فراتر از یک مقدمه ساده که یک فزون پژوهی جامع در اشعار عنوان گردید.
در نهایت دیوان حاضر در پنج بخش شامل موارد زیر به چاپ رسید :  ۱. مقدمه (فزون پژوهی) ۲. اشعار فارسی که بر اساس قالب های شعری طبقه بندی و فصل بندی شد ۳. اشعار ترکی که به صورت کامل در بخش زیر نویس از لحاظ گرامری و ادبی بررسی شد ۴. بخش اعلام که شامل مکانها،اشخاص و اسامی خاص مطرح شده در دیوان اشعار است که به صورت مصور توضیح داده شده است و در نهایت ۵.واژه نامه مختص کلمات به کار رفته در اشعار این شاعر بزرگ . آخرین بخش از کتاب منابعی است که از آنها در نگارش توضیحات و مقدمه کتاب به کار رفته است. 
در پایان این مراسم با حضور مسئولین از دیوان فانی که به دو شکل جلد معمولی و جلد سخت چاپ شده است رونمایی گردید.

اطلاعیه « مراسم رونمایی از دیوان تصحیح شده فانی»

برنامه ویژه عصر کتاب همراه با رونمایی از دیوان فانی، معرفی و خوانش آثار نصرالله خان اصلانی شاعر فقید درگزینم تخلص به فانی

📒 رونمایی از فزون پژوهش و تصحیح دیوان فانی به قلم بهمرام بهرامی رشید

📆 شنبه 9 بهمن 1400

⏰ ساعت 14:30 الی 16:30

🏫 مکان : کتابخانه علامه دهخدا قروه درگزین

🔮 با حضور مسئولان ، فرهنگیان ، ادیبان و  مهمانان کشوری ، استانی و شهرستانی

⭐️حضور برای عموم آزاد است

🔹 اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی درگزین
🔹 اداره کتابخانه های عمومی درگزین
🔹 انجمن ادبی فانی قروه درگزین

 

 

مراسم عصر کتاب ویژه معرفی آثار استاد گرانقدر جناب آقای دکتر نصرتی

 

مراسم عصر کتاب ویژه معرفی آثار استاد گرانقدر جناب آقای دکتر نصرتی در کتابخانه علامه دهخدای قروه درگزین
۲۴ آذر ۱۴۰۰

به مناسبت هفته پژوهش به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و با همکاری اداره کتابخانه های عمومی شهرستان درگزین مراسم عصر کتاب با حضور مسئولان استانی و شهرستان درگزین ، فرهنگیان ، هنرمندان و علاقمندان به پژوهش در کتابخانه علامه دهخدا برگزار شد. این مراسم با هدف معرفی پژوهشگر فعال اجتماعی و مؤلف چندین کتاب و استاد دانشگاه دکتر عبدالله نصرتی برگزار شد. در حاشیه ی این مراسم از علی ایرانی با بیش از نیم قرن فعالیت فرهنگی که اولین کتاب فروش منطقه ی سردرود ، رزن و قروه درگزین بود و باعث ارتقا فرهنگ کتابخوانی در منطقه شد تجلیل شد.

‍ کوتاه درباه دکتر نصرتی  (پژوهشگر اجتماعی)

استاد دکتر عبدالله نصرتی در سال 1326 هجری شمسی در یک خانواده متدین، در شهر «کرفس»  شهرستان درگزین، دیده به جهان گشود مرحوم پدراستاد در آن زمان از باسوادان روستا محسوب می‌شده است و با این که در ایام نوجوانی معلم در روستا مدرسه دولتی وجود نداشته تحصیلات خود را با راهنمایی پدر از سن پنج سالگی با مکتب خانه، مکتب و با قرآن آغاز کرد.
نصرتی در سال 1345 موفق به اخذ مدرک دیپلم شد و دوران سربازی خود را در سپاه دانش سپری کرد. دوره لیسانس زبان و ادبیّات فارسی را در دانشسرای عالی (دانشگاه تربیت معلّم) و لیسانس جامعه شناسی را در دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران با نگارش رساله «سازمانهای اجتماعی قرن پنجم» گذراندند و دانشنامه فوق لیسانس زبان و ادبیّات فارسی را از پژوهشکده فرهنگ ایران با نوشتن رساله «بررسی اشعار مسعود سعد سلمان» و همچنین دوره دکتری زبان و ادبیّات فارسی را از دانشکده ادبیّات دانشگاه تهران با نگارش پایان نامه ای با عنوان «بررسی اشعار اجتماعی و انقلابی دوره  مشروطیّت» سپری نمود.
بیش از پنجاه سال از عمر هفتاد ساله استاد در مقام استادی دانشگاه و معلمی در خدمت تعلیم و تربیت کشور بوده است و پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسؤولیّت‌های متعددی چون ریاست شورای آموزش و پرورش، معاونت و ریاست آموزش و پرورش را بر عهده داشته است.
وی ابتدا در آموزش پرورش به استخدام درآمد و با انتقال از وزارت آموزش و پرورش به وزارت علوم، عضو هیأت علمی دانشکده ادبیّات دانشگاه بوعلی سینا شده و مدت شش سال مدیریت گروه را عهده دار بود و موفّق به تأسیس رشته زبان و ادبیّات فارسی و راه اندازی دوره کارشناسی ارشد شدند و زمینه را برای ایجاد دوره دکتری در این دانشگاه فراهم ساخت. ایشان با بازنشستگی در دانشگاه بوعلی سینا به همکاری و تدریس در دوره‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دوره ی دکتری دانشگاه آزاد اسلامی همدان ادامه دادند که اخیراً از آنجا هم بازنشسته شد. از کتابهای وی میتوان به ثلاثه غساله ، ناله ی زندانیان خاک ، یاد آر ز شمع مرده یاد آر ، تکاپو ، ادب و نگارش فارسی نام برد.

یوسف امینی خبرنگار همدان پیام

 

آلبوم عکس در ادامه نوشته ...

ادامه نوشته

مریم نوشاد قباد  جزو 10 پژوهشگر برتر دهمین جشنواره کشوری پژوهش کانون پرورش فکری

⭕️مریم نوشاد قباد مربی مسوول مرکز فرهنگی هنری قروه درگزین از استان همدان جزو 10 پژوهشگر برتر دهمین جشنواره  پژوهش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور در سال 1397 معرفی و تقدیر شد.


وی در بخش پایان نامه نویسی با ارائه طرح پژوهشی خود با عنوان « بررسی ادبیات فولکلور منطقه ی درگزین پیرامون قصه های عامیانه، ترانه ها، لالایی ها و چیستان ها» موفق به کسب رتبه سوم این بخش از مجموعه فرهنگی پژوهش شد.
به گزارش اداره کل روابط عمومی ‌و امور بین‌الملل کانون، صبح روز ۲۱ آذر و با حضور محمدرضا زمردیان معاون فرهنگی کانون، نفرهای برتر بخش‌های «مقاله»، «اقدام‌پژوهی» و «پایان‌نامه و طرح پژوهشی» دهمین ویژه‌برنامه هفته پژوهش کانون معرفی شدند.
بر این اساس، در مجموع ۲۲۴ اثر بزرگ‌سال به دهمین ویژه‌برنامه هفته پژوهش ارسال شد که این آثار در سه بخش طرح‌های پژوهشی و پایان‌نامه‌ها، مقاله‌ها و اقدام‌پژوهی‌ها مورد داوری قرار گرفتند.
در بیانیه‌ی هیئت داوران آمده است: «آثار رسیده پس از بررسی اولیه در دو مرحله داوری شد که در بررسی اولیه، ۲۷ اثر به دلیل تأخیر در ارسال اثر، ارتباط نداشتن با محورهای شیوه‌نامه و نداشتن پروپوزال طرح‌های پژوهشی و پایان‌نامه به مرحله داوری نرسیدند. در سال ۹۷ با تغییری که در شیوه دریافت آثار اتفاق افتاد، ابتدا چکیده آثار در بخش طرح‌ها و پایان‌نامه‌های پژوهشی و مقالات مورد داوری قرار گرفت و پس از انتخاب چکیده‌های تأیید شده از صاحبان اثر خواسته شد تا اصل آثار ارسال شود.»
هیئت داوران در بخش «پایان‌نامه و طرح پژوهشی» هیچ اثری را شایسته‌ی کسب رتبه‌ی اول ندانست.
این هیئت متشکل از سمیرا قیومی و علی خدابنده، کاربردی بودن پژوهش، رعایت کردن قالب و ساختار استاندارد گزارش نهایی، ارتقای سطح کیفی گزارش‌های نهایی، توجه به نثر گزارش و رعایت ظابطه‌های علمی در این مورد و سوگیری نداشتن در سیر انجام تحقیق را خواستار شده و «فاطمه‌سادات سیداصفهانیان» و «مریم نوشادقباد» را به عنوان نفر دوم و سوم معرفی کردند. در همین بخش از «پروانه کیانیان» نیز قدردانی شد.

کنسرت چکاوک با هنرمندی محمد افروز در تالار وحدت برگزار شد


با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد همدان، ریاست فرهنگ ارشاد رزن، شورای شهر و شهردار قروه و مسئول انجمن ادبی قروه درجزین در کنسرت چکاوک
تالار وحدت
۸آذر۹۷
تهران

‍ 🌃 شبی نوستالژیک که خاطره شد ... 

داستان پرسه گردی های پر از غربت تهران، خاصه در شبهایی عاشقانه و نوستالژیک، شاید برای هر کسی که طعم گس آن را درک کرده، شیرینی اندود با غمش را بشناسد.
دیشب در یکی از به نام ترین تالارهای فرهنگی کشور، در تالار وحدت تهران میهمان هنرنمایی مردی بودیم که از محضر یکی از سلاطین نامی آواز ایران درس گرفته است. هنرمندی که در کنار ما و در شهری کوچک قد کشید اما نخواست چون غوکان برکه ای کوچک که افلاطون از آن نام می برد با استعداد فوق العاده اش بماند و با نگاهی کشنده و تکراری گذران عمر کند. 
دیشب در محضر #محمد_افروز بودیم که بسیاری از هنرمندان نام آشنای تهران هم برای شنیدن صدای گرمش به آنجا آمده بودند. او را می شناختند و به عکس گرفتن با او افتخار می کردند. 
همه آنجا بودند. از مسئولین شهرستانمان تا مدیر کل فرهنگ و ارشادمان، از اقوام و هنرمندان گرفته تا علاقه مندان صرف به موسیقی!
کنسرت با اجرای زیبای چندین قطعه آهنگ نوستالژیک از چهار دهه موسیقی ایران برگزار شد که به نوع خود در این برهه از تاریخ هنری کشور بی سابقه بود و همین قطعات نوستالژیک با اجرای خیابانی هنرمندان شب گرد، شبی رویایی را در محوطه تالار وحدت ایجاد کرد . گویی زمان برگشته بود و ما در خیابانهای دهه چهل تهران، قدم زنان از عاشقانه های نا تمام سخن می گفتیم  و غرق در شادی غرور که این ماییم که اینجا در عرض سه دهه توانسته ایم فاصله ۳۰۰ کیلومتری تهران تا قروه درجزین را به صفر کاهش دهیم و بجای تماشای هنر تهرانی به تهران هنر شهرستانمان را ارائه بدهیم . 
خوشحالیم و خدای را شاکر که جوانانی اینچنین پاک و نیکو را پروردیم و آنها نیز با تلاشی نستوه خود را قدم به قدم به سر منزل مقصود نزدیکتر کردند.
به امید روزی که کنسرت استاد محمد افروز در خانه و زادگاهش برگزار شود تا همه همشهریانش از لذت شبی خاطره انگیز در کنار خانواده هایشان بهره مند شود .
قولهایی را هم شنیدیم ...
آن روز نزدیک است ... 

یا حق 
بهمرام بهرامی رشید
مسئول انجمن ادبی #فانی قروه درجزین

یک ترانه یک خاطره ...

 

خاطرات اردلان سرفراز در علت سرودن ترانه هایش گاه از خود ترانه ها زیباترند، خصوصا وقتی در حس و حال و نوستالژی شیرین آن اتفاق فرو می روی ...

به نصرت رحمانی
عاشقانه ای برای مسافری که هرگز از راه نرسید.

سوغاتی دومین ثمره ی همکاری من با زنده یاد محمد حیدری، آهنگساز و نوازنده ی ارزشمند و آگاه به موسیقی ایران (پس از آهنگ《چراغ》با صدای زنده یاد مهستی) است که گواهی دیگری بر وسعت و توانایی جهانی شدن گوشه های موسیقی اصیل و نایاب ایرانی است.
در دیداری با هایده، او شعر را از من شنیده و خواسته بود که به گفته ی خودش، "خویشتن خویش را در آن یافته" و محمد حیدری هم عاشقانه ترین زخمه ی سازش را به تنظیم کامل و زنده ی ناصر چشم آذر سپرده بود.

اردلان سرفراز

#سوغاتی

وقتی میای صدای پات
از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور
که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه
لحظه ی دیدن میرسه
هر چی که جاده س رو زمین
به سینه ی من میرسه، آه...

ای که تویی همه کسم
بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم
به هر چی می خوام میرسم
به هر چی می خوام میرسم

وقتی تو نیستی قلبمو
واسه کی تکرار بکنم
گل های خواب آلوده رو
واسه کی بیدار بکنم
واسه کبوترای عشق
دست کی دونه بپاشه
مگه تن من میتونه
بدون تو زنده باشه
ای که تویی همه کسم
بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم
به هر چی می خوام میرسم
به هر چی می خوام میرسم

عزیزترین سوغاتیه
غبار پیراهن تو
عمر دوباره ی منه
دیدن و بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم
نه از سر هوس می خوام
عمر دوباره ی منی
تو رو واسه نفس می خوام
ای که تویی همه کسم
بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم
به هر چی می خوام میرسم
به هر چی می خوام میرسم

وقتی میای صدای پات
از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور
که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه
لحظه ی دیدن میرسه
هر چی که جاده س رو زمین
به سینه ی من میرسه، آه...
ای که تویی همه کسم
بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم
به هر چی می خوام میرسم
به هر چی می خوام میرسم


🖌کلام : #اردلان_سرفراز

..........تهران ۱۳۵۳ ..........

رونمایی از کتاب‌های گاهی بیا نزدیکتر و عصر سلطنت رسانه ها

به نام خالق زیبایی‌ها
عصر امروز یکشنبه ۲۷ آبانماه شاهد مراسم رونمایی باشکوهی در کتابخانه دهخدای شهر قروه درجزین بودیم

در این آیین باشکوه که جمعی از مسؤلان منطقه بخشدار ، شهردار ، ریس فرهنگ و ارشاد شهرستان ، شورای شهر قروه ، نویسندگان ، شاعران و علاقمندان به ادب و هنر حضور داشتن با اجرای مجری هنرمند خانم زهرا اکبری از دو کتاب ارزشمند آقایان محمد تقی جعفری تفضل و امیر نعمتی رونمایی شد
این دو نویسنده از فعالان انجمن ادبی فانی شهر قروه میباشند
در این مراسم حضور دانش آموزان شهر قروه به مراسم جلوه‌ی خاصی بخشیده بود
در این مراسم تعدادی از نویسندگان بخش قروه درجزین 
 چندین کتاب ارزشمند را با شرحی کامل به حضار معرفی کردند
💮 این مراسم که به صورت مشترک بین نهاد کتابخانه های شهرستان و انجمن ادبی برگزار شد
گله مندی جمعی از هنرمندان و شاعران و نویسندگان را در پی داشت
💢 چرا که از بانی اصلی  این مراسم یعنی  انجمن ادبی فانی شهر قروه که یکی از انجمن های فعال و بنام در استان میباشد  هیچ نامی برده نشد که جای بسی تأمل دارد.
از دست اندرکاران این مراسم تقدیر و تشکر مینائی
و به این دو نویسنده پر افتخار شهرمان تبریک عرض میکنیم
خبرنگار اختصاصی انجمن ادبی فانی #قروه_درجزین

#یوسف_امینی 
 

رونمایی و نشست کتابخوان انجمن ادبی فانی قروه درجزین 

آئین  رونمایی از کتابهای آقایان محمدتقی جعفری تفضل وامیر نعمتی
زمان :یکشنبه ۲۷ آبان ساعت ۱۵
مکان:سالن اجتماعات کتابخانه علامه دهخدای قروه درجزین

💢 ضمن تبریک به آقایان محمدتقی جعفری تفضل و امیر نعمتی در نشر این دو مجموعه ارزشمند، رونمایی از این دو کتاب به همت اداره کتابخانه های شهرستان با همکاری انجمن ادبی فانی شهر قروه با حضور اصحاب فرهنگ و هنر برگزار گردید.
💢 از برنامه های جالب این مراسم معرفی کتبی چند به حاضرین با بیانی شیوا توسط فرهنگیان شهر قروه بود.
💢کتبی چون ... 
●راه دشوار آزادی(نلسون ماندلا) که توسط معلم فرهیخته آقای علی یوسفی فاتح
●کتاب فریدون توللی که توسط معلم شاعر دیار درگزین آقای رضا کریمی
●سیدحسین تفرشی معلم و شاعر درگزینی،کتاب کلیدر دولت آبادی
● همکار ارجمند سرکارخانم فاطمه حسنی،کتاب مدیریت علوی
● کتاب جاهلیت مدرن اسماعیل شفیعی سروستانی، با معرفی شاعر با ذوق بهمرام بهرامی رشید
● کتاب پیرمرد و دریا ارنست همینگوی را معلم مولف آقای جعفری تفضل
● استاد رعد فعال فرهنگی منطقه، کتاب ضرب المثل های ترکی(تالیف احمدصلاحی و محمدرضا رعد)را معرفی نمودند.
💢 ضمن اینکه معرفی کتاب از برنامه جالب مراسم بود،ولی با نگاهی به کتب معرفی شده،جای خالی کتب منطقه و معرفی شاعران و فرزانگان دیار درگزین در این مراسم به خوبی حس می شد.ان شالله در مجالی دیگر باید به این امر پرداخته شود.
💢 هرچند استاد رعد با سخنان زیبای خود حال و هوای خوبی به مراسم بخشیده و کیفیت این برنامه را بالابردند.
محمدرضا رعد بازنشسته فرهنگی و رییس سابق اداره ارشاد رزن طی سخنانی گفتند: "من در این مدت سی سال معلمی و سمتهای اداری که داشتم، از هیچ چیز به اندازه تحقیق در فرهنگ عامه(فولکلور) و کاوش در فرهنگ نیاکان  و زبان مادری لذت نبردم".
عدم توجه به کتاب و نداشتن فرهنگ مطالعه و تحقیق از دغدغه های استاد رعد بود.
مراسم به صورت ساده،بدون تکلف و صمیمی،از ساعت ۱۵:۳۰ برگزار و با زمانبندی دقیق مجری محترم در یک ساعت و نیم بسته شد.

#علی_قادری 
۲۷ آبان ۹۷
 

مراسم رونمایی از کتاب "عمود هزار و چهارصد و دو"

مراسم رونمایی از کتاب "عمود هزار و چهارصد و دو" نگارش آقای بهمرام بهرامی رشید  ۲۷ مهرماه ۱۳۹۷ با حضور مسئولین استانی و شهرستانی در کتابخانه علامه دهخدا شهر قروه درجزین برگزار شد.


عمود هزار و چهارصد و دو چطور نگاشته شد ؟

در پیچ و تاب این حادثه، شاید خودش نیز گمگشته راهی بود که کمتر کسی آن را یافت و شناخت. رهسپار وادی عشق، معرفتی را می طلبید که درک کند آنچه را که رخ داده است. رهسپار وادی کرب و بلا ، که هنوز بلا و مصیبت از در رو دیوارش می بارید. مثل بسیاری خطر کردن و پای در میانه غوغای عاشقی گذاشتن آن هم در بحبوحه جنگ داخلی عراق دلی می خواست عاشق تا سرزنش های خار مغیلان را به شوق قبله دلها نادیده بیانگارد.
شاید او هم مثل دیگران رفت و مثل دیگران ماند و مانند همه آنها بازگشت، اما ره توشه ای متفاوت و ارمغانی متفاوت تر، تفاوت رفتن با رفتن بود. راوی امام حسین (ع) شدن لیاقت می خواست، همانطور که زائرش بودن ... و خدا می داند روایت  بار مصیبت های کربلا همان قرعه ای بود که آسمان بار امانتش را نکشید!
اربعین تمام شد و قلم در کف گرفت، قسم خورده بود جز حقیقت ننگارد و نیتش فقط و فقط اشاعه فرهنگ عاشورا باشد. نوشت و نوشت تا در عمود ۱۴۰۲ به گنبد طلایی دست گیر بی دست، باب الحوائج رسید. آنگاه بود که اشک از چشمانش جاری و قلم در دستانش لرزید. لحظه وصال بود و  چه خوش، که بعد از انتظاری، با تنی رنجور و پر از درد، به دیدار معشوق برسی . هر لحظه این ساعات قلم به خود لرزید و شانه هایش سماع عاشقی گرفت تا در اولین معجزه، کتاب در ۷۲ صفحه و در روز رحلت پیامبر (ص) پایان یافت. شاید بسیار اتفاقی بود که نتیجه صفحه آرایی در جوار مرقد علی ابن موسی الرضا (ع) به دستش رسید اما همینطور ماجرا ادامه داشت تا اولین نمونه کتاب در شب عاشورا تحویل نویسنده گشت و در نهایت در سالروز شهادت حضرت رقیه رونمایی گشت. 
عشق بازی با امام حسین تقویمی عاشقانه هم دارد...
#حسین_عطایی
 

نسخه خطی غزلی ترکی- فارسی از مولانا

 

ماهست نمیدانم خورشید رُخت یا نه
بو آییرلیق اودینَه جانم نَئجه بیر یانه

مُردم ز فراق تو،مردم همه می دانند
عشق اودی نهان اولمز یاندوقجه ایرر جانه

🔹مشاعره فانی با سعدی ...

هر دم از هَجم تو مرغ دلم آید به نوایی
شد اسیر خم گیسوت ولی نیست رهایی 
چون گرفتاری من دیدی و کردی تو جدایی
"عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی"

نرود صفحه رخسار تو یک لحظه ز یادم
به خیالی ز تو خوشنود و به فکری ز تو شادم 
راه عشق تو گرفتند همه عالم و آدم
"مردمان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم"  

تا چه مژگان تو از سینه به دل کرد کمانه
شرح شیدایی من شد به همه خلق فسانه
قصدم از کعبه و بتخانه بود دوست بهانه
"ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه"

با گل روی تو بلبل نکند میل گلستان

در چمن رشک ز قد تو برد سرو خرامان 
ای گرفتار کمند تو دوصد یوسف کنعان
"آن نه خال است و زنخدان و سرو زلف پریشان"

چشم مخمور تو هر زاهد و عابد بفریبد
دلربایی به کسی غیر تو حقا که نزیبد
دل محال است که نادیده رخت را بشکیبد
"پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند" 

همه عشاق ستاده اند به کویت چو غلامان
بر سر بام درآی و نظری کن به اسیران 
فرق نزدیکی و دوری نکند بر مه تابان
"حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان"

ای لب لعل تو شیرین تر و خوشتر ز  کلامت
به قیام آی که تا خلق ببینند قیامت 
گر کنی نیک نگاهی و هَمَت جان به فراست
"عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت "

بجز از دیدن روی تو نداریم تمنا
ذره را غیر هوای رخ خورشید چه سودا 
بربودی دلم ای ترک جفا پیشه به ایما
"روز صحرا و سماع است و لب جوی و تماشا"

چون نسیم سحر از بوی تو آورد به سویم
کیست مشاطه که زد شانه به زلف تو، بجویم
گه زنم بوسه به دستان وی و گاه ببویم
"گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم"

شرط یاری نبود ای بت من عهد شکستن
من نه صیدم که توانم ز کمند تو بجستن
خود گرفتار کمندم نبود حاجت بستن
"شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن"

عشق روی تو چه بگرفت مرا سخت گریبان
عاجز آمد ز علاج مرضم جمله طبیبان 
چه شود گر به ترحم نظر آری به مریضان
"کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رقیبان"

فانی از خاک در کوی تو حاشا که نخیزد
خوش از ابروی [کمان گیر] تو صد باز پَریزد(۱)  
آنکه افتاد به میدان تو چون با تو ستیزد؟!
فانی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد


۱- پریزد= مخفف بپرهیزد  

#نصرالله_خان_اصلانی 
متخلص به #فانی 
شاعر فقید و معاصر کهن دیار درگزین
(۱۳۱۷-۱۲۷۵ شمسی)

شعری از شمیر احمد

🚩 رجز ...

نِئجه صحرادی بو صحرا،ائدوب مبهوت دونیانی
همین بو منظره سالموش خیاله دوزِ دونیانی

او کیمدور کربلا دشتین ائدوب مسکن خداوندا
جلال و حِشمَتَه حیران اِئدوب جاه سلیمانی

سلیماندا بو حسن و بو وجاهت واقعا اولماز 
یقین یوسف دی، مَه رویی ائدوب بو دشتی نورانی

 دگیل یوسف، خلیل الله رحمانَه یتوب فرمان
ائده اوز اوغلینی کوه مِنا دَه حَقَّه قوربانی

خلیل الله و صد یوسف اُولور بو سَروَرَه نوکر 
حسین ابن علی دور، قلبِ زهرا، حیدرون جانی

بو شَه دور عَرشَه قونداقین آپاردی حضرت جبریل
 دئدی گوی اهلینه: به به منم بو شاهه دربانی 

پرِ فطرس مَلَک یانمیشدی قهّار الهیدن
حسین قونداقینه سورتوب قانادین تاپدی درمانی

خلاصه اولمیوب راضی پیمبر آغلاسون بو شَه 
ولی اَلآن آلوب دورین گروه و قوم سفیانی
 
گُرورَم بیر جوان اَلآن یقین فتاح خیبر دور 
و یا احیا ائدوب خالق گَنَه ختم رسولانی 

نه حیدر دور نه پیغمبر، بودور یاران علی اکبر 
بو دشت پر بلا ایچره قویان آواره لیلانی 

گُرورَم بیر جوان الان به سن سیزده ساله 
تَحَیُّردا قویوب نورِ رخی سیناده موسانی

دِیوم شهزاده قاسم دور، حسنِ مجتبی اوغلی
ولیکن ماتمینده آغلادور جومله اَحِبّانی 

و داهی بیر دلاور وار الینده پرچمِ اسلام 
اوزینون نوری گون تَک روشن ائتمیش کوه و صحرانی

نیظام ایله دورون لشکر هیاهو ائتمه یون هَر دم 
گوروم کیمدور اوزون، قول قامتی رعنا غضب کانی

تانیدوم رعشه دوشدی جانیمه قلبیم توتوب اخگر 
ابوالفضل المظفّر دور سالوب تشویشه گُردانی 

ایا فرماندهان هنگ و تیپ، گردان جنگاور 
اولون مخبر بو اَمرَه اِیلَیون اجرا بو فرمانی

که دریای غضبدور احتیاط اِیلون بو بابت دَه 
بیلین گلزار طاهانون ابوالفضل دور نگهبانی 

اوگون ام البنیندن که تولد تاپدی بو سَروَر 
حسین فی الفور قاچدی محضر شاهه شتابانی 

ادبله عرض ائدوب بابا، کرم اِئت مژده وئر الان 
منه بیر خوردا قارداش لطف ائدوب خلاق سبحانی

امیرالمومنین فرمایش ائتدی ای عزیز اوغلوم 
گوز اوسته وئررَم انعامون ائشیت بو امر عُظمانی

او خوردا قارداشو وئررم حسین جان من سنه نوکر 
بلا  دشتینده سندن حفظ ائدر اشرار اعدانی 

او دَمدَه تازه مولودی عَلیَّه قیلدیریر تسلیم 
آلوب آغوشینه برج امامت مهر رخشانی 

رسیمدور که آناسیندن گلنده دهره هر مولود 
نچه ساعت گوزون آچماز گوره بو غملی ماوانی

علی گوردو ابوالفضل گوزلرین آچدی نئجه گوزلر 
رخ زیبای مولایه باخار درمانده لر جانی 

ایکی قوللارینه باخدی ائدوب اشکین یئره جاری 
خیاله سالدی دشت کربلا و ظلم اعدانی 

بو اوضاعی گوروب ام البنین فتاح خیبردن 
دئدی گویا علی جان وار بالمون عیب و نقصانی

بویوردو شاه خیبر گیر: ای ام البنین قورخما
منیم بو اوغلیمی بی عیب خلق ایلوبدی خلاق سبحانی

گلور بیر گون همین بو قوللارون نیروی ضربیندن 
حسینون خیمه لر ده خواب ائدر اطفال عطشانی

سران رزم دیده، عاشقانِ ملک و سیم و زر 
بو اَمری سهل سیز سایمون، تغافل اولمایون آنی 
ک
کتاب قَلبَه معصومی یازار نام اباالفضلی
نچون باب الحوائج درد ائدر هر نحو درمانی 

●شاعیر: #احمد_معصومی
●نییر لی شبیخوان، شیمیر احمدَه معروف اولان
●فولکولور شعر و تورک ادبیاتی

ملا احمد درگزینی

 

ملا احمد از علمای قرن چهاردهم هجری است که در #درگزین سکونت داشته است. ایشان طبعی روان داشته و در مرثیه و مصیبت سالار شهیدان اشعار بسیار شیوایی سروده است که خواننده و شنونده را بی اختیار متاثر و اشک بار می سازد. او علاقه شدید و فراوانی به خاندان رسالت داشته و برای #تعزیه خوانی ها که در منطقه ی درگزین برگزار می شده اشعاری سروده است که ظرافت طبع و لطافت روان و بیانش از آن اشعار نمایان می شود.
تاریخ ولادت این دوستدار و عاشق اهل بیت دقیقا معلوم نیست و کیفیت تحصیل و زندگی و استادانش هم مشخص نشده است. ظاهرا در همان درگزین نزد علمای محل کسب علم کرده و حدود شصت و پنج سال عمر کرده است به اعتقاد مدیر مسئول مجله ی (وارلیق) که به زبان ترکی در ایران منتشر می شد حدود سال ۱۲۸۵ هجری قمری به دنیا آمده و حدود ۱۳۵۰ هجری قمری در درگزین وفات کرده است. 
متاسفانه همه ی اشعار ملا احمد جمع آوری نشده و بعضی اشعارش در اذهان مردم منطقه باقی مانده است.
از اشعار اوست که در مجله ی ( وارلق) سال ۵ ص ۷۸ چاپ شده بود:

بلبل گنه بو گلشنه آچدی نوا سسین
گل پرده دن چیخیب دئدی فریاد"یا حسین"

یئرلرده چشمه لر هامو اَل قانه دوندولر
گویلرده قاره گِیدی بو داغ ایله نیرین

گلشنده گل لر آغلادی، گلخنده توتدولر
دوزخده مالک آغلادی جنت ده حور عین

شاه نجف نجف ده محمد مدینه ده
زهرا حسینه آغلادی ای وای نور عین

زینب باش آچدی سویلدی قارداشلاریم هارای
کرب و بلاده اولدو مقابل چو محشرین

او نوجوان کیمیدی که یاندیردی عالمی
توی گورممیشدی یعنی علی اکبرِ حسین

یرده گورنده نعشینی قان ایچره آننَه سی
سسلندی ای تویوندا گِیَن قاره والدین

یاخشی طوی ایلدم سنه ای نامراد اوغول
ای مصطفی شبیهی عزیز شه حنین

از اشعار زیبای او در جزای عمل:
ارّه ی سینِ ستم نخل ستمکاری کَسَر
دست حقدن غافل اولما،کج کسر، کاری کسر 
...و  

علی آهنگری
منبع : تاریخ مفصل همدان تالیف مرحوم صابری همدانی(رحمه الله علیه)

قندعلی شیرین سخن


#قندعلی_رضایی متخلص به #شیرین_سخن
متولد ۱۳۱۰ روستای قره بلاغ
شاعری توانمند که سوادی در حد خواندن و نوشتن دارد

روزه گرفتن امام حسین ع در خردسالی و هدیه جبرئیل به ایشان

باشد ستاره ای به فلک ای شه کبار
از سی هزار ساله یکی گردد آشکار

گویم به تو که مدت عمرم بدیده ام 
من آن ستاره را به فلک سی هزار بار 

هرچه عبادتی که نمودم ثواب آن
کردم به دوستان حسینت کنون نثار 

#قندعلی_رضایی
متخلص به شیرین سخن
 

 

 

 

شعری از زلیم‌خان یعقوب

ساخلا ...

 

قوش اولوب گِدیرم آران[۱] یِریندن
یایلاق مندن #اوتور داغ یِری ساخلا
چکیم سیغاللییم کوُرپه[۲] گوللَری
باغبانلیق عشقینه باغ یِری ساخلا

سِللره یِم[۳] اولار،سوموگوم اَتیم
وطنسیز قریبم،تورپاغسیز یِتیم
داغلارین قوینوندا[۴] برکییم بیتیم
کوُکوندن[۵] اوزولمَز[۶] تاغ یِری ساخلا

یِرییَر اوستومه قوم[۷] قوجاق قوجاق
سُلان[۸] بیر یارپاغام،سوُنَن[۹] بیر اوجاق
قبریمی قازماغا بیر پارچا[۱۰] تورپاق
کفنیم اولماغا آغ یِری ساخلا

✍شاعر: زلیم خان یعقوب 

●ینگی کلمه لر:
#اوتور �t�r : بخاطر.
 خاطر》خاطیر》حاطور》آتور》اوتور 
۱. آراماق جستجو کردن، آران یعنی قابل جستجو 
۲. کورپه k�rpə: خردسال، در کشاورزی دیر کشت شده
۳. یم yem: علوفه یا خوراک
۴. قوینوندا qoynunda: در آغوشش
۵. کوکوندن k�k�ndən: از ریشه، کوک k�k هویج .
۶. اوزولمز �z�lməz: جان سخت، اوزولمک یعنی از بین رفتن 
۷. قوم qum: شن،بیابان "قره قوم" در ترکمنستان یعنی شن بزرگ یا شنزار وسیع ،یکی از معانی "قره" وسیع و بزرگ می باشد مثل قره باغ، قره داغ، قره چمن. 
۸. سُلان solan: پژمرده شده
۹. سُنن s�nən: خاموش شده 
۱۰. پارچا par�a: تیکه، بخش،قسمت

شاعری به نام ناصرالدین شاه قاجار

ناصرالدین شاه قاجار، فرزند محمدشاه، ششم ماه صفر۱۲۴۷ قمری در تبریز متولد و در سال ۱۲۶۴ قمری به سلطنت رسید. وی در دورۀ حکومت خود نقش بسزایی در رونق و توسعۀ آیین‌های شیعی از جمله عزاداری و برگزاری تعزیه  و آئینها و جشنهای ایرانی داشت. 

ناصرالدین شاه از جمله پادشاهانی بود که قریحۀ شاعری داشت و سروده‌های بسیاری با تخلص  #ناصر از خود به یادگار گذاشت. به طور کلی، زبان و #ادبیات_فارسی در دورۀ سلطنت او و فتحعلی شاه قاجار رونق و توسعۀ زیادی پیدا کرد زیرا هر دو پادشاه شاعر و صاحب قریحه بودند و به این موضوع بسیار اهمیت می‌دادند. 
او علاوه بر سرودن #شعر، به نوشتن #سفرنامه و انجام کارهای هنری دیگری چون #نقاشی و #عکاسی هم علاقمند بود و آثاری از خود به جا گذاشته است.  بخشی از دیوان ناصرالدین شاه به اشعار آئینی و مذهبی با زبان #فارسی و #ترکی مربوط است. 
سبک سروده‌های ناصرالدین شاه عموماً عراقی بوده و از ضوابط این سبک پیروی کرده است. او در سرودن شعر دارای طبعی لطیف و قریحه‌ای سرشار از ظرایف و معانی بوده است. در میان سروده‌ها و اشعار ناصرالدین شاه مراثی و اشعار مذهبی او جایگاه ویژه و خاصی دارد و حتی می‌توان گفت که شاعری و معروفیت اشعار وی بیشتر مربوط به همین گونه اشعار است. او در غزلیات عاشقانۀ خود بیشتر از سعدی و حافظ تبعیت کرده و به استقبال این دو شاعر بزرگ رفته است

●نمونه شعر فارسی
سالی ناصرالدین شاه به مرض سخت مبتلا گردیده بود که معالجه‌اش در تهران میسر نگردید. نذر کرد در صورتی که بهبود یابد، پانزده روز #کفش‌داری و جاروب‌کشی صحن مقدس #امام_هشتم علیه‌السلام را به عهده بگیرد. لذا وقتی که سلامتی برای او حاصل می‌شود، نذر بجا آورده و به این مناسبت نیز شعری سروده و دستور داد آن را بالای کفش‌کن حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام کتیبه کنند.

کجا هوای شهنشاهی زمین دارم
که کفش‌داری سلطان هشتمین دارم

سزد که فخر کنم بر شهان به روز جزا                         
به کفش‌داری سلطان دین امام رضا

●نمونه شعر ترکی
قويدوم‌ قدم‌ امام‌ حسينين‌ رواقينا
دوشدوكونول‌ طواف‌ ائيله‌مك‌ اشتياقينا

 اوپدوم‌ حرم‌حريميني‌ قبرين‌قوجاقلاديم‌
 گوردوم‌ حسين‌اصغرين‌ آلميش‌ قوجاقينا

 هرده‌ن‌ بوغازينين‌ياراسيندان‌ قانين‌ سيلير
 هرده‌ن‌ قويور دوداغيني‌ عطشان‌دوداقينا

شوط ائيله ديم ضريحين اياق سمتينه گئچيب
قويدوم يوزومو صدق ايله اكبر آياقينا

آغلييرديم اكبره كي صدا گلدي دور گئدك
يالقيز قويان عروسونو قاسيم اوتاغينا

گلديم او سمته گوردوم عروسون سسي گلير
مشغول دور عمواوغلو سو قاسيم فراغينا

 قبر علي‌ّ اكبري‌پايين‌ پاييده‌
 گوردوم‌ كي‌ قونچه‌ تك‌ آسيليب‌گول‌ بوداقينا

 در بان‌ او بارگاه‌ده‌ قبر حبيب‌ايدي‌
 يئتميش‌ ايكي‌ غريب‌ شهيدين‌ رواقينا

هر قبر صاحبين‌ سوروشوردوم‌ كي‌ كيمدي‌ بو؟
اخلاص‌ ايله‌ قويام‌ اوزومو تا آياقينا

 ناگاه‌اوجالدي‌ حضرت‌ عباس‌ نعره‌سي‌
كاي‌ نابلد دخيل‌ زيارت‌ سياقينا

 من‌ هر شهيد د‌ن ‌ياخينام‌ آغلايان‌ گوزه‌
 سقّا اولان‌ هميشه‌ گئد‌ر سو سوراقينا

✍نویسنده: طاهره کاظمی با اندکی تلخیص

●منابع

-       مجاهدی، محمدعلی(۱۳۸۶). کاروان شعر عاشورا، قم: زمزم هدایت.

-       مظاهری، محمدحسام(۱۳۹۵). ذیل مدخل ناصرالدین شاه، فرهنگ سوگ شیعی، ویراستار محمدحسام مظاهری، تهران: خیمه.

-       ناصرالدین قاجار(۱۳۹۱). دیوان ناصرالدین شاه قاجار، به کوشش مهدی آصفی، تهران: مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر.

-       ناصرالدین قاجار(۱۳۹۰). دیوان کامل اشعار ناصرالدین شاه قاجار«ناصر»، به تحقیق و اهتمام حسن گل‌محمدی«فریاد»، تهران: علم.

غلام دگیرمانچو ( غلام نوروزی )

 

... کمتر کسی هست که  اهل قروه باشد و بیشتر از من (سی سال) سن داشته باشد و اسم #غلام_دگیرمانچو (آسیابان) و یا قصه ای از اشعارش و استفاده از آن شعرها برای افعالی بهلول منشانه را نشنیده باشد.
تلنگر به نحوه عزاداری ها، یا حمله به دشمن یا ...
سالها بود می خواستم ایشان را همانطور که بود معرفی کنم اما متاسفانه ایشان بسیار نابهنگام دار فانی را وداع گفت و این استعداد خدادادی را با خود به سرای باقی برد
سواد چندانی نداشت! خیلی کم، آنقدر که دستخطی داشت ناخوانا و کج و معوج و غلط های املایی فراوان ، اما استعداد بی نهایت ... چه شعر ترکی و چه فارسی برایش فرقی نداشت. ابتدای شغلش را نمی دانم چه بود اما خودش میگفت " ... رفتم دنبال مسگری، زمانی که همه ظرف مسی داشتند! درآمد خوبی هم داشت مخصوصا دم عید که همه ظرفهایشان را برای آبکاری و سفید کردن می آوردند اما هرچه به انقلاب نزدیکتر شدیم کم کم ملامین وچینی و استیل مد شد و کار من رو به کسادی ...! برای همین رهایش کردم و رفتم دنبال آسیابانی! تازه مردم از دست آسیای آبی راحت شده بودند من هم چون تازه برق با یک ژنراتور به قروه آمده بود آن هم  در محل بانک سپه فعلی گذاشته بودند رفتم یک آسیای برقی خریدم و جایش را در منزل خودمان "پشت مجتمع تجاری شهرداری که در حال احداث است" درست کردم و کارم را شروع کردم درآمد خیلی خوبی داشت تا زمانی که این نانوایی های ماشینی مد شد و زنها دست از پخت نان در خانه برداشتند و باز هم کار من کساد شد و ..."
علاقه اش به بحث عاشورا و اهل بیت و در راستا و موازات آن به انقلاب اسلامی  و شخص اما خمینی ره در اشعارش موج می زند. اشعاری در کمک به جریان انقلاب سروده شده در روزهای قبل از انقلاب نشان از مطلع بودنش از امور سیاسی و پیگیری آن در دوره ای که کمتر کسی در این شهر در پی امور سیاسی بود دارد.
"قهوه خانه نبی" که نمونه یک کافی شاپ مدرن امروزی بود با تلوزیون لامپی که دائم داغ می کرد . پخش سریالهایی مثل " مراد برقی" و انواع شوهای تلوزیونی آخر هفته یا پخش زنده مسابقات بوکس که "محمدعلی کلی" آمریکایی طرفدران زیادی در قروه داشت باعث می شد این قهوه خانه همیشه شلوغ باشد و تلوزیون دم به دقیقه داغ کند و تنها فرصت خنک شدن این تلوزیون لامپی زمان پخش اخبار باشد! اخبار که پخش می شد تلوزیون را خاموش می کردند تا خنک شود ! برای همین است که میگویم در آن دوره مردم به فکر سیاست نبودند اما غلام بود و خوب هم می دانست قرار است چه اتفاقی بیفتد!
برای همین بود که بعد از انقلاب به سرعت به جبهه اعزام شد و در مناطق جنگی غرب مستقر شد تا دین خود را به افکار و اعتقادات و میهن خودش ادا کند
اما چه می شود کرد؟! غلام فقط غلام بود و بال پرواز نداشت و در برکه ای مثل قروه نمی توانست نهنگ باشد
ماند و نوشت و فرزندی از خود به یادگار گذاشت تا این شعر ها را به دست من برساند. حمزه دفتر شعرش را در اختیار من گذاشت. حمزه هر چند شاعر نیست اما پسری با روی گشاده است که البته امانت دار خوبی هم بوده ...

✍ نویسنده: بهمرام بهرامی رشید
 نمونه شعر ایشان در ادامه مطلب ...۵

ادامه نوشته

ای دل ...

ای دل به چند ؟خیره ،خودت را گدا کنی
آن به که بی نیازی خود دست و پا کنی
تا چند رنج منت هر بی پدر کشی
تا چند رو به هر غُر مادر خطا کنی
کم آبروی همت خود را به خاک ریز
ای پست تر ز خاک تو پس کی حیا کنی ؟
این بار اگر به کوه نهی خم کند کمر
خود را ز سنگ سخت تر آخر چرا کنی
وجدان پاک خویشتن آلوده بر به خاک
تا کی کنی ؟ روا بود این نا روا کنی ؟
زن را به زن سپار و تو خود مرد خویش باش
ای کم ز زن به قحبه چرا لابه ها کنی
افزون طلب مباش که خونابه کم خوری
شاهی اگر به نان جُوَت اکتفا کنی
کم خور که کم خوری غم عالم وگرنه خویش
خواهی فزون هرآنچه فزون مبتلا کنی
دانی از این زیاده روی ها چه می کنی
یک عزتی به ذلت بی حد فدا کنی
بینی تمام عزت دنیا به ثروت است
ثروت مگوی عزت خود را هبا (1) کنی
آن نام کیمیا که به افسانه بشنوی
آن بی نیازی است اگر دست و پا کنی (2)
خواهی بِرَنج و خواه کدر شو ز گفت من
"فانی " تو خویشتن آخر دفا (3) کنی

 

🖋 نصراله خان اصلانی کاهاردی
👌 ابیاتی از این شعر در نسخه اول به صلاحدید فرزندانشان حذف گردیده که متاسفانه امروز در دسترس نیست .

—------------------------------------------
1- هبا کردن یعنی نابود کردن
2 - ترجمه تحت اللفظی از یک عبارت ترکی است : ال ایاق ائله مک əl əyaq eləmək) ( یعنی به فراست افتادن و به سرعت دنبال کاری را گرفتن
3 - دفا: خمیدگی-انحنا

حضور افتخاری جناب آقای محمد رضائیان افروز در انجمن ادبی "فانی"

 

 


نشست امروز (95/10/8) انجمن ادبی فانی قروه درجزین با حضور هنرمندی مزین شد که همه ما سالهاست او را به اردات و بندگی اش به خاندان رسول اله (ص) در شبهای محرم و نوحه سرایی به عشق حضرت اباعبداله الحسین (ع) می شناسیم. این مرد جوان و هنرمند که جاده پر فراز و نشیب موفقیت را در تنهایی اما در سایه سار پر مهر و محبت خانواده ای زحمت کش و توجهات بی دریغ خداوند متعال طی کرده است امروز در کسوت هنرمندی به جامعه هنری ایران معرفی می شود که دارای تحصیلات آکادمیک در رشته "آواز ایرانی" از بهترین دانشگاههای ایران و افتخار شاگردی بزرگانی چون استاد تجویدی و خواننده بزرگ و پر آوازه سنتی ایران استاد گلپایگانی (گلپا) را دارد و در سخنانش افتخار شاگردی آنها را باعث سرافرازی خود می داند. تهران بزرگ و ده سال غربت و سختی ثمر داده بود تا او امروز یک خواننده و هنرمند مشهور در کشور باشد و تنها سه ماه با جهانی شدن و شناختنش در دنیا و اجرای کنسرت در سوییس فاصله داشته باشد
آری محمد رضاییان افروز، این جوان هنرمند که در همین شهر قروه چشم به زندگانی گشود در همین کوچه و پس کوچه های قروه رشد و تعالی یافت و با کودکان همین شهر به مدرسه رفت و دور از همه امکاناتی که نسل های دهه هفتاد و هشتاد و نود در اختیار دارند رشد کرد. مدرسه راهنمایی شریعتی و دانش آموزانش شاهد درخشش استعداد و خط و نشان کشیدنهایش به دنیای هنر در آینده ای نزدیک بودند . آنجایی که محمد رضائیان چشمها و گوشهای حیرت زده مهمانان مسجد جامع قروه را با تقدیم آوازی به همه مادران این سرزمین به نقطه معطوف کرده بود که خبر از آینده ای روشن داشت. انجایی که گروه های سرود مدارس در به خدمت گرفتنش و استفاده از صدای بی نظیرش برای موفقیت سر و دست می شکستند تا شاید به کمک تنها او در مسابقات فرهنگی و هنری مدارس به موفقیت برسند آری او دست برتر هر گروه سرودی در مدرسه بود او توانست بین "مطرب" شدن و "هنرمند" شدن دومی را برگزیند و یک هنرمند آواز ایرانی باشد و امروز مهمان همان شهر و دیار خود باشد، مهمان انجمن ادبی "فانی" قروه تا بگوید هنوز هم به اصل خویش متصل و افتخار آن را دارد که ریشه در خاک قروه دوانید و با آب و خاک این شهر رشد کرد و امروز ثمره تلاش هایش زنده نگاه داشتن هنر اصیل ایرانی هنر آوازی است که کمتر کسی با این هجوم وحشی فرهنگی غرب به سمت و سوی آن گرایش دارد .
این نشست ادبی که طبق هماهنگی انجام شده منتظر شعرخوانی ایشان بود با استقبال دوستدارانش در شهر قروه از او درخواستی جز مهمان کردنشان به یک جرئه آواز نداشت که این میهمانی با شکوه هم برگزار شد تا همه اهالی هنر ببینند و بدانند که محمد رضائیان گرچه افتخار مداحی و نوحه خوانی حضرت ابا عبداله الحسین را در ده روز محرم در شهر و دیار خود دارد اما یک استاد آواز ایرانی است که حنجره طلایی او نشان ظهور یکی از بی رقیب ترین خواننده های سنتی آواز ایران را دارد.
با سپاس
بهمرام بهرامی رشید
مسئول انجمن ادبی "فانی" قروه درجزین

 

مراسم بزرگداشت دکتر عبداله نصرتی در سالن اندیشه برگزار شد

 

دکتر عبداله نصرتی استاد ادبیات دانشگاه بوعلی سینا که تجربه نیم قرن تدریس و تربیت فرزندان این مرز و بوم را دارد متولد روستای کرفس از توابع بخش قروه درجزین است .ایشان در بیش از پنجاه سال تدریس و تحصیل مسیری دشوار از معلمی دبستان تا استادی دانشگاه و مکتب محقر روستایی تا دکتری دانشگاه تهران را طی و از خود اسطوره ای ساخت تا پنج نسل از تربیت شدگان استاد امروز و در این سالن به عشق بزرگداشت ایشان از اقصی نقاط کشور حضور به هم رسانند.
در این مراسم اساتید دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بوعلی سینا ،آقای الهی تبار معاونت سیاسی امنیتی استانداری همدان و رجال مطرح علمی،سیاسی و فرهنگی منطقه مسئولین ادارات، شاگردان استاد از دوره دبستان تا دانشگاه و آحاد مردم منطقه حضور داشتند.
به پیشنهاد آقای الهی تبار شورای شهر قروه درجزین و رزن اعلام نمودند که معبری به نام استاد در سطح هر دو شهر نامگذاری خواهد شد و همچنین کتابخانه ای را به نام استاد مزین خواهند نمود.
پایان مراسم با سخنرانی استاد و اهدای هدایای حاضرین همراه بود .

بهمرام بهرامی رشید

درجزین، زادگاه خالق "موش و گربه"

درجزین، زادگاه خالق "موش و گربه" خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی، شاعر و لطیفه‌پرداز نامدار ایران در قرن هشتم هجری و خالق آثار زیبایی چون "موش و گربه" است که بنابر منبع تاریخی اهل قروه درجزین در استان همدان به شمار می رود. به گزارش نافع، البته در محل تولد و نسب این شاعر نامدار ابهامات متعددی وجود دارد، اما در مقاله زیر که به قلم پژوهشگر ارجمند "احمد صلاحی" به رشته تحریر درآمده، سعی شده پرده از این ابهامات برداشته شود.

درجزین، زادگاه خالق

 

ادامه مطلب را مطالعه نمایید 

ادامه نوشته

عاشیق مسیح اله رضایی دار فانی را وداع گفت

 

"عاشق مسیح اله رضایی دار فانی را وداع گفت"

 این اولین و آخرین جمله ای بود که پس از درگذشت این مرد هنرمند در برخی کانالهای تلگرامی منتشر شد.نه تسلیتی در تلوزیون محلی نه در روزنامه ای نه مجله ای و نه سایت های خبری.این اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود.نامهربانی ما ایرانی ها با فرهنگ و هنر در بین خود ما نیز شهره است.شهره بودیم به مرده پرستی ، عاشیق مسیح اله هم مرد اما پرستیده نشد...

مسیح اله یک فرد و یک نفر نبود او مردی بود که بیش از نیم قرن در مسیر اعتلای شعر و هنر و ادبیات ترک در چهار استان ترک نشین مرکزی یعنی همدان ،قم ،قزوین و مرکزی کوشید ،از واپسین سالهای حکومت منحوس پهلوی که با همه گیر شدن ضبط صوت و ضبط صدای ماندگار این عاشیق بزرگ بر روی نوار کاست و انتشار آن در بین توده های مردم آغاز شد تا در تمام سالهای بی مهری دهه شصت که به موسیقی روا شد و این دوره غم انگیز و غریب که گویی مردم ایران پشت به همه ارزشهای انسانی و دینی و مذهبی و سنت خود کرده اند و نسل امروز نه تنها عاشیق را نمی شناسد بلکه حتی 7 دستگاه موسیقی ایرانی را هم نمی شناسد.این نسل به جای خو گرفتن با سه تار و چگور به گیتار پناه آورده اند و به جای تصنیف و ترانه های اصیل ایرانی به موسیقی های بی ریشه و بی سر و ته راک و ...

عاشق مسیح اله تمام این دوره های پر فراز و نشیب را با استقامت تمام طی کرد ایستاد چونان سروی سرافراز در تند بار روزگار و خم به ابرو نیاورد.خودش را متعلق به زادگاهش "پریسبان" استان قزوین ندانست.همه مردم ترک مرکزی ایران وی را دوست داشتند ونفس گرم و صدای دلنشینش منادی عشق، انسانیت و شرف بود و داستانهای عاشیقی او نقشه راه زندگی بشری،وقتی از عاشقی های "شاه اسماعیل" می خواند و از سوز "کرم" در عشق " ،اصلی" پایداری در عشق را به یاد ما می آورد ،صدای چکاچاک شمشیر "کوراغلو" در پی داد ستاندن از بیدادگران عثمانی از چگورش به گوش می رسید و خون سلحشوری ظلم ستیزی را در رگهای انسانهای آزاده به جوش می آورد، چه زیبا پیمان "صیدی" با "مولا علی" را به تصویر می کشید و عشقی که تا سر دادن صیدی در راه معشوق پیش می رفت،آری صدای عاشیق مسیح اله نوستالژی فراموشی ناپذیر کودکی ها و جوانی و میانسالی های ما بود و "یازقوجالموشام" زمزمه پیریهای ما .

مسیح اله به تنهایی ملتی بود که رفت و دنیایی از اندوخته های شعر و ادبیات ترک را با خود برد و گویی با هجومی که به فرهنگ ایران شده دیگر تولد عاشیق مسیح اله دیگری محال باشد.

جوانان ایران زمین عاشق مسیح ا... در خوابی ابدی رفت تا ما از این خواب سنگین بیدار شویم و بدانیم فرهنگ و هنر و ایرانی در حال استحضار و آخرین روزهای حیات خود را سپری می کند بیدار شوید که اگر دیر بجنبید در آینه به جای یک ایرانی شمایلی از یک غربی را خواهید دید که فقط شناسنامه ای ایرانی دارد ...

نویسنده :بهمرام بهرامی رشید

قروه درجزین

مرداد 95

 

معرفی سنت عاشیقی

سنت عاشقی در فرهنگ ترکیه،آذربایجان و ایران در عقاید شمنی ترکان باستانی ریشه دارد.عاشق‌های قدیم با لغاتی مانند بخشی، دده (روحانی) و اوزان نامیده شده‌اند. انتقال شفاهی فرهنگ، ترویج ارزش‌ها و سننن فرهنگی از جمله وظایف این صنف بود. ٔبر اساس حماسه نامه دده قورقود ریشه عاشقها حد اقل به قرن هفتم میلادی می‌رسد.

برجسته ترین حادثه در تاریخ موسیقی عاشقیٔ بر تخت نشستن شاه اسماعیل صفوی (۱۴۸۷-۱۵۲۴) بود.این پادشاه خود را یک عاشیق به حساب می‌آورد و چنان به این هنر وابسته بود که در شعری همراه داشتن ساز را جز ارکان اربعه انسانیت شمرده است.

بنا بر نظر فوأد کپرولو در زمان شاه اسماعیل لغت عاشیق جایگزین اوزان شد. در واقع می‌توان گفت که در آذربایجان فرهنگ عاشیقی، در فرم کنونی، یادگار شاه اسماعیل صفوی است.

استادی در هنر عاشیقی مستلزم توانایی همزمان در سخن (شامل شاعری و به یاد داشتن داستانهای عاشیقی) و نواختن ساز است. بر این اساس است که عاشیقها در توصیف هنر خویش جفت لغات ساز و سوز (söz) را با هم بکار می‌برند. 

ساز عاشیقی، که عموماً با تک لغت ساز شناخته می‌شود، با قوپوز و چگور هم خانواده است و از جهات زیادی به باغلاما شباهت دارد. ساز عاشیقی با مضراب نواخته می‌شود. ساز دارای ۲۰ پرده می‌باشد و از ۹ سیم تشکیل می‌گردد.

عاشیق های معروف

قرن سیزدهمیونس امره،۱۳۲۱-۱۲۴۰ میلادی ترکیه

قرن چهاردهمقایگوسوز ابدال،۱۳۴۱-۱۴۴۴ ترکیه

قرن شانزدهم

پیر سلطان ابدال (۸۷۹ - ۹۴۹ خورشیدی ترکیه

عاشیق قربانی، متولد روستای دریلو 1477، ایران

عاشق غریب (Aşıq Qərib) :ایران

قرن هفدهم

کاراجااوغلان

خسته قاسم (Xəstə Qasım) شاعر، عارف و فیلسوف قرن دوره افشاریه، (۱۷۶۰-۱۶۸۴ میلادی)، متولد و در گذشته تیکمه‌داش می‌باشد. او یکی از ستونهای استواری موسیقی عاشیقیاست. ساری عاشیق ، (Sarı Aşıq)، که در اواخردورهٔ صفویّه زندگی می‌کرد، به «غریب عاشیق»، «ساری عاشیق» و «حق عاشیقی» معروف بود. بنظر می‌آید که وی در یکی از دهات شهرستان اهر به دنیا آمده، دوران جوانی خود را در قاراداغ به سر آورده و سپس به ایالت «زنگه زور» شمال کوچ کرده و در دهی به نام «قاراداغلی» ساکن شده است. عاشیقهای بعدی دربارهٔ زندگی او منظومهای با نام «یاخشی و ساری» آفریده‌اند.[نیازمند منبع] بایاتیهای ساری عاشیق معروف هستند.[۲۶]

عاشیق عباس توفارقانلی یا تفارقانلی، Aşıq Abbas Tufarqanlı، در آذرشهر، که با نام تاریخی تفارقان شناخته می‌شد، بدنیا آمد و همعصر با شاه عباس صفوی است.

قرن هیجدهم

سایات‌نووا زاده ۱۷۱۲ یا ۱۷۲۲ - درگذشته ۱۷۹۵)، ارمنستان یا «شاه نغمه‌ها» لقب هاروتیون سایاتیان، بزرگ‌ترین موسیقیدان ارمنی‌تبار سده هجدهم میلادیاست.

عاشیق واله (Aşıq Valeh) در سال ۱۷۲۹ در روستای گلابلو، در شهرستان آقدام، آذربایجان

قرن نوزدهم

عاشیق علی‌عسگر از مشهورترین عاشیق های همه ادوار است و شاید درست باشد که او را به تنهایی بتوان یک مکتب در صنعت عاشیقی نامید. در سال ۱۸۲۱ در روستای آق‌کلیسا در استان گغارکونیک سرزمین خانات ایروان ارمنستان کنونی متولد شد.

عاشوق جیوانی، (۱۸۴۶-۱۹۰۹)، با نام اصلی سروب ستپانی لوونیان ((به ارمنی: Սերոբ Ստեփանի Լևոնյան))، ((به انگلیسی: Serob Stepani Levonian)) در ارمنستان متولد شد و قرن بیستم

عاشیق گلاب داودی دارای لقب " دده" و از عاشیق‌های برجسته ایران و آذربایجان در ساخت ساز و قصه گویی تبحر خاصی دارد.

مخلص آخار سؤ , عدالت , حسین بزالقانلی , حسین ساراچلی , امراه , عاشیق ایمران حیدری

عاشیق محزونی شریف (۱۷ نوامبر ۱۴۴۰–۱۷ می ۲۰۰۲)، عاشیق، آهنگساز، شعر و نویسنده ترکیه‌ای بود.

عاشیق حسین جوان 1916-1958 آذربایجان

کماندار افندو متولد ۲۲ اکتبر ۱۹۳۲ در شهر مارنئولی گرجستان می‌باشد. او از سنین پایین ساز زدن را شروع کرده و در سال ۱۹۵۹ نماینده عاشیق‌های آذربایجان شد.

عاشیق رسول قربانی که اکنون با عنوان "دده" در بین عاشق‌ها شناخته می‌شود، در سال ۱۳۱۲ در روستای عباس‌آباد قره داغ به دنیا آمد. وی فعالیت در عرصه موسیقی عاشیقی را از سال ۱۳۳۰ آغاز کرد و از سال ۱۳۴۳ در رادیو به اجرای موسیقی پرداخت. رسول از سال ۱۳۶۴ در جشنواره‌های مختلف موسیقی محلی داخلی حضور یافته و همچنین در فستیوال‌های خارجی در بیش از ۱۵ کشور جهان روی صحنه رفته است. عاشیق رسول نشان هنری تبریز را دریافت کرده است. قرار است جشن بزرگدشت هشتاد سالگی رسول در فرهنگسری نیاوران برگزار شود.[۶۴]

عاشیق درویش وهابزاده در سال ۱۳۰۲ -1372 ایران-ارومیه

 عاشیق محمد حسین دهقان در سال ۱۳۱۳ ایران ارومیه

عاشیق عبدالعلی نوری در سال ۱۳۱۸ در روستای جانانلو به دنیا آمد و در خرداد ۱۳۸۲ دار فانی را وداع گفت.

عاشیق حسن اسکندری در سال ۱۳۲۴ ایران 

قرن بیست و یکم

چنگیز مهدی پور، متولد سال ۱۳۴۰ در روستای شیخ حسینلو، نشان درجه یک هنری کشور را کسب کرده است. چنگیز دو کتاب در زمینه موسیقی عاشیقی تالیف کرده است؛ آشیق هاوالاری و مکتب قوپوز.

پریسا ارسلانی سال ۱۹۷۸ در ارومیه متولد شد. مدتها قبل از اینکه به خوانندگی حرفه‌ای بپردازد، نوازنده ساز شده بود. وی در چندین جشنواره ملی موسیقی ایران به عنوان نفر اول و پدیده جشنواره‌ها شناخته شد و به دریافت جوایز متعددی نایل شد. او در رشته آواز از کنسرواتوار ملی آذربایجان فارغ‌التحصیل شده است.

عاشیق حسین ساعی، متولد ۱۳۴۵، با سالها فعالیت در جایگاه پژوهشگر داستان‌ها و حکایت‌های قدیمی آذربایجان و عاشیق‌ها، ۵۵ عنوان کتاب در این زمینه را به چاپ رسانده است.

سمیرا علیوا، متولد ۱۹۸۱ در باکو، یک عاشیق حرفه‌ای است و در دانشگاه دولت آذربایجان تدریس می‌کند.

زولفیه عبادوا (Zülfiyyə Ibadova) در سال ۱۹۷۶ باکو به دنیا آمد.

فضائل مسکینلی، متولد ۱۹۷۲، استاد مسلم ساز است. او در دانشگاه دولتی آذربایجان تدریس می‌کند.

کوثر علی شهبازی (سلجوق) در سال ۱۳۴۱ شمسی میانه

عاشیق محرم سلمانی در سال ۱۳۲۰ -1381 ساوه 

به مناسبت سالگرد درگذشت میرزاده عشقی

 

ميرزاده عشقي نويسنده آزادي خواه

 

آزادي را با خون نوشت

 ميرزاده عشقي

سعيد ثقه اي – ميرزاده عشقي از شاعران و روزنامه نگاران مطرح و برجسته همداني است كه در مدت حيلت خود به فعاليت هاي وطن دوستانه زيادي دست زد و با سرودن اشعاري همچون نوروز نامه و رستاخيز و عشق وطن به شهرت رسيد و در فعاليت هاي روزنامه نگاري خود نيز با شجاعت از افكار و گفتار رضا خان انتقاد كرد و دست آخر هم در اين راه كشته شد كه برخي ها قتل وي را به عوامل رضا خان نسبت مي دهند .

 

در متن زير گفتگوي فرضي ما را با اين شاعر بزرگ روزنامه نگار مي خوانيد :

 

ابتدا خودتان را معرفي كنيد ؟

سيد محمد رضا كردستاني ، معروف به ميرزاده عشقي هستم. متولد 20 آذر ماه 1272 در شهر زيباي همدان ،.

تحصيلات خود را در كجا گذرانديد ؟

بنده در مدرسه الفت و آليانس دو مدرسه معروف شهر همدان درس خوانده و به كسب كمال همت گماردم.

مي گويند شما به زبان فرانسه نيز به خوبي مسلط هستيد ؟

بله من سالها مشغول يادگيري اين زبان بوده ام و چند سالي هم به عنوان مترجم در يك بنگاه تجاري فرانسوي مشغول به كار بودم .

از فعاليت هايتان در زمينه روزنامه نگاري بگوييد ؟

در سن 20 سالگي در همدان روزنامه «نامه عشقي» را راه اندازي كردم اين روزنامه در زمان جنگ جهاني اول بود كه دنيا در اوج هرج و مرج قرار داشت  سپس روزنامه قرن بيستم را با حمايت آيت الله مدرس منتشر كردم البته بيش از 17 شماره دوام نداشت.

جريان چاپ جمهوري نامه و مخالفت هاي شما با سردار سپه چه بود ؟

در روزنامه و در اشعارم بار ها با مسئله جمهوري رضا خان  به باد انتقاد گرفتم تا اينكه به زندان افتادم ولي بعد از زندان نيز به مخالفت هايم ادامه دادم.

 

و ميرزاده عشقي در نهايت در سن 31 سالگي در تاريخ 12 تير ماه 1303 هجري شمسي در منزل در شهر تهران از سوي دو فرد ناشناس كه معلوم نبود از سوي چه كسي اتجير شده اند مورد هدف گلوله قرار گرفت و در راه وطه كشته شد .مزار اين شاعر و روزنامه نگار گرانقدر در ابن بابويه قرار دارد .

 

 

سالروز بزرگداشت سعدی

 

اول اردیبهشت سالروز خالق بوستان و گلستان همیشگی ایران

به مناسبت سالروز گرامیداشت مقام ابوعبدالله مشرف بن مصلح سعدی شیرازی

   

شیخ اجل سعدی شیرازی در گلستانی که باد خزان بر ورقش دست تطاول نداشته و نخواهد داشت و گردش زمان عیش ربیع او را به طیش خریف مبدل نخواهد کرد آورده است:

پارسایی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و بهیچ دارو به نمیشد مدتها در آن رنجور بود و شکر خدای را عزوجل همچنان میگفت.

پرسیدندش که شکر چه میگویی؟

گفت : شکر آنکه به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی

اول ارديبهشت روز سعدي است. شاعري كه شعرش چه خوش بر سر در سازمان ملل مي‌درخشد.


بنی آدم اعـضـای یـکــدیـگرند

که درآفـرینش ز یک گوهرند

چوعضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قـرار

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشـایـد کـه نامت نهند آدمی


شعر سعدي اينگونه جهان را تحت تأثير خود قرار داد تا بار ديگر نام ايران و ايراني براي هميشه در جهان ماندگار شود.



سالروز تولد اين شاعر با شروع ماهي است كه عطر نارنج در سراسر اولين سرزمين مدافع حقوق بشر، مي‌پيچد. بي‌شك مسافران بسياري انتظار آغاز اين ماه را مي‌كشند تا همزمان با روز سعدي از سرزمين كوروش، شهر باغ‌هاي ايراني و بهشت ايران بازديد كنند.


شيخ شيرازي در پنجاه سالگی گوشه نشینی و خاموشی‌اي را اختيار مي‌كند تا بوستان و گلستاني هميشگي را نه فقط براي ايرانيان بلكه براي همه جهان خلق كند.مقام اين شاعر نزد اهل ادب تا بدانجاست که به وی لقب استاد سخن داده‌اند.


درباره نام و نام پدر شاعر و هم چنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است. سال تولد او را از 571 تا 606 هجری قمری احتمال داده اند و تاریخ درگذشتش را هم سال‌های 690 تا 695 نوشته اند.


سعدی در شیراز، مهد تمدن ايران در دوره باستان پای به هستی نهاد و هنوز کودکی بیش نبود که پدرش در گذشت. آنچه مسلم است اغلب افراد خانواده وی اهل علم و دین و دانش بودند.

سعدی خود در این مورد می گوید:

همه قبیله ی من، عالمان دین بودند

مرا معلم عشق تو، شاعری آموخت

سعدی پس از تحصیل مقدمات علوم از شیراز به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تکمیل دانش خود پرداخت.

او در نظامیه بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش آن زمان به حساب می آید در درس استادان معروفی چون سهروردی شرکت کرد. پس از این دوره به حجاز، شام و سوریه رفت و در آخر راهی سفر حج شد.

او در شهرهای شام (سوریه امروزی) به سخنرانی هم می پرداخت ولی در همین حال، بر اثر این سفرها به تجربه و دانش خود نیز می افزود.

اين شاعر پارسي‌گو در روزگار سلطنت "اتابک ابوبکر بن سعد" به شیراز بازگشت و در همین ایام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفرید و به نام «اتابک» و پسرش سعد بن ابوبکر کرد. برخی معتقدند که او لقب سعدی را نیز از همین نام "سعد بن ابوبکر" گرفته است.

پس از بین رفتن حکومت سلغریان، سعدی بار دیگر از شیراز خارج شد و به بغداد و حجاز رفت.

شيخ اجل، شاعري جهاندیده، جهانگرد و سالک سرزمین‌های دور و غریب بود؛ او خود را با تاجران ادویه و کالا و زئران اماکن مقدس همراه می کرد. از پادشاهان حکایت‌ها شنیده و روزگار را با آنان به مدارا می‌گذراند. سفاکی و سخاوتشان را نیک می شناخت و گاه عطایشان را به لقایشان می بخشید. با عاشقان و پهلوانات و مدعیان و شیوخ و صوفیان و رندان به جبر و اختیار همنشین می شد و خامی روزگار جوانی را به تجربه سفرهای مکرر به پختگی دوران پیری پیوند می زد.

سفرهای سعدی تنها جستجوی تنوع، طلب دانش و آگاهی از رسوم و فرهنگ‌های مختلف نبود؛ بلکه هر سفر تجربه ای معنوی نیز به شمار می آمد.


وارد شدن سعدی به حلقه شیخ شهاب الدین سهروردی خود گواه این موضوع است. ره آورد این سفرها برای شاعر، علاوه بر تجارب معنوی و دنیوی، انبوهی از روایت، قصه ها و مشاهدات بود که ریشه در واقعیت زندگی داشت؛ چنان که هر حکایت گلستان، پنجره ای رو به زندگی می گشاید و گویی هر عبارتش از پس هزاران تجربه و آزمایش به شیوه ای یقینی بیان می شود. گویی، هر حکایت پیش از آن که وابسته به دنیای تخیل و نظر باشد، حاصل دنیای تجارب عملی است.

سهل و ممتنع بودن آثار سعدي يكي از ويژگي‌هاي شاخص اين شاعر است . سهل است چون در نظر اول ساده به نظر می رسند و کلمات سخت و نارسا ندارد و به همين دليل در طول قرن های مختلف، همه خوانندگان به راحتی با این آثار ارتباط برقرار کرده اند.

اما آثار سعدی از جنبه ی دیگری، "ممتنع" هستند و کلمه ی "ممتنع" در اینجا یعنی دشوار و غیرقابل دسترس.

وقتی گفته می شود شعر سعدی "سهل و ممتنع" است یعنی در نگاه اول، هر کسی آثار او را به راحتی می‌فهمد ولی وقتی می خواهد چون او سخن بگوید می فهمد که این کار سخت و دشوار و هدفی دست نیافتنی است


در سده 18 میلادی، فرزانگان و فرهیختگان اروپایی با نام سعدی و گلستان و بوستانش آشنایی و انس و الفت پيدا مي‌كنند. «هِردِر» و «گوته» در آثارشان از سخنان آموزنده و اخلاق گرایانه‌ سعدی بهره بسیار گرفته‌اند.


گوته در یادداشت‌ها و رساله‌هایی که برای درک بهتر «دیوان غربی - شرقی» نگاشته است، در کنار معرفی فردوسی و انوری و نظامی و مولانا جلال الدین و حافظ و جامی، به‌معرفی سعدی می‌پردازد و جالب آنکه در شرح ساقی نامه و شرط شاهدبازی شاعران، دو حکایت از حکایت‌های گلستان را نیز به‌مثل بازگو می‌کند.


شيخ اجل در سال 691 قمري- بنا به گفته اكثر مورخان- رخ در خاك مي‌كشد و او را در خانقاهی که در ۴ کیلومتری شمال شرقی شیراز، در دامنه کوه فهندژ، در انتهای خیابان بوستان و در کنار باغ دلگشا است، به خاك مي‌سپارند.


این مکان در ابتدا خانقاه شیخ بوده که وی اواخر عمرش را در آنجا می‌گذرانده و سپس در همانجا دفن شده‌است. برای اولین بار در قرن هفتم توسط خواجه شمس الدین محمد صاحب‌دیوانی وزیر معروف آباقاخان، مقبره‌ای بر فراز قبر سعدی ساخته شد. در سال ۹۹۸ به حکم یعقوب ذوالقدر، حکمران فارس، خانقاه شیخ ویران شئ و اثری از آن باقب نماند. تا این که در سال ۱۱۸۷ ه.ق. به دستور کریمخان زند، عمارتی ملوکانه از گچ و آجر بر فراز مزار شیخ بنا شد که شامل ۲ طبقه بود.

بنای فعلی آرامگاه سعدی از طرف انجمن آثار ملی در سال ۱۳۳۱ ه-ش با تلفیقی از معماری قدیم و جدید ایرانی در میان عمارتی هشت ضلعی با سقفی بلند و کاشیکاری ساخته شد.

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی بینم

دلی بی­غم کجا جویم که در عالم نمی­بینم

دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمی­آید

دمم با جان برآمد چون که یک همدم نمی­بینم

مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده

ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی­بینم

قناعت می­کنم با درد چون درمان نمی­بینم

تحمل می­کنم با زخم چون مرهم نمی­بینم

خوشا و خرما آن دل  که هست از عشق بیگانه

که من تا آشنا گشتم دل خرم نمی­بینم

نم چشم آبروی من ببرد از بس که می­گریم

چرا گریم کز­آن حاصل برون از نم نمی­بینم

کنون دم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شد

به امید دمی با دوست و آن دم هم نمی بینم 

سعدی را مي‌شناسيم فقط برای يك روز

 

همزمان با يازدهمين سال نام‌گذاري اول ارديبهشت به نام سعدي، برنامه‌هاي بزرگداشت اين شاعر بزرگ در شيراز آغاز مي شود.

پس از عطار كه 25 فروردين با يك همايش نه چندان عريض و طويل و چند سخنراني، پرونده بزرگداشتش براي 2 سال بسته شد و رفت، حالا نوبت «ابومحمد مصلح‌بن‌ عبدالله» است كه بهانه‌اي شود براي گردهم‌آمدن اساتيدي از شهرهاي مختلف كشور تا براي يازدهمين سال پياپي از بزرگي سعدي بگويند و جايگاه والايش در ادبيات ايران زمين را بستايند؛

دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني، دكتر ضياء موحد، دكتر اصغر دادبه، دكتر محسن جعفري مذهب، دكتر سعيد حميديان، دكتر حسين معصومي همداني، دكتر كاووس حسنلي، دكتر عبدالرسول خيرانديش و دكتر هيبت‌الله مالكي. اين انديشمندان از امروز ساعت 30: 8 در تالار حافظ شيراز درباره وجوه گوناگون شخصيت، زندگي و آثار سعدي سخنراني مي كنند.

البته سعدي با عطار تفاوت‌هاي بسياري دارد.

براي سعدي مركزي به نام «مركز سعدي‌شناسي» وجود دارد كه مديرش مي‌گويد: «هنوز تا امكان ارايه گزارش كارنامه‌اي پربار در عرصه سعدي‌پژوهي راهي طولاني مانده است و سعدي‌شناسان و دوستداران سعدي كه وام‌داران سخن،‌حكمت، عشق، شعر و نثر سعدي‌اند، هنوز چنان كه بايد حق عظيمي را كه شيخ بر گرده تكامل فرهنگ ايران‌زمين و فارس دارد، ادا نكرده و كارنامه پرباري در سعدي‌پژوهي به يادگار نگذاشته‌اند.»‌

اما در شرايطي كه تمام ايرانيان از سال‌‌هاي ابتدايي زندگي و تحصيل با هر نفسي كه فرو مي‌رود ممد حيات است، سعدي را شناخته‌اند و استادان دانشكده‌هاي ادبيات، سال‌هاي سال است،‌چه با مركز و چه بي‌مركز، سعدي را مي شناسند، از خود مي‌پرسند: كدام يك ضروري‌تر است؟ سعدي‌‌شناسي يا سعدي‌شناسان؟

كوچك‌ترين شاعران و نويسندگان كوچك‌ترين كشورهاي دنيا، به هر زحمتي كه هست و با هر مركزي كه مي شود،‌ چنان به تمام دنيا شناسانده مي‌شوند كه خودشان هم باور مي‌كنند از بزرگان دنيا سهم عظيمي دارند، اما سعدي حتي در ايران نيز از ممد حيات فراتر نرفته است و هيچ بعيد نيست ناگهان عراق يا سوريه يا هند يا لبنان يا ديگران درآيند كه شيخ مصلح‌الدين سعدي شيرازي، عراقي، سوري، هندي، لبناني يا غيره بوده است!

آخر سعدي در حدود سال 600 هجري قمري به دنيا آمده است و در جواني، وقتي كه بين 20 تا 30 سال داشت، براي تحصيل به مدرسه نظاميه بغداد رفت و پس از درس‌گرفتن از استاداني چون امام محمد غزالي و شيخ‌ شهاب‌الدين سهروردي، به شام،‌ حجاز،  هندوستان، تركستان، غزنه، آذربايجان، فلسطين، بعلبك و آفريقاي شمالي سفر كرده است.

كمالي سروستاني، مدير مركز سعدي‌شناسي برنامه‌هاي ديگر بزرگداشت سعدي را اين طور اعلام مي‌كند: انتشار كليات سعدي براساس نسخه فروغي در قطع پالتويي و با كاغذ كم‌حجم، انتشار دفتر دهم سعدي‌شناسي، انتشار دو كارت غزل و دو كارت حكايت سعدي و نيز دو پوستر ويژه ياد روز سعدي، بازديد رايگان از آرامگاه سعدي و گلباران آرامگاه او،‌حكايت خواني سعدي، اهداي آثارش به حافظان غزل و حكايت شيخ، اهداي لوح سپاس مركز سعدي‌شناسي به انتشارات هرمس به علت توجه ويژه به ادبيات فارسي و به ويژه انتشار دو كتاب كليات سعدي و گلستان و بوستان دو زبانه، برگزاري نشست طنز سعدي و برگزاري شب سعدي در 5 ارديبهشت، در خانه هنرمندان توسط مجله بخارا.

اين برنامه‌ها براي بزرگداشت كسي است كه بدون شك يكي از پنج ستون اصلي ادبيات ايران محسوب مي‌شود و به پايه او در تمام جهان به سختي مي‌توان به تعداد انگشتان دو دست نام برد.

اما جالب است بدانيد كه علاوه بر مركز سعدي‌شناسي، سازمان اسناد و كتابخانه ملي، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي فارس، اداره ارشاد فارس، اداره كل اوقاف فارس و مؤسسه آموزش عالي غيرانتفاعي و غيردولتي حافظ شيراز نيز براي بزرگداشت شيخ اجل، دست به دست هم داده‌اند و حاصل شده اين.

پس از سعدي، نوبت به فردوسي، يكي ديگر از پنج ستون كاخ ادب فارسي خواهد رسيد كه در روز 25 ارديبهشت احتمالا با چند سخنراني و يك چاپ شاهنامه و چند كارت پستال، بزرگ داشته شود و پس از او، خيام در 28 ارديبهشت.

سپس بزرگان ادبيات ايران به آرامگاه‌هايشان بازمي‌گردند تا 8 مهرماه كه نوبت مولاناست و 20 مهر كه احتمالا با گرفتن فال بر مزار لسان‌الغيب، براي حافظ بزرگداشت مي‌گيريم و دوباره خداحافظ تا سال بعد.

كنفرانس سعدی شيرازی و علامه اقبال لاهوری در كراچی برگزار ميشود

كنفرانسي بمناسبت تقارن سالروز سعدي و اقبال لاهوري دو شاعر بلند آوازه و حكيم ايران و پاكستان در دانشگاه سرسيد ارديبهشت ماه برگزار مي‌شود.


به گزارش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، در گفت و گوي توسلي وابسته فرهنگي و رئيس خانه فرهنگ ايران در كراچي با زد. اي. نظامي رئيس دانشگاه فني و مهندسي سر سيد كراچي، براي برگزاري اين كنفرانس توافق شد .

بر اين اساس و با توجه به تقارن سالروز دو شاعر بلند آوازه و حكيم ايران و پاكستان، شيخ مصلح‌الدين سعدي شيرازي (ره) و محمد اقبال لاهوري (ره) در ارديبهشت ماه، كنفرانس سعدي و اقبال در دانشگاه سرسيد برگزار شود.

در اين كنفرانس، دو تن از روساي دانشگاههاي شهر كراچي و چند تن از شخصيتها و محققان برجسته علمي، فرهنگي و سياسي نيز در خصوص اين دو شاعر و حكيم نامي سخنراني خواهند كرد.

  

ز خاک سعدی شیراز بوی عشق می آید    

هزار ســــال پس از مرگ او گرش بوئی

زندگینامه سعدی شیراز

شيخ‌ مشرف‌الدين‌ ابن‌ مصلح‌ بن‌ عبدا... شيرازي‌ موسوم‌ به‌ شيخ‌ سعدي‌ از بزرگ‌ترين‌ ستارگان‌ و برجستگان‌ درجه‌ اول‌ آسمان‌ ادب‌ ايران‌ زمين‌ است‌ كه‌ با تسلط وصف‌ ناپذير خود بزرگترين‌ شاهكارهاي‌ ادبي‌ ايران‌ را در سرتاسر تاريخ‌ ادبي‌ اين‌ كشور خلق‌ نموده‌ است‌.

تاريخ‌ زندگي‌ اين‌ شاعر و سخن‌سراي‌ بزرگ‌ چندان‌ معلوم‌ نيست‌ و اقوال‌ متعددي‌ در كتاب‌هاي‌ تاريخي‌ ذكر شده‌ است‌ ولي‌ ظاهرا در بين‌ سالهاي‌ 600 تا 610 ه. ق‌ در شهر شيراز به‌ دنيا آمده‌ است‌.

سعدي‌ در خانواده‌اي‌ اهل‌ علم‌ و ادب‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود(1) و از اوان‌ كودكي‌ تحت‌ نظارت‌ دقيق‌ پدرش‌ به‌ آموختن‌ علوم‌ و معارف‌ روزگار خويش‌ پرداخت‌. محبت‌ و ارشاد خردمندانه‌ پدر در سال‌هاي‌ كودكي‌ مشوق‌ اين‌ كودك‌ خردسال‌و سرشار از هوش‌ و استعداد بود و وي‌ در مدتي‌ كوتاه‌ به‌ اطلاعات‌ وافري‌ در باب‌ تاريخ‌ و ادبيات‌ ايران‌ دست‌ يافت‌.

سعدي‌ در 12 سالگي‌ پدرش‌ را از دست‌ داد و با سرپرستي‌ مادرش‌ تحصيلات‌ خود را ادامه‌ داد. استاد در سال‌ 621ه.ق رهسپار بغداد كه‌ مركز علمي‌ و ادبي‌ بزرگ‌ آن‌ روز جهان‌ اسلام‌ بود گشت‌ ودر مدرسه‌ معروف‌ نظاميه‌ بغداد و ديگر محافل‌ علمي‌ آن‌ شعر مشغول‌ به‌ تحصيل‌ شد. اين‌ دوران‌ مواجه‌ بود با هجوم‌ وحشيانه‌ مغولان‌ به‌ ايران‌ و پايمال‌ گشتن‌ ايالات‌ مختلف‌ ايران‌ در زير سم‌ اسب‌هاي‌ اين‌ قوم‌ وحشي‌ و درنده‌ خو.

زادگاه‌ سعدي‌ اگرچه‌ از تهاجمات‌ مغولان‌ مصون‌ ماند ولي‌ استان‌ فارس گرفتار كشمكش‌هاي‌ سختي‌ بين‌ احفاد ‌خوارزمشاهيان و اتابكان‌ شد و آرامش‌ و امنيتي‌ كه‌ بر شيراز حاكم‌ بود رخت‌ بربست‌.

 سعدي‌ كه‌ در اين‌ ايام‌ به‌ خوشه‌ چيني‌ از محضر دو تن‌ از بزرگترين‌ مشايخ‌ بزرگ‌ صوفيه‌ آن‌ روزگار ابوالفرج‌ بن‌ جوزي‌ و ‌شيخ‌ شهاب‌ الدين‌ سهروردي مشغول‌ بود همزمان‌ با اين‌ اوضاع‌ و احوال‌ دل‌ از زادگاه‌ زيباي‌ خود بركشيد و به‌ پيروي‌ از روح‌ بي‌آرام‌ و بيقرار خود به‌ شوق‌ جهانگردي‌ عازم‌ سفري‌ دور و دراز گشت‌ كه‌ بين‌ سي‌ تا چهل‌ سال‌ به‌ طول‌ كشيد.

 وي‌ در طول‌ اين‌ سفرهاي‌ طولاني‌ ولايات‌ و ايالاتي‌همچون‌ عراق‌، شام‌ و حجاز را در نورديد و تا شمال‌ آفريقا نيز پيش‌ رفت‌ و علاوه‌ بر مشاهده‌ شهرها و ملتهاي‌ مخلتف‌، با مذاهب‌ و فرق‌ گوناگون‌ آشنايي‌ يافت‌ و يا طبقات‌ مردم‌ مخلوط و ممزوج‌ گشت‌.

نقل‌ شده‌ است‌ وي‌ در طي‌سفرهاي‌ خود حتي‌ كاشمر و هند و تركستان‌ را نيز در نورديد كه‌ البته‌ اكثر محققان‌ فعلي‌ سفر سعدي‌ به‌ اين‌ سرزمين‌هاي‌ دور دست‌ را مردود دانسته‌ و آن‌ را حاصل‌ تخيلات‌ شاعرانه‌ وي‌ مي‌دانند.

حكيم‌ پس‌ از اين‌ مسافرت‌ طولاني‌ و در حالي‌ كه‌ از جواني‌ خام‌ و بي‌تجربه‌ به‌ پيري‌ دنيا ديده‌ و شيخي‌ اخلاق‌گرا با كوله‌باري‌ از تجارب‌ معنوي‌ و افكار ورزيده‌ بدل‌ گشته‌ بود به‌ شيراز بازگشت‌. اين‌ زمان‌ كه‌ حدود سال‌ 655 ه.ق‌ بوده‌ است‌ مقارن‌ بود با ايام‌ حكومت‌ اتابك‌ ابوبكر بن‌ سعدبن‌ زنگي‌ سلغري‌ ((623 ـ 668 ه.ق‌) و اين‌ حاكم‌ انديشمند درسايه‌ عدل‌ و رأفت‌ خود آرامش‌ و امنيت‌ كاملي‌ را در ايالت‌ فارس‌ حكمفرما ساخته‌ بود.

(2) سعدي‌ پس‌ از ورود به‌ شيراز مورد عنايت‌ اتابك‌ ابوبكر قرارگرفت‌ و در شمار نزديكان‌ وي‌ درآمد. ولي‌ نه‌ به‌ عنوان‌ شاعري‌ ممدوح‌ و درباري‌ بلكه‌ به‌ عنوان‌ مشاوري‌ فرزانه‌ و دانشمندي‌ جهان‌ ديده‌ و قطب‌ صوفيان‌ كه‌ با شهامتي‌ شگفت‌ امير وساير بزرگان‌ را به‌ عدل‌ و نيكوكاري‌ مي‌خواند و با اندرزهاي‌ خردمندانه‌ خود سپري‌ شدن‌ روزگار و گذشتن‌ جاه‌ و جلال‌ و تغيير احوال‌ را به‌ آنان‌ گوشزد مي‌ساخت‌.

(3) حكيم‌ پس‌ از مرگ‌ امير ابوبكر بن‌ سعد به‌ ارائه‌ پندهاي‌ حكيمانه‌ خود به‌ ساير امراء اتابكان‌ فارس‌ و دانشمنداني‌ همچون‌ خواجه‌ شمس‌الدين‌ محمد جويني‌ صاحب‌ ديوان‌ وزير هلاكو و عطاملك‌ جويني‌ و سايرفضلا و دانشمندان‌ عصر خويش‌ پرداخت‌.

وي‌ اگرچه‌ در برخي‌ اشعار خود اين‌ امرا و بزرگان‌ رامدح‌ و ستايش‌ نيز نمود ولي‌ هيچگاه‌ شيوه‌ شاعران‌ درباري‌ پيش‌ از خود را پيروي‌ ننمود و همواره‌ راه‌ اندرز و نصيحت‌ را به‌ جاي‌ اغراق‌ و مضمون‌سازي‌ در مدح‌ در نظر داشت‌. سعدي‌ در اين‌ دوران‌ كه‌ مي‌توان‌ آن‌ را ايام‌ گوشه‌نشيني‌ وي‌ دانست‌ در شيراز شهر محبوبش‌ اقامت‌ گزيد و در حالي‌ كه‌ در سراسر عالم‌ اسلامي‌ آن‌ روزگار شهره‌ عام‌ و خاص‌ گشته‌ بود به‌ سرايش‌ اشعار خويش‌ و خلق‌ شاهكارهايي‌ همچون‌ گلستان‌ و بوستان‌ پرداخت‌.

بوستان‌ اولين‌ اثر بزرگ‌ هنري‌ او بود كه‌ آن‌ را درسال‌ 655 به‌ پايان‌ رساند و اين‌ منظومه‌ تعليمي‌ بزرگ‌ را به‌ اتابك‌ مظفر الدين‌ ابوبكر بن‌ سعد زنگي‌ هديه‌ نمود.

سعدي‌ يك‌ سال‌ بعد گلستان‌ را كه‌ آميخته‌اي‌ از نثر و نظم‌ بود به‌ پايان‌ رساند و آن‌ را به‌ پسر ابوبكر به‌ نام‌ سعد بن‌ ابوبكر بن‌ سعد زنگي‌، كه‌ سعدي‌ تلخص‌ خويش‌ را از نام‌ وي‌ گرفته‌ است‌، تقديم‌ نمود.

اواخر عمر سعدي‌ در عزلت‌ و گوشه‌نشيني‌ سپري‌ شد و وي‌ در انزوايي‌ چون‌ اعتكاف‌ صومعه‌نشينان‌ خود را وقف‌ مراقبه‌ و شعر نمود; شيخ‌ در اين‌ روزها از تجارب‌ فراواني‌ كه‌ در سفرهايش‌ اندوخته‌ بود مواعظي‌ براي‌ پادشاهان‌ و رعايا و شاگردان‌ و ستايندگان‌ مي‌فرستاد و به‌ نوبه‌ خويش‌ از خيرانديشي‌، هدايا و معاشي‌ كه‌ آنان‌ براي‌ او فراهم‌مي‌كردند بهره‌مند مي‌گشت‌.

اين‌ دوره‌ از زندگي‌ نسبتا دراز مدت‌ اين‌ شاعر بزرگ‌ در بر گيرنده‌ تصنيف‌ بيشتر اشعارغنايي‌ او اعم‌ از غزليات‌ و مدايح‌ تعليمي‌ در قالب‌ قصيده‌ بود كه‌ در آن‌ سران‌ و بزرگان‌ را پند مي‌داد و وقايع‌ جاري‌ راتفسير مي‌كرد.

سخن‌سراي‌ بزرگ‌ ايران‌ در سال‌ 691 ه. ق‌ در شيراز بدرود حيات‌ گفت‌ و در زاويه‌ خود كه‌ امروز آرامگاه‌ سعدي‌ يا سعديه‌ خوانده‌ مي‌شد دفن‌ گرديد.

شهرت‌ شيخ‌ اجل‌ سعدي‌ در دوره‌ زندگي‌ او مرزها را در نورديد و به‌ دورترين‌ مناطق‌ نيز رسيد.او كه‌ در جواني‌ نيز به‌ گفته‌ خود شهره‌ آفاق‌ بود پس‌ از سپري‌ نمودن‌ سفرهاي‌ طولاني‌ خويش‌ و پيوستن‌ به‌ دربار اتابك‌ ابوبكر و سرايش‌ بوستان‌ و گلستان‌ به‌ شهرت‌ عظيمي‌ دست‌ يافت‌.

مهارت‌ غير قابل‌ توصيف‌ شيخ‌ در آميختن‌ تجربه‌هاي‌ تلخ‌ و شيرين‌ و باز نمودن‌ زواياي‌ روح‌ ودل‌ آدميان‌ با بهره‌گيري‌ از ظريف‌ترين‌ عواطف‌ عاشقانه‌ و توصيف‌ زيبايي‌هاي‌ طبيعت‌ و لحظه‌هاي‌ شوق‌ و هجران‌ چنان‌ شكوه‌ و جلالي‌ به‌ او بخشيد كه‌ حتي‌ در دوره‌ حياتش‌ نيز آثارش‌ سرمشق‌ شاعران‌ و نويسندگان‌ قرار گرفت‌ و سخن‌سرايان‌ بعد از او بارها طبع‌ خود را در بوجود آوردن‌ آثاري‌ همچون‌ گلستان‌ و بوستان‌ آزمودند.

سعدي‌ در انواع‌ قالب‌هاي‌ شعري‌ همچون‌ قصيده‌ و رباعي‌ و غزل‌ طبع‌ آزمايي‌ نمود و در هر يك‌ از اقسام‌شعري‌ شاهكارهاي‌ بزرگي‌ پديد آورد. شهرت‌ عمده‌ وي‌ در سرايش‌ قصيده‌هايي‌ روشن‌ و روان‌ و ساده‌ و بي‌تكلف‌ است‌ كه‌ در اين‌ قصايد بيشتر به‌ نعت‌ خداوند و پند و اندرز و حكم‌ و مراثي‌ و مدايح‌ پرداخته‌ است‌.

غریبی گرت ماست پیش آورد / دو کاسه آب است و یک چمچه دوغ

گر از بنده لغوی شنیدی ببخش / جهان دیده بسیار گوید دروغ

همانگونه‌ كه‌ اشاره‌ شد حكيم‌ شيراز شاعري‌ درباري‌ نبود و اگرچه‌ با تعداد زيادي‌ از دربارها تماس‌ داشت‌ ولي‌ هيچ‌گاه‌ از اعتقاد خود به‌آزادي‌ انديشه‌ و قلم‌ دست‌ نكشيد و هرگز دست‌ تكدي‌ پيش‌ كسي‌ دراز ننمود. مدايح‌ او محدود مي‌باشند و او روي‌ هم‌ رفته‌ مايل‌ بود قصايد خود را از مواعظ دلنشين‌ و سخنان‌ حكمت‌آموز خطاب‌ به‌ پادشاهان‌ پرسازد.

دوست دارم که همه عمر نصیحت گویم / ملامت کنم و نشنود الا مسعود

 سعدي‌ علاوه‌ بر اينكه‌ درجه‌ مداحي‌ قصيده‌ را كاهش‌ داد به‌ آرايش‌ غزل‌ پرداخت‌ و تحول‌ يكصد ساله‌ غزل‌ را تا پيش‌ از ظهور حافظ،به‌ اوج‌ خود رساند. وي‌ غزل‌ را كه‌ بيشتر احساسات‌ شاعر را تعبير مي‌نمايد ترجيح‌ داد و در غزليات‌ پرشورش‌ خود را به‌ دست‌ احساسات‌ عشقي‌ سپرد كه‌ به‌ راستي‌ تجربه‌ گرديده‌ است‌.

در غزلهاي‌ سعدي‌ دل‌ با دماغ‌ و حسن‌ با خرد مبارزه‌ نمود و عشق‌ و ذوق‌ و شور و شوق‌ جاي‌ قياس‌ و نكته‌پردازي‌ و مضمون‌سازي‌ را گرفت‌ و از اين‌ روي‌ مي‌توان‌ گفت‌ غزل‌ از زمان‌ سعدي‌ در رديف‌ اول‌ اقسام‌ شعر فارسي‌ قرار گرفت‌.

به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار / که بر و بحر فراخ است و آدمی بسیار

نثر شيرين‌ و روان‌ سعدي‌ كه‌ دقيقا برابر با نظم‌ وشعر او بود از ديگر ويژگي‌هاي‌ منحصر به‌ فرد اين‌ شاعر به‌ شمار مي‌رود و وي‌ از اين‌ طريق‌ بخصوص‌ نثر مسجع‌ و آهنگ‌دار حسن‌ انتخاب‌ و حسن‌ وزن‌ و تناسب‌ خود را وارد زبان‌ فارسي‌ نمود.

دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد / نه به وصل می رسانی ، نه به قتل می رهانی .

هنر بزرگ‌ سعدي‌ در نثر مسجع‌ آن‌ بودكه‌ بدون‌ آنكه‌ از شيوه‌ پيشينيان‌ همچون‌ عطار نيشابوري و ابوالمعالي نصرا... منشي‌ در استفاده‌ از جملات‌ مصنوع‌ و پيچيده‌ استفاده‌ كند عباراتي‌ شيرين‌ و گوشنواز و دلفريب‌ و در عين‌ حال‌ ساده‌ و روان‌ به‌ كار برد كه‌ شهرت‌ او را دوچندان‌ ساخت‌.

از دشمنان برند شکایت به دوستان / چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم ؟!!

(4) از ابتكارات‌ زيباي‌ سعدي‌ در نثر، به‌ كارگيري‌ اشعار و شواهد مناسب‌ در مواقع‌ خاص‌ است‌ كه‌ تأثيري‌ جاودانه‌ به‌ سخن‌ او بخشيده‌ است‌ و نمونه‌ آن‌ در گلستان‌ جلوه‌گر است‌. از جمله‌ اين‌ شواهد ذكر عباراتي‌ است‌كه‌ معني‌ آيات‌ قرآن‌ كريم‌ را با نظم‌ شيوايي‌ روشن‌ ساخته‌ است‌.

ما را سری است با تو که گر خلق روزگار / دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

(5) از ديگر هنرهاي‌ بزرگ‌ استاد سخن‌ ايران‌ بيان‌ حقايق‌ از طريق‌ تمثيل‌ با عباراتي‌ شيرين‌ و كوتاه‌ است‌ كه‌ بدون‌ ورود به‌ استدلال‌ و طول‌ مقال‌ منظور نظر خود را بيان‌ داشته‌ است‌.

سعدي‌ علاوه‌ بر شعر فارسي‌ در ادبيات‌ عربي‌ نيز تسلط بي‌چون‌ و چرايي‌ داشت‌ و اقامت‌ و تحصيل‌ او درديار عرب‌ و مطالعه‌ آثار برخي‌ از شاعران‌ و نويسندگان‌ عرب‌ موجب‌ شد كه‌ اشعار پخته‌ و رسايي‌ نيز در زبان‌ عربي‌ بسرايد كه‌ بعدها مورد تحسين‌ شعراي‌ عرب‌ زبان‌ نيز قرار گرفت‌.

 

سعدیا بسیار گفتن عمر ضایع کردن است / وقت عذر آوردن است استغفرالله العظیم

 

شيخ‌ اجل‌ آثار بزرگي‌ از خود به‌ يادگار گذاشت‌ كه‌ بخش‌ اعظم‌ اين‌ آثار شامل‌ غزليات‌، سخنان‌ موجز و گفته‌هاي‌ اخلاقي‌ موسوم‌ به‌ صاحبيه‌ و قطعات‌ (رباعيات‌ ومفردات‌) در مجموعه‌اي‌ تحت‌ عنوان‌ كليات‌ سعدي‌ جمع‌آوري‌ شده‌ است‌.

بزرگ‌ترين‌ يادگار هنري‌ اين‌ شاعر والامقام‌ دو كتاب‌ جاوداني‌ بوستان‌ و گلستان‌ است‌ كه‌ تمامي‌ هنر خود را در اين‌ كتابها جلوه‌گر ساخته‌ است‌.

گلستان‌ كتابي‌ كوچك‌ با نثر بسيار روان‌ و آميخته‌ با شعر است‌ كه‌ شاعر در يك‌ ديباچه‌ و هشت‌ باب‌ مجموعه‌ داستان‌هايي‌ را روايت‌ مي‌كند كه‌ در هر يك‌ از اين‌ حكايت‌ها به‌ نوعي‌ چشم‌ خواننده‌ به‌ زشتي‌هاي‌ و زيبايي‌هاي‌ زندگي‌ اجتماعي‌ گشوده‌مي‌شود.

هر يك‌ از داستان‌هاي‌ گلستان‌ سرشار از نكات‌ نغز اجتماعي‌ و اخلاقي‌ و ترتيبي‌ است‌ كه‌ هر كدام‌ حتي‌ به‌ تنهايي‌ نيز مي‌تواند سرمشق‌ زندگي‌ انسان‌ها قرار گيرد. بوستان‌ يا سعدي‌نامه‌ منظومه‌اي‌ در 4500 بيت‌ است‌ كه‌ جداي‌ از حمد و ثناي‌ آغازين‌ به‌ ده‌ باب‌ تقسيم‌ شده‌ و اساس‌ و مبناي‌ آن‌ تعليم‌ و تربيت‌ است‌.

 

روزی که یر خاک تن ما نهان شود / وآنها که کرده ایم یکایک عیان شود

نامی ز مابماند و اجزای ما تمام / در زیر خاک با غم حسرت نهان شود

 

 

شاعر درباب‌هاي‌ مختلف‌ كه‌ هر يك‌ به‌ مضاميني‌ همچون‌ عدل‌ و تدبير، احسان‌، عشق‌ و شور مستي‌، تواضع‌، رضا، قناعت‌، تربيت‌،عافيت‌، توبه‌ و صواب‌ و مناجات‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌ عقايد گرانبهاي‌ خود را كه‌ حاصل‌ عمري‌ انديشه‌ و مطالعه‌ افاق‌و انفس‌ و سير و سفر و آميزش‌ با اقسام‌ ملل‌ و نحل‌ و مشاهده‌ وقايع‌ تاريخي‌ است‌ در حكايات‌ و اشعاري‌ زيبا بيان‌ نموده‌ و مجموعه‌اي‌ از بهترين‌ دستورهاي‌ اخلاقي‌ و اجتماعي‌ و نمونه‌ شيواي‌ فارسي‌ ادبي‌ را بوجود آورده‌ است‌.

حكيم‌ مجموعه‌اي‌ از شعر و نثر خويش‌ را نيز در قالب‌ هنري‌ و شوخي‌ و انتقاد به‌ تصوير كشيده‌ كه‌ تحت‌ عنوان‌ غزليات‌، مضحكات‌ و خبثيات‌ در كليات‌ او جاي‌ گرفته‌ است‌.

توصيف‌ شخصيت‌ واقعي‌ حكيم‌ سعدي‌ در قالب‌ مقاله‌اي‌ كوتاه‌ كاري‌ دشوار است‌ و تنها مي‌توان‌ گفت‌ او يكي‌ از با روح‌ترين‌ و بلند پايه‌ترين‌ بزرگان‌ ادب‌ ايران‌ و جهان‌ است‌ كه‌ مشوق‌ بزرگ‌ اخوت‌ و برادري‌ در بين‌ انسان‌ها بوده‌ و بزرگوارانه‌ درصدد اجراي‌ اين‌ آرمان‌ بزرگ‌ در بين‌ ملت‌ها گام‌ برداشته‌ است‌.

 

 

اول اردیبهشت؛ سالمرگ «سپهری»، «بهار» و «اقبال»

اول اردیبهشت؛ سالمرگ «سپهری»، «بهار» و «اقبال»

آفتاب: نخستین روز اردیبهشت كه با بزرگداشت سعدی در تقویم ثبت است، با سالمرگ سه شاعر معاصر «سهراب سپهری»، «محمدتقی بهار» و «اقبال لاهوری» نیز همراه است.

به گزارش  فارس، سهراب سپهری پانزدهم مهرماه 1307 در كاشان متولد شد و چند ماهی پیش از كودتای 28 مرداد، در خردادماه 1332 دوره نقاشی دانشكده هنرهای زیبا را به پایان رسانید؛ علاقه به شعر و نقاشی در سهراب به موازات هم رشد كرد، چنان كه پا به ‏پای مجموعه شعرهایی كه از او به چاپ می‌رسید، نمایشگاه‌‏های نقاشی او هم در گوشه و كنار تهران برپا می‏شد و او گاهی در كنار این نمایشگاه‏‌ها شب شعری هم ترتیب می‏داد؛ تلفیق شعر و نقاشی در پرتو روح انزوایی و متمایل به گونه‏ای عرفان قرن بیستمی، هم به شعر او رقت احساس و نازك‌بینی هنرمندانه‌‏ای می‌‏‏بخشید و هم نقاشی او را به نوعی صمیمیت شاعرانه نزدیك می‏كرد.

تخیل آزاد، سوررئالیسم خفیف، جست‌وجوی روابط متعارف اشیاء و مفاهیم آمیخته با خیال‌پردازی، از مشخصه‌‏های آشكار شعر سپهری است. همین ویژگی‌هاست كه در نظر برخی وی را به تمایلات سبك هندی و قابلیت مقایسه با بیدل دهلوی، شاعر عارف و خیال‌پرداز سده دوازدهم هند نزدیك كرده است.

سفرهای سهراب به غرب و شرق عالم و دیدار از رم، آتن، پاریس و قاهره، تاج محل و توكیو برای او بیشتر سلوك روحی و معنوی و سیر در انفس به حساب می‏آمد تا گشت و گذار و جهان دیدگی و سیر در آفاق.

پیشتر از آن كه به هند و ژاپن سفر كند با فكر و اندیشه بودایی و سلامت عارفانه پیشینیان آشنایی داشت، این سفر آشنایی و علاقه او را ژرف‌تر كرد و در مجموع به هنر او سیرتی عارفانه و پارسایانه بخشید.

سفر به ژاپن را كه به قصد آموختن حكاكی روی چوب آغاز كرده بود، به او چیزهایی دیگر نیز آموخت؛ این كه شعرهای سهراب سپهری را گاهی در حال و هوای هایكو یافته‌‏اند، این كه سپهری به داشته‌‏های خود خرسند و به شهر و دیار و طبیعت رهای اطراف شهر خود كاشان پای بند است، هر چند اندك می‏تواند نتیجه تاثیر این گونه سفرها

” سهراب سپهری پانزدهم مهرماه 1307 در كاشان متولد شد و چند ماهی پیش از كودتای 28 مرداد، در خردادماه 1332 دوره نقاشی دانشكده هنرهای زیبا را به پایان رسانید. “

باشد، چنان كه توجه او به طبیعت هم در نقاشی و هم در شعر نیز از این تاثیر بلكی دور نمانده است.

او چشم به طبیعت داشت و از پیرامونیان خود، كه شاید تنها اندكی از آنان از صداقت و صمیمیت انسانی بالایی برخوردار بودند، پرهیز می‏كرد: به سراغ من اگر می‏آیید/ نرم و آهسته بیایید، مبادا كه ترك بردارد/ چینی نازك تنهایی من.

علاقه سهراب به هنر و مكتب‏های فلسفی شرق دور، معروف است. این علاقه را وی با آگاهی توام كرده بود. او به مطالعه در فلسفه و ادیان بسیار علاقمند بود.

سهراب ابتدا در دهه 1330 به عنوان نقاشی نوپرداز به شهرت رسید، كار شعر را هم از همان ایام آغاز كرده بود. نخستین مجموعه شعر او «مرگ رنگ» در سال 1330 به چاپ رسید. «زندگی خواب‏ها» را در سال 1332 و «آوار آفتاب» و «شرق اندوه» هر دو را به سال 1340 عرضه كرد. در این مجموعه‌های نخستین او، گه‌‏گاه طنین صدای نیما یوشیج به گوش می‏رسید؛ اما مجموعه‌های بعدی؛ یعنی «صدای پای آب»، «مسافر» و به ویژه «حجم سبز» كه در سال 1346 انتشار یافت، هیچ صدایی جز صدای آشنای خود او نیست؛ هر چند برخی در واپسین شعرهای سپهری رنگی از زبان اندیشه فروغ را دیده و در نتیجه از پاره‏ای جهات شهرت آن دو را قابل مقایسه دانسته‌اند.

شعر سهراب در ابتدا با انكار و انتقاد مواجه شد. شاعران و منتقدان ملتزم پیش از انقلاب، شعر و شیوه شاعری او را نكوهیدند و او را منفی‌‏نگر، بی‌مسئولیت و رویگردان از جامعه و مردم معرفی كردند. اما سهراب بی‌‏توجه به این نكوهش‏ها و جار و جنجال‏ها به كار خود ادامه داد و سر به شعر و نقاشی خود فرود آورد.

او به قضاوت دیگران كاری نداشت. گویی می‏دانست روزی فرا خواهد رسید كه شعرش قبول عام پیدا می‏كند. از این رو آرام و بی‌‏سر و صدا سر به كار خویش داشت و آنچه را كه به اشراق و ادراك هنری دریافته بود. به پرده رنگ و به واژه‏ای به نرمی آب و لطافت آبی آسمان‏ها تسلیم می‏كرد، برترین ویژگی شعر سهراب غنای آن از نظر جوهر شعری است، چیزی كه در آثار كمتر شاعری به این زلالی می‏توان یافت.

سپهری روز اول اردیبهشت ماه 1359 در اثر ابتلای به بیماری سرطان خون درگذشت. با آن كه شعر وی حاوی فضیلت‏های گمشده انسانی بود در زمان حیاتش مقبولیت عام پیدا نكرد، اما بعد از انقلاب و به ویژه از دهه 1360 به بعد گروهی از شاعران و منتقدان به شعر وی روی آوردند و بر شعرش نقد و تفسیر نوشتند.

####

میرزا محمدتقی بهار (1266-1330 ش) اندیشمند، نویسنده، محقق، روزنامه‌نگار، استاد دانشگاه و شاعر در مشهد متولد شد. پدر وی ملك الشعرای آستان قدس رضوی بود .بهار تحصیلات مقدماتی را نزد پدر آموخت و علوم ادبی و عربی متداول زمان خود را از استادان مشهور خراسان چون ادیب نیشابوری فراگرفت. 

وی

میرزا محمدتقی بهار (1266-1330 ش) اندیشمند، نویسنده، محقق، روزنامه‌نگار، استاد دانشگاه و شاعر در مشهد متولد شد.

در نوجوانی پدر خود را از دست داد و از همان موقع شعر می‌سرود. بعد از مرگ پدر و به فرمان مظفرالدین شاه، لقب ملك الشعرایی آستان قدس رضوی را یافت. 

وی در نهضت مشروطه‌طلبان مجاهدت‌ها كرد. در سال 1328 قمری هفته‌نامه نوبهار را نشر داد. در سال 1333 قمری از طرف مردم مشهد به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و رهسپار تهران گردید و در سال 1336 قمری انجمن ادبی دانشكده را با مجله دانشكده كه منتسب به همان انجمن بود، تاسیس كرد و در همان سال به تجدید انتشار روزنامه نوبهار همت گماشت.
بهار در سال 1338 قمری مدیریت روزنامه ایران را كه غیر رسمی بود، عهده‌دار شد و از طرف مردم تهران دو بار به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب گردید و در سال 1324 شمسی به وزارت برگزیده شد. 

وی در دانشكده ادبیات تهران تا پایان عمر تدریس می‌كرد و در تهران وفات یافت و در گورستان ظهیرالدوله به خاك سپرده شد. از او آثار زیادی به جا مانده است كه از آن جمله «سبك شناسی»، «تاریخ احزاب سیاسی»، «مجموعه مقالات» و «دیوان اشعار» وی را در دو جلد می‌توان نام برد.

####
علامه محمد اقبال لاهوری متولد 22 فوریه 1873 میلادی در شهر سیالكوت از ایالت پنجاب هند و متوفی به سال 1317 هـ . ش (20 صفر 1357، 21 آوریل 1938 میلادی)، تحصیلات خود را ابتدا، به رسم معمول زمان، با آموختن قرآن كریم در مكتب‌خانه شروع كرد و پس از اتمام دوره مكتب‌خانه وارد كالج آسیایی اسكاچ شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در آنجا گذرانید. 

در همین ایام سرودن شعر را آغاز كرد. بعد از پایان این دوره، در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور ثبت ‏نام كرد و از محضر سر تامس آرنولد بهره برد. دوره فوق‏ لیسانس این رشته را با احراز رتبه اول در دانشگاه پنجاب به پایان رساند، موفق به دریافت یك قطعه مدال علمی گردید، و در رشته‌‏های تاریخ، فلسفه، و علوم به استادی برگزیده شد. 

در همین حال، فراگیری زبان فارسی و عربی را نیز وجهه همت خویش قرار داد. اقبال، كه در عرصه شعر و ادب در شبه قاره از نوادر به شمار می‏رود، سروده‏های خود را در خدمت بیداری و آگاهی توده‏ها و دمیدن روح آزادی در ملل اسلامی و بیدار ساختن آنان از خواب گران قرار داد. ناله یتیم اولین اثر وی بود كه آن را در سال 1899 میلادی در جلسه سالیانه انجمن حمایت ‏الاسلام در لاهور خواند. سال بعد در همین انجمن منظومع دیگری را با عنوان خطاب یتیم به هلال عید فطر قرائت كرد كه باعث شهرت وی شد.
علاوه بر این در 1901 میلادی نخستین كتاب خود را در زمینه اقتصاد به زبان اردو تالیف كرد. سپس به توصیه سر تامس

علامه محمد اقبال لاهوری متولد 22 فوریه 1873 میلادی در شهر سیالكوت از ایالت پنجاب هند و متوفی به سال 1317 هـ .

آرنولد برای ادامه تحصیلات عازم اروپا شد، و سه سال در آنجا به مطالعه و تحصیل پرداخت. در دانشگاه كمبریج در رشته فلسفه پذیرفته شد و در آنجا با پروفسور مك تیگارت، از طرفداران سرشناس هگل‏، پروفسور ادوارد براون و پروفسور رینولد نیكلسون، از مستشرقان بنام، آشنا شد. 

پس از اخذ مدرك فلسفه اخلاق از كمبریج وارد دانشگاه مونیخ در آلمان شد و رساله دكترای خود را با عنوان «سیر فلسفه در ایران» تدوین كرد، و مدتی نیز به جای پروفسور آرنولد در دانشگاه لندن به تدریس زبان و ادبیات عرب پرداخت. 

اقبال از میان متفكران غرب به آثار لاك، كانت، هگل، گوته، تولستوی، و از شرقیان به اشعار مولوی دلبستگی خاصی داشت. در ایام تحصیل در اروپا تحولات عمده‌ای در وی پدیدار شد؛ قبل از هر چیز، علاقه‌مندی بیش از حدش به زبان و ادبیات فارسی بود به گونه‌ای كه بعدها زبان فارسی را برای بیان آراء و افكار خود برگزید. دیوان شعر وی به طور عمده به این زبان تدوین گشته است.
پس از آن، اقبال به تدریج از یك شاعر وطنی به شاعری اسلامی ـ جهانی تحول یافت، تا جایی كه به اعتقاد بسیاری از متفكران وی یكی از نخستین منادیان اتحاد بین كشورهای اسلامی به شمار می‏رود. 

وی در ماه اوت سال 1908 میلادی به وطن بازگشت و ریاست بخش فلسفة دانشكده دولتی لاهور را عهده‏دار شد و در عین حال به امر وكالت نیز می‏پرداخت. 

اقبال در 1926 میلادی به عضویت مجلس قانونگذاری پنجاب انتخاب شد. منازعات و كشمكش‌های متعدد میان مسلمانان و هندوها و عشق به آزادی وی را به شركت در فعالیت‌های سیاسی علاقمند كرد تا اینكه در 1930 میلادی، در جلسه سالیانه حزب مسلم لیگ در احمدآباد، پیشنهاد تشكیل دولت پاكستان را مطرح كرد.
عشق و علاقة وافر اقبال به سرزمین، تمدن و فرهنگ اسلامی ایران در تمامی آثار و سروده‏های وی هویداست، عشقی نشات گرفته از مایه ‏های ایمان دینی؛ تا بدانجا كه تهران را ام‏القرای دوم جهان اسلام می‏دانست. 

علی‏محمد نقوی نویسنده و متفكر معاصر شبه قاره، در كتاب ایدئولوژی انقلابی اقبال، اقبال را معمار تجدید بنای تفكر اسلامی و طراح نهضت ضد غربزدگی و منادی شعار بازگشت به قرآن و بازگشت به خویش در جهان اسلام می‏داند. 

وی می‏گوید: هدف اقبال با تكیه بر مذهب و به طور اخص اسلام، تبدیل آن از صورت یك عقیده شخصی، انگیزة روحی، و نظام اخلاقی كه تنها در قالب رابطه درونی فرد با خدا مطرح می‏گردد، به یك “ایدئولوژی“ است كه تمامی ابعاد وجودی انسان، اجتماع، و حیات مادی و معنوی را در بر دارد. 

اقبال در سال 1317 هجری شمسی بدورد حیات گفت.

 

شیخ فرید الدین عطار نیشابوریبه مناسبت بزرگداشت این حکیم بزرگ و فرزانه 25 فروردین ماه

شیخ فرید الدین عطار نیشابوری

به مناسبت بزرگداشت این حکیم بزرگ و فرزانه 25 فروردین ماه

شیخ فرید الدین عطار نیشابوری که از جمله بزرگترین شاعران ایران و عرفای نامدار و چون دری بر تارک ادب پارسی می درخشند به سال 540 ه ق در شهر نیشابور چشم به دنیای خاکی باز نمود.

پدرش اهل فضل بود و مادرش با کمالات آشنایی داشت و از آزازین روزهای تربیت عطاربه او رسم زیستن را آموختند و در حد توان در بالا بردن علم و دانش و زهد و تقوای او یاری کردند این خاندان از جمله خاندانهای بزرگ و سرشناس شهر نیشابور بودند.پدرش عطار (دارو فروش،حکیم) بزرگی بود که همه روزه بیماران بسیار از اقصی نقاط نیشابور به او مراجعت می کردند و در دفع بیماری ها از او مدد می خواستند و این بزرگمرد با مداوای بیماران امورات خود را می گذراند، اما نه به طوری که پزشکان امروزی ... او هرگز حرفه شریف خود را با تجارت اشتباه نگرفت و غالب بیماران او را افرادی تشکیل می دادند که قادر به پرداخت اجرت مداوای خود و هزینه دارو به دیگر پزشکان نبودند و چون حکیم را به زهد و پارسایی می شناختند اعتقاد خاصی نیز به او داشتند و این اعتقاد داروی شفا بخشی بود برای بسیاری از آنان ، زیرا اگر که همراه با معالجه بیمار اعتقاد بیمار نیز به پزشک همراه باشد معالجع سریعتر و سودمندتر خواهد بود  .

فرید الدین از دوران طفولیت گاهی همراه پدر به عطاری می آمد و علاوه بر بهره وری از توضیحات حکیم عملا نیز با بیماران سرو کار داشت و لطف خدا شامل حال این نابغه روزگار بود که در دوران شباب سایه پدر و مادر را بالای سر داشت و در حد کمال از اندوخته های معنوی ،مادی و دانش پدر بهره می برد.

خانواده عطار با وجود رفتار خوب و مردم یارانه ای که داشتند باز هم به لحاظ شغل خود که بسیاری از بزرگان و امرا نیز به آنان مراجعه می کردند از وضعیت مالی بسیار خوبی برخوردار بودند به طوری که از نظر پروت نیز در ردیف بزرگان شهر قرار داشتند و بدین لحاظ است که شاید عطار توانست خود را بینیاز از صله و مرحمت امرا دانسته و هرگز کیسه ای برای اندوختن پول شاعری ندوخت.

عطار بنا به درخواست خود و حمایت پدر از آغازین روزهای زندگی به کسب معرفت پرداخت و در محضر پدر و سایر علمای هم عصرخود با علوم مختلف آشنا گردید او قرآن کریم را با معرفت آموخت و به علوم حدیث ،فقه ، تفسیر و نجوم و ادب آشنای پیدا کرد و در علم طب نیز یر آمد اطبای شهر و بلکه روزگار گردید .

شیخ فریدالدین در میان علوم از فلسفه همواره کناره گیری می کرد و به عرفان و تصوف ارادت کامل داشت به گونه ای که هرکس را در این عقیده بود احترامی شایسته می گذاشت اما هرگز در این راه به افراط مبتلا نگشت و در واقع از خشک مقدسی دور بوده است .

او واقعیت نگر بود و دنیا را با تمام عظمت عطیه الهی می دانست که خالق بزرگ برای استفاده نوع بشر آفریده و از این رو بود که عرفان عطار نیز همچون شعرش روان بود و دلچسب و از مطالعه آثار عرفانی این شاعر بزرگ و عارف نامدار همواره انسان لذت وافر می برد.

عطار معتقد بود که وجود انسان یعنی اشرف مخلوقات از دیدگاه خالق بزرگ اهمیت بسیار دارد و تنها موجود در کره خاکی می باشد که می تواند به بهترین نحو قبول محبت خداوندگار را نموده و عبادت و زهد و تقوا را نیز در جای خود و به اندازه رعایت نماید.

عطار پرهیز از موهومات را لازم می داند و رها کردن دیو شه وت و هوا و هوس را امری خطرناک . او می گوید اگر از عشق وافر به ظواهر بگذری به عشق حق می رسی و توحید واقعی را ادراک می نمایی و سیر و سلوکی عارفانه را که طی مسیبر آن نیز آسان نمی باشد توصیه می نماید .

عطار هفت وادی رسیدن به عشق را که عبارتند از : طلب ، عشق ، معرفت ، استغنا ، توحید ، حیرت و فقر است می گذراند و در آخرین مرحله خود را فانی می داند و معتقد است که از این پس در حق حل شده و فقط حق می ماند که در این راه راهنمای پیر سالک امری ضروری می باشد که او را از این مراحل عبور دهد .

تصوف عطار عین شریعت است و از آن جدا نیست و ام این راه را با آنکه مشکل است پیمودنی می داند.

 

آثار عطار

1-                     مصیبت نامه : در این نوشتار عطار به مشکلات ، مصائب و گرفتاریهای روحانی سالک و انسان در پی حق می پردازد و راهنمای پیر طریقت را در رسیدن به مقصد برای یک روح متعالی ضروری می داند .

2-                     منطق الطیر : در این کتاب عطار به سیر و تعالی و رشد روح می پردازد و عبور از مراحل هفتگانه سلوک را بسیار مشکل دانسته و به گذشتن از هفت خوان رستم تشبیه می کند و لی برخلاف هفت خوان رستم قصه ، قصه یک نفر نیست و قصه همبستگی و اتحاد و صداقت و یکدلی می باشد و قهرمانان این داستان پرندگان مختلف از جمله کبک ، کبوتر ، طوطی و ... می باشد .

            در واقع عطار در باب سیمرغ نمتیجه گیری می کند که سیمرغ چیزی جز سی مرغ سالک نیست  و بدینگونه حقیقت محض را به اثبات می رساند که در رسیدن به هدف اتحاد یکی از اصول لازم می باشد.

قصه پر سوز و گداز شیخ صنعان نیز یکی دیگر از داستانهای منطق الطیر می باشد .

3-                     الهی نامه : مجموعه داستانهای کوتاه به زبان شعر است .

4-                     مثنوی های عطار  که مملو از فصه ها و حکایات آموزنده است .

گرچه برخی از سوژه ها در نوشته های عطار در نوشته های علمای پیش از عطار نیز موجود بوده بلکه به طور دیگر نیز در نوشته های دیگران قرار گرفته، از جمله حکایت تیر انداز است و سیبی که بر سر یک غلام می گذارد و آن را نشانه رفت که در منطق الطیر آمده است و این مطلب را به گونه ای دیگر شاعر مشهور آلمانی شیلر نیز در نمایشنامه «ویلهلم تل» آورده است .

با مطالعه این قبیل اشعار انسان در دوری از آلودگی ها تشویق می شود و خواهان وصل به معشوق ازلی می گردد و شاید بتوان گفت شوریده حالی عطار خواهان وصل به معشوق ازلی می گردد و شاید بتوان گفت شوریده حالی عطار در این اشعار است که در مولانا به نهایت می رسد و از این دست اشعار فراوان دارد.

 

گم شدم در خود نمی دانم کجا پیدا شدم

شبنمی بودم زدریا ، غرقه دریا شدم

سایه ای بودم از اول بر زمین افتاده خوار

راست کان خورشید پیدا گشت نا پیدا شدم

ز آمدن بس بی نشانم وز شدن بس بی خبر

گوییا یکدم بر آمد کامدم من یا شدم

می مپرس از من سخن زیرا که چون پروانه ای

در فروغ روی شمع دوست نا پروا شدم

در ره عشقش چو دانش باید و بی دانشی

لاجرم در عشق هم نادان و هم دانا شدم

چون همه تن دیده می بایست بود و کور گشت

این عجایب بین که چون بینا و نا بینا شدم

خاک بر فرقم اگر یک ذره دارم آگهی

تا کجاست آنجا که من سرگشته و رسوا شدم

چون دل عطار بیرون دیدم از هردو جهان

من ز تاثیر دل او بی دل و شیدا شدم

«مولانا جلال الدین محمد بلخی»

 

سبک عطار

 

عطار از جمله شعرا و عرفایی به شمار می رود که سادگی گفتار را رعایت می کرد و در کلامش به ندرت از تکلف و تصنع مطلبی دیده نمی شد به عرفان و بیان حالات عرفانی تسلطی کامل داشته و شور و شوق عش را به شیوه ای غیر منتظر بیان می کند و هرگاه سخن عاشق به میان می آورد دردش را آنچنان عمیق طرح می کند که انگار دردی است که خود او کشیده .

 

 پایان کار عطار

 

هنگامیکه سپاهیان خون آشام مغول شهر نیشابور را تصرف کردند قتل و غارتی بسیار فجیع به راه انداخته و مردم بی گناه این شهر تاوان بی خبری ها و عشرت طلبی های زمامداران خود را پرداختند در این میان عطار نیز به دست مغولی اسیر گشت و مغول عطار را پیش انداخته و او را به سمتی روانه کرد که در بین راه یکی از مریدان او از راه رسید و شیخ را شناخت و از مغول خواهش نمود که در ازای دریافت صد سکه زر شیخ را به او بسپارد اما شیخ به او گفت مبادا این کار را بکنی که این مبلغ بهای من نیست مغول پشیسمان شد لذا شیخ را همچنان پیش خود راند که بار دیگر شخصی از آشنایان در مقابل دویست سکه زر شیخ را از مغول درخواست نمود و باز شیخ کفت این قیمت من نیست و مغول همچنان بر گرد شهر می گشت تا شاید به قیمتی هزار سکه  شیخ را بفروشد در راه یک روستایی با خر خود به همراه باری از کاه پیش آمد و از مغول خواست تا شیخ را رها کند و مغول گفت در ازایش چه می دهی ، روستایی کفت جز باری از کاه ندارم و شیخ رو به مغول گفت بفروش که بهای من اینست و مغول در غضب شد و شیخ را دردم به قتل رسانید شیخ که سرش جدا شده بود خم شد و سر خیش را بر داشت و بر گردن نهاد و دربرابر چشمان حیرت زده مغول راه خود را پیش گرفت و چون شعری که می خواند تمام شد همانجا جان به جان آفرین تسلیم کرد.و شای این افسانه از این باب برجای مانده است که شیخ را فانی در حق می دانند و برایش مرگی وجود ندارد.

 نمونه ای از اشعار عطار:

 

گفتم دل و جان بر سر کارت کردم

هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی

این من بودم که بی قرارت کردم

 

مرغی که بدید از می این دریا درد

عمری جان کند و ره سوی دریا برد

گفت :«این همه آب را به تنها بخورم»

یک طره بدو رسید و در دریا مرد

 

عمری دل من غرقه خون بی تو بزیست

وز پای فتاده سر نگون بی تو بزیست

وامروز که در معرکه مرگ افتاد

در حسرت آن مرد که چون بی تو بزیست

 

گرچه غمم از گریستن بیرون است

هر روز مرا گریستن افزون است

ای ساقی جان فروز در ده جامی

تا سیر بگریم که دلم پر خون است

 منبع : هاشمی حمید.زندگی نامه شاعران ایران.انتشارات فرهنگ و قلم. تهرن.۱۳۸۲.

 

معرفی مشاهیر

بهمرام بهرامی رشید

علی آغا واحد شاعری از دیار آذزبایجان

 

یکی است ترکی و تازی در این معامله حافظ   

حدیث عشق بیان کن به هر زبان که تو دانی

 وسط علی آغا واحید

خواننده جبار غار یاقدی ، علی آغا واحید و تارچی قوربان پیریم اف

 

شاعر مشهور کشورهای ایران ،آذربایجان و ترکستان یعنی «علی آغا محمد قلی اغلو اسکندرف» یا همان واحد در سال 1895 در روستای ماساجیر در نزدیکی شهر باکو متولد شد. در ابتدا دو سال در حوزه مذهبی درس خواند و بعد تحصیل را رها کرده و شاگرد بقالی و خراطی شد طوری که در این شغلها استاد شد.

علی آغا واحد در حین گذراندن تحصیلات کلاسیک خود با مطالعه مجلات و روزنامه های چاپ شده آن روزهای باکو و در تاثیر آنها نبوغ شعریش بیدار گردید .

در دوره جوانی واحد انجمن های ادبی بسیاری در زمینه غزل در شهر باکو دایر بودند و در این انجمنها شاعران بزرگی همچون مشهدی آذر ، عبدالخالق یوسف ، آقا داداش منیری . .. شرکت می کردند. و در همین مجالس بود که به شاعر جوان لغب« واحید» از سوی استاد عبدالخالق یوسف داده شد.

واحد در سرودن غزلهایش بسیار از شاعر بزرگ ، فضولی تاثیر پذیرفته بود .او خودش در این باره می گوید : اگر در سال 1921 از طرف عزیز حاجی بیگوف به اپرای «لیلی و مجنون» نگاه نمی کردم و آن را خوب درک نمی کردم در من هیچگاه شوقی برای سرودن غزل به وجود نمی آمد. من آن زمان فهمیدم که راه من راه درک آثار فضولی کبیر است.

حقیقتا نیز واحد راه شاعر عشق و محبت یعنی فضولی را دنبال کرد و از طرف دوستان و معاصرانش لغب «فضولی یادیگاری» را گرفت. برای نمونه یکی از اشعار ترکی – فارسی فضولی را در اینجا می آورم :

 

نیست بر آئینه دردی کشان گرد خلاف/میتوان چون جام می دیدن ته دلهای صاف

محنت عشق ای کونول آسان دئیل چوخ وورما لاف/ عشق بیر یوکدور که خم اولموش انون آلتندا قاف

 

یکی دیگر از دلایل بوجود آمدن شاعری غزل سرا از واحد ماجرای عشقی او در دوران جوانیش بود .واحید یا همان واحد در باکو عاشق دختر یک تاجر فرش که ازبک نیز بوده می شود . دختر که «زلفیه تکه» نام داشت عشقی را در سینه واحید شعله ور ساخت که با الهام از آن غزلهای عاشقانه و زیبای بسیار زیادی را سرود.

پس از مدتی زلفیه با پدرش به سمرقند مهاجرت می کند و واحید نیز بعد از مهیا کردن امکانات ازدواج خود به سمرقند می رود ولی افسوس که قبل از رسیدن واحد زلفیه در سمرقند به اجبار پدر ازدواج کرده و واحد نیز با دلی شکسته و سرشار اندوه در غم از دست دادن معشوقه اش به باکو باز می گردد.

بعد از انقلاب 1905 تحت تاثیر مجلات و روزنامه هایی که در آذر بایجان چاپ می شد علاقه شدیدی به ادبیات اجتماعی پیدا کرد و طولی نکشید که در مجلات «طوطی» ، «بابای امیر» ، «مزه لی» و «ملا نصرالدین» شروع به نوشتن کرد.

واحید قبل از رژیم شوروی با تمام وجود  شعرهای منتشره اش در مطبوعات را برای قشر وطن پرست و زحمتکش به چاپ می رساند :

آهیم شرری یتسه نولور عرش برینه /صبر ائتمک الور مو وطنین درد سرینه

بیلمز وطنین قدرینی اول کس که دنی دیر/صراف تانیر گوهری ، یتجک نظرینه

یا در جای دیگر می گوید :

اورگیمده او قدر سوگی واریمدیر وطنه/نئجه کی عاشق اولوب بولبول شیدا چمنه

در سال 1915 در مجله بابای امیر ، غزلی با عنوان «گلدی بابای امیر» چاپ کرد و بعد از آن همکاریش را با این مجله طنز ادامه داد و همان سال در ژورنال طوطی شعری با عنوان «رویا دگیل» چاپ کرد در اینجا برای نمونه  قسمتی از این شعر را درج می کنم :

طوطی یاز بو سوزی خلقه ائله اعلان ، من اولوم/ هامی بیلسین آییلیب داهی مسلمان ، من اولوم

گورمسین بیرده  مسلماندا دیلنسین فقرا / هر نه گورسن گورجک سن عقلا و فضلا

هامی تصدیق ائدجک هر نه بویورسا علما / ینی مکتب وطن اولادینا ائتمیش ده بنا

و ...

در سال 1916 کتاب منظومی با عنوان «طمعین نتیجه سی» یعنی نتیجه طمع کاری منتشر شده بود که در این کتاب برای کودکان حکایت هایی نظیر ملا و گاو نر «ملا و اوکوز» و نصیحت آدم و هوا به شکل منظوم نوشته شده بود و مولف تلاش کرده بود که احساس نفرت کودکان را نسبت به طمع کاری بیدار کند.

 واحد با آنکه در مطبوعات و تئاتر فعالیت های زیادی در زمینه های سیاسی و اجتماعی کرده بود  ولی اساس شهرت واحد در غزلهایش نهفته است .غزلهای واحد بارها چاپ شده و برخی آهنگ سازی شده و هنوز مردم این آهنگ هارا گوش می دهند.

در ایران نیز بعد از گذشتن چهل سال از ممنوعیت خواندن و نوشتن به زبان ترکی در رادیو تهران غزلهای واحد از طرف مصطفی پایان خوانده شدند و حال نیز بسیاری از خوانندگان ترک زبان ، ترانه های واحد را از حفظ می خوانند.

از دلایلی که باعث شد شعر و غزل واحد بر سر زبانها نقل شود و در همه جا نفوذ کند می توان به این موارد اشاره کرد . زبان واحد ، ساده ، صمیمی و روشن است زیرا او به سبک فضولی یعنی بسیار ساده و روان می نوشت.او با فهم ساده ، کلماتی که به راحتی در خاطر می مانند و به  زبان گفتاری مردم می نوشت و در عین حال کاملا  از قواعد غزل کلاسیک نیز پیروی می کرد .

 

هر کسین دهریده سن تک گوزلیم دلبری وار / خوش اونون حالینه دونیاده نه دردی – سری وار

قورخورام ، نازیله چوخ باخما ، یامان گوز چوخدور/ هر گورن سویلییر حسرتله ، عجب گوزلری وار

 

این مصراع ها به زبان گفتاری بسیار صمیمی و طبیعی و در عین حال با تاثیری بدیع نوشته شده است . اکثر غزلیات واحد به شکل بدیهه سرایی نوشته می شدند و یکی دیگر از خصوصیات غزلهای واحد ظرافت و لطافت این شعرها است.

در ادبیات کلاسیک در میان شاعرانی که از واحد تقلید می کنند اکثرا در غزلها از بی وفایی و جفای یار شکایت می شود و روح یاس و ترک دنیا دیده می شود ولی در بسیاری از غزلهای واحد ، شادی ، نیک بینی و روح احساس می شود.

 

واحیدین قلبینی اینجیتمه سینار ، شاعیر دیر / جاندان آرتیق سنی ای غنچه دهان ایسته ییرم

عشق زنجیرینه واحید ده گرفتار اولدی / آز دی گویا بیری ده آرتدی بو دیوانه لرین

گوزلیم ، ائل دویار آخر ، منه آز قاش گوز ائله / بیر ده آلدانمارام ، اولسم ده وفاسیز گوزله

 

در غزلیات واحد بر خلاف غزلهای کلاسیک تاثیر زمان به وضوح دیده می شود. او در بسیاری از غزلها از فضولی الهام گرفته بود . واحد از میراث ادبیات کلاسیک با ترجمه های که کرد تلاش در غنی کردن ادبیات آذربایجان نمود. او از شاعرانی مثل خاقانی نظامی و فضولی ترجمه هایی به شکل غزل داشت.

واحد در سال 1965 در باکو دار فانی را وداع گفت و با مرگ تلخ خود دوستاران و آشنایان به غزلهایش در در سوگ خود نشاند .

از شاعران معاصر غ.بیگدلی در باکو بر سر پیکر او غزلی با مطلع « واحیدی دخمه ده یاتمیش گوردوم / گنجی ویرانه ده یاتمیش گوردوم» سرود . در ایران نیز ساوالان شاعر ایرانی تحت تاثیر خبری که از رادیو منتشر شد غزل دیگری با مطلع «پاییز چاغی سولدی ائلیمیگ گوللری واحید / مایوس اولاراق آغلادی بوبوللری واحید» سرود.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

گرچی در اهلی اچر باده نی جان ساغلیغینا / ایچیرم من اونی بیر آفتی جان ساغلیغینا

قانمایان کیمسه بو قان اولموشا قیمت ورمز / عارف اول ایچ میی گولگونی قانان ساغلیغینا

بیل نه معنایه قدح لر توخونور بیر بیرینه / قالدیرین جامی شرابی یارادان ساغلیغینا

جام توت نازلی گوزل لرله ، اگر روحون وار/ قوجالار ذوق الار ایچدیکجه جاوان ساغلیغینا

من جاهان ذوقینین آلودسی اولسایدیم اگر / مست اولاردیم ابدیت له جاهان ساغلیغینا

زاهدین طعنینه باخما رمضان آیی می ایچ / قور او کوثر سویو ایچسین رمضان ساغلیغینا

ترکی عادت اوزو جان ساغلیغینین دوشمنی دیر / دورما ایچ بادنی ، ور فیکرینی جان ساغلیغینا

خاطیریمدن گچر ایامی جاوانلیق ، واحید / قالدیراردیم قدحی پیری موغان ساغلیغینا

 علی آغا واحید در میان شعرای باکو سال 1914

منبع : علی آقا واحید . علی واحید سئچیلمیش اثر لری . اوچ انجی چاپ .انتشارات تلاش .تبریز.1386 .

ترجمه : بهمرام بهرامی رشید

    

 

پروين اعتصامي

پروين اعتصامي

 امیر حسین احمدی

به مناسبت شصت وهشتمین سالگرد در گذشت این شاعره بزرگ قرن

پروين اعتصامي فرزند يوسف اعتصامي(اعتصام الملك)،اديب مشهور در 25 اسفند 1285 در تبريز به دنيا آمد.او در خانواده اي فرهنگي و اديب رشد و نمو يافت،فارسي و عربي را علي رغم ترك زبان بودن، و ادبيات اين دو زبان را از آموزگاران خصوصي در خانه فرا گرفته و زبان انگليسي را در تهران در مدرسه آمريكايي دختران آموخت.

او بر خلاف تحصيل در مدرسه آمريكايي ها، تيپ زن شرقي بودن خود را حفظ كرد.چون وي به زبان انگليسي مسلط و شخصي اديب بود، از طرف شاه دعوت شد كه نديمه و آموزگار ملكه شود ولي نپذيرفت.

نخستين اشعارش در مجله ((بهار))،كه متعلق به پدرش بود چاپ شد و او براي توضيح جنسيت خود كه مورد اشتباه خوانندگان مجله قرار گرفته بود گفت:

((از   غبار  فكر    دور   بايد   داشت   دل                     تا  بداند ديو  كاين آيينه  جاي  گرد  نيست

مرد پندارند پروين را چو برخي زاهل فضل                     اين معما گفته نيكوتر كه پروين مرد نيست!!))

اشعار پروين مملو از طرحهاي ساده ،مسايل اجتماعي و عاطفي است.اشعار اخلاقي او بي شك از احساس پاك و بي شايبه اش سر چشمه مي گرفته است.اشعار پروين را كلا مي توان به چند دسته تقسيم نمود،دسته اي از آنها مناظره هاي گوناگوني است كه بين دو انسان ، دو جسم ، يا دو حيوان و ... ترتيب يافته و درآنها بيشتر به پند و حكمت هاي اخلاقي پرداخته شده است ،دسته ديگر حاوي عواطفي قوي نسبت به فقرا، بي سرپرستان و بيچارگان است،دسته سوم از اشعار پروين را مي توان به اشعار انقلابي او تخصيص داد . پروين در اين اشعار با((بيرحمانه)) توصيف كردن نظام اقتصادي جامعه، خواهان دگرگوني در آن است و در آن اشعار به نوعي رنجبران را به زير و رو كردن نهاد هاي ستم اجتماعي تشويق مي كند.

نخستين بار ديوان شعر پروين،با مقدمه اي از « ملك الشعرا بهار » مشتمل بر 5000 هزار بيت در سال 1314 خورشيدي، و دومين بار پس از وفات او ،توسط برادرش ((ابولفتح اعتصامي))منتشر شد. پروين مدتي نيز كتابدار دانشسراي عالي بود.

پروين اعتصامي در حين جواني دار فاني را وداع گفت و در روز 16 فروردين ماه سال 1320خورشيدي رخت از اين جهان بر بست و مرگ او ايران را در سوگ خود باقي گذاشت.پيكرش را در شهر قم و در آرامگاه خانوادگيشان به خاك سپردند و مجالس ترحيم متعددي در سراسر ايران براي بزرگداشت او تشكيل دادند و شعراي بزرگي از جمله سيد محمد حسين شهريار،در رثاي او مرثيه سرودند.بر سنگ مزارش شعر منتشر نشده او را حك كردند،بدين مضمون:

اينكه خاك  سيهش   بالين  است                                           اختر   چرخ   ادب   پروين    است

گرچه   جز  تلخي  ز  ايام   نديد                                            هرچه خواهي سخنش شيرين است

:

آدمي    هر  چه    توانگر   باشد                                              چو  بدين نقطه رسد مسكين است

خرم آنكس  كه در اين محنتگاه                                              خاطري   را  سبب  تسكين   است

 

روحش شاد و يادش گرامي باد

 تهیه وتنظیم : امیر حسین احمدی

 

منابع:

1-صفا،دكتر ذبيح الله .گنج و گنجينه

2- آژند، يعقوب.ادبيات نوين ايران

3- ديوان پروين اعتصامي