رونمایی از دیوان تصحیح شده فانی

دیوان تصحیح شده فانی در شهرستان درگزین رونمای شد
دیوان اشعار نصرالله خان اصلانی متخلص به فانی (۱۲۷۱-۱۳۱۷ روستای کهارد، شهرستان رزن) که به مقدمه، تصحیح و فزونپژوهی نویسنده و شاعر نامآشنای استان همدان آقای بهمرام بهرامی رشید منتشر شده است، در شهرستان درگزین و شهر قروه درگزین رونمایی شد.
در این مراسم که به همت انجمن ادبی فانی شهر قروه، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره کتابخانه های شهرستان درگزین برگزار شد مسئولین شهرستانی، فرماندار و امام جمعه محترم شهرستان درگزین، شعرا ، نویسندگان،هنرمندان و اهالی قلم از سراسر استان همدان حضور داشتند.

این برنامه در قالب عصر کتاب و به مناسبت بزرگداشت و معرفی این شاعر فقید برگزار شد و همراه با رونمایی از دیوان اشعار فانی، طرح المان مزار این شاعر نیز توسط آقای مهندس احمد ستاری ارائه و رونمایی گردید .
در این مراسم فرماندار محترم شهرستان درگزین آقای مهندس خواستان ضمن ایراد سخنانی از اهمیت کتاب و کتابخوانی در جامعه، با استقبال از المان مزار فانی در این خصوص هماهنگی با فرمانداری شهرستان رزن را با توجه به قرار گرفتن روستای زادگاه این شاعر در این شهرستان لازم دانستند و حمایت و همکاری خود را در اجرای این المان اعلام نمود.
حجت الاسلام ربیعی امام جمعه محترم شهرستان درگزین نیز این اقدام بزرگ را در تصحیح دیوان فانی و معرفی اثار گذشتگان ستود و مردم برای جلوگیری از فریب دشمن دعوت به مطالعه و کتابخوانی نمود.
یکی از بخشهای مهم این مراسم بررسی زندگی نصرالله خان اصلانی و دیوان چاپ شده وی توسط اقای جهانبخش یوسفی فاتح کارشناس ارشد ادبیات مسئول انجمن زلال شمس بود . ایشان ضمن ذکر ویژگی های خاص فانی او را آیینه تمام نمای تاریخ دوران خود دانست که صریح اللهجه و خودساخته بود و در خصوص کتاب نیز عنوان کرد مقدمه ۵۷ صفحه ای کتاب، حجم و نوع کار و بخشهای مختلف آن مثل اعلام ، واژه نامه و تشریح اشعار ترکی این شاعر کاری بسیار سخت بوده که ضمن داشتن اشکالات کوچک بسیار دقیق و خوب انجام گرفته است .

در بخش پایانی مراسم بهمرام بهرامی رشید مصحح این ارزشمند نیز ضمن تشریح چگونگی مطرح شدن موضوع تصحیح اشعار فانی و آغاز این کار گفت: در ابتدا تصور می شد جمع آوری و تصحیح این اشعار کار خیلی سختی نباشد اما هرچقدر بیشتر جلو می رفتم بیشتر حساسیت و پیچیدگی کار برایم روشن می شد. چون فانی نسخه های مختلفی از اشعار نداشت تا به کمک نسخه های مختلف اشعار معیوب اصلاح گردد بنابراین مجبور بودیم از طریق مقایسه زبان فانی در موقعیت های مشابه ، تکیهکلامهای شاعر، وزن عروضی شعرها، هم آوایی و همنشینی کلمات و ارتباط عمودی ابیات راز بخشهای و عیوب شعر رمزگشایی و اصلاح شود .
بهرامی رشید افزود : نخستین و تنها نسخه اشعار فانی در سال ۱۳۵۳ توسط محسن اصلانی به صورت خانوادگی و به شکل جزوه شعر ماشین تایپ تکثیر شده بود که به علت اشتباهات تایپیست ،عدم توانایی خوانش دست خط شاعر، اغلاط تایپی، پخش شدن جوهر ماشین تایپ و ... به اندازه ای بهم ریخته چاپ شده است که گاه مخاطب را از خوانش اشعار منصرف می نماید اما در عین حال همین دیوان همچون گنجی تنها منبع و نسخه به جا مانده از شاعر است که اگر نبود شاید فانی هم امروز فانی شده بود.
مصحح دیوان اشعار فانی در خصوص حفظ آثار این شاعر فقید عنوان کرد: تعدادی از اشعار و ابیات در زمان چاپ نسخه ماشین نویس با توجه به مسایل اجتماعی، قومی و نزدیکی به زمان حیات فانی از ردیف چاپ خارج شده بود که اکنون نیز در دسترس ما نیست . با این حال تمام اشعار این نسخه تصحیح و برای چاپ آماده شد اما در طی دریافت مجوز چاپ، چندین شعر به طور کامل و در برخی موارد واژه ها و ابیات خاصی نیز به صورت موردی حذف گردید . عدم وجود این اشعار در دیوان حاضر به همین علت است.
بهرامی رشید مدت زمان تصحیح این اثر را ۵ سال عنوان کرد و گفت : در مدت این پنج سال سه بار کامل تمام اشعار بیت به بیت بررسی و تصحیح گردید و دوبار ویراستاری شد . ویراست اول کتاب که همراه با بررسی دقیق ابیات صورت گرفته بود توسط شاعر توانای شهرستان درگزین و استان همدان اقای محمدتقی جعفری تفضل انجام شد و ویراست دوم که بسیار دقیق و همه جانبه بود توسط استاد غلامحسین مراقبی نویسنده،محقق و روزنامه نگار مطرح کشور انجام گردید که پس از بررسی های وی مقدمه کتاب فراتر از یک مقدمه ساده که یک فزون پژوهی جامع در اشعار عنوان گردید.
در نهایت دیوان حاضر در پنج بخش شامل موارد زیر به چاپ رسید : ۱. مقدمه (فزون پژوهی) ۲. اشعار فارسی که بر اساس قالب های شعری طبقه بندی و فصل بندی شد ۳. اشعار ترکی که به صورت کامل در بخش زیر نویس از لحاظ گرامری و ادبی بررسی شد ۴. بخش اعلام که شامل مکانها،اشخاص و اسامی خاص مطرح شده در دیوان اشعار است که به صورت مصور توضیح داده شده است و در نهایت ۵.واژه نامه مختص کلمات به کار رفته در اشعار این شاعر بزرگ . آخرین بخش از کتاب منابعی است که از آنها در نگارش توضیحات و مقدمه کتاب به کار رفته است.
در پایان این مراسم با حضور مسئولین از دیوان فانی که به دو شکل جلد معمولی و جلد سخت چاپ شده است رونمایی گردید.


اطلاعیه « مراسم رونمایی از دیوان تصحیح شده فانی»

برنامه ویژه عصر کتاب همراه با رونمایی از دیوان فانی، معرفی و خوانش آثار نصرالله خان اصلانی شاعر فقید درگزینم تخلص به فانی
📒 رونمایی از فزون پژوهش و تصحیح دیوان فانی به قلم بهمرام بهرامی رشید
📆 شنبه 9 بهمن 1400
⏰ ساعت 14:30 الی 16:30
🏫 مکان : کتابخانه علامه دهخدا قروه درگزین
🔮 با حضور مسئولان ، فرهنگیان ، ادیبان و مهمانان کشوری ، استانی و شهرستانی
⭐️حضور برای عموم آزاد است
🔹 اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی درگزین
🔹 اداره کتابخانه های عمومی درگزین
🔹 انجمن ادبی فانی قروه درگزین

فاطمه علیپور برگزیده یکصد مجری برتر کشور

سرکار خانم فاطمه علیپور مجری هنرمند شهرستان درگزین و عضو انجمن ادبی فانی شهر قروه و اهل روستای عمان در بین 100 سخنران برتر کشور در مسابقه سخنرانی تریبون (بزرگترین مسابقه سخنرانی کشور ) قرار گرفت و جزو 20 سخنران برتر بخش دانش آموزی انتخاب شد .
✅آرزوی موفقیت در مراحل و سطوح بالاتر
مراسم عصر کتاب ویژه معرفی آثار استاد گرانقدر جناب آقای دکتر نصرتی
مراسم عصر کتاب ویژه معرفی آثار استاد گرانقدر جناب آقای دکتر نصرتی در کتابخانه علامه دهخدای قروه درگزین
۲۴ آذر ۱۴۰۰

به مناسبت هفته پژوهش به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و با همکاری اداره کتابخانه های عمومی شهرستان درگزین مراسم عصر کتاب با حضور مسئولان استانی و شهرستان درگزین ، فرهنگیان ، هنرمندان و علاقمندان به پژوهش در کتابخانه علامه دهخدا برگزار شد. این مراسم با هدف معرفی پژوهشگر فعال اجتماعی و مؤلف چندین کتاب و استاد دانشگاه دکتر عبدالله نصرتی برگزار شد. در حاشیه ی این مراسم از علی ایرانی با بیش از نیم قرن فعالیت فرهنگی که اولین کتاب فروش منطقه ی سردرود ، رزن و قروه درگزین بود و باعث ارتقا فرهنگ کتابخوانی در منطقه شد تجلیل شد.
کوتاه درباه دکتر نصرتی (پژوهشگر اجتماعی)
استاد دکتر عبدالله نصرتی در سال 1326 هجری شمسی در یک خانواده متدین، در شهر «کرفس» شهرستان درگزین، دیده به جهان گشود مرحوم پدراستاد در آن زمان از باسوادان روستا محسوب میشده است و با این که در ایام نوجوانی معلم در روستا مدرسه دولتی وجود نداشته تحصیلات خود را با راهنمایی پدر از سن پنج سالگی با مکتب خانه، مکتب و با قرآن آغاز کرد.
نصرتی در سال 1345 موفق به اخذ مدرک دیپلم شد و دوران سربازی خود را در سپاه دانش سپری کرد. دوره لیسانس زبان و ادبیّات فارسی را در دانشسرای عالی (دانشگاه تربیت معلّم) و لیسانس جامعه شناسی را در دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران با نگارش رساله «سازمانهای اجتماعی قرن پنجم» گذراندند و دانشنامه فوق لیسانس زبان و ادبیّات فارسی را از پژوهشکده فرهنگ ایران با نوشتن رساله «بررسی اشعار مسعود سعد سلمان» و همچنین دوره دکتری زبان و ادبیّات فارسی را از دانشکده ادبیّات دانشگاه تهران با نگارش پایان نامه ای با عنوان «بررسی اشعار اجتماعی و انقلابی دوره مشروطیّت» سپری نمود.
بیش از پنجاه سال از عمر هفتاد ساله استاد در مقام استادی دانشگاه و معلمی در خدمت تعلیم و تربیت کشور بوده است و پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسؤولیّتهای متعددی چون ریاست شورای آموزش و پرورش، معاونت و ریاست آموزش و پرورش را بر عهده داشته است.
وی ابتدا در آموزش پرورش به استخدام درآمد و با انتقال از وزارت آموزش و پرورش به وزارت علوم، عضو هیأت علمی دانشکده ادبیّات دانشگاه بوعلی سینا شده و مدت شش سال مدیریت گروه را عهده دار بود و موفّق به تأسیس رشته زبان و ادبیّات فارسی و راه اندازی دوره کارشناسی ارشد شدند و زمینه را برای ایجاد دوره دکتری در این دانشگاه فراهم ساخت. ایشان با بازنشستگی در دانشگاه بوعلی سینا به همکاری و تدریس در دورههای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دوره ی دکتری دانشگاه آزاد اسلامی همدان ادامه دادند که اخیراً از آنجا هم بازنشسته شد. از کتابهای وی میتوان به ثلاثه غساله ، ناله ی زندانیان خاک ، یاد آر ز شمع مرده یاد آر ، تکاپو ، ادب و نگارش فارسی نام برد.
یوسف امینی خبرنگار همدان پیام
آلبوم عکس در ادامه نوشته ...
دیدار اعضای انجمن ادبی فانی و رئیس اداره کتابخانه های شهرستان درگزین
🟢 دیدار اعضای انجمن ادبی فانی
و رئیس اداره کتابخانه های شهرستان درگزین
با خانم معصومی سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان درگزین

🔹 خانم الهام معصومی از 22 خرداد 1400 طی حکمی به سرپرستی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان درگزین منصوب شد که این اتفاق مهم برای شهرستان درگزین در ارتقاء مباحث فرهنگی راه را برای علاقمندان عرصه فرهنگ و هنر هموار تر خواهد کرد
🔹 اعضای انجمن ادبی فانی و بیات رئیس اداره کتابخانه های درگزین جهت تبریک این انتصاب با خانم معصومی دیدار کردند
در این دیدار درباره بهبود عملکرد انجمن های ادبی ، فرهنگی و هنری تبادل نظر و برنامه های ارتقاء انجمن ها ارائه شد
🔹 همچنین از زحمات دلسوزانه و ارزشمند آقای سیف یار رئیس فرهنگ و ارشاد شهرستان رزن که در چندین سال تلاش دلسوزانه مباحث مختلف را پیگیری و مدیریت کردند تقدیر شد
🔹چرا فرمانداری"درگزین"؟!
بهمرام بهرامی رشید
این سوالی است که در فکر بسیاری از مردم این روزها مطرح می شود؟
برخی از مردم برای آن پاسخهایی منفی می بافند! برخی از راه پرستیژ وارد شده و آن را مناسب نمی دانند و شاید هم برخی آن را منتسب به روستای درگزین کرده و ...
☆اما پاسخ چیست؟
برای انتخاب نام شهرستان جدید چالشهای بسیاری ایجاد شد که در نهایت نام #فرمانداری_درگزین به دو علت زیر انتخاب گردید.
۱. قواعد و قوانین
همانطور که برای ارتقای بخشی از کشور به شهرستان، قوانینی از جمله شاخصهای جمعیتی،زیرساختی،مساحت و ... مورد نیاز است که خوشبختانه بخش قروه درجزین حائز همه این موارد بود، اما برای انتخاب نام آن هم مقرراتی وجود دارد.
الف:امکان انتخاب نام شهرستان"قروه درجزین"وجود نداشت! زیرا انتخاب نام ترکیبی برای فرمانداری ها ممنوع است.
ب:امکان انتخاب نام شهرستان"قروه" وجود نداشت.زیرا تشابه اسمی با شهرستان قروه کردستان دارد.
ج:امکان انتخاب نامی غیر از این دو وجود دارد.
۲. مشخصه های بومی،تاریخی و فرهنگی
برای انتخاب نامی غیر از این دو مورد باید به فرهنگ و تاریخ منطقه رجوع می کردیم. اما آیا از خود پرسیده اید چرا نام شهرمان از گذشته های دور تا امروز #قروه_درجزین است؟! و مثلا چرا #قروه_شاهنجرین نیست؟!درگزین یا معرب آن درجزین در پسوند نام قروه چه می کند؟!
الف- تاریخ:
●تقسیمات سیاسی:در گذشته ای نه چندان دور و تا اواخر دوره قجر، ایران به شکل ایالتی اداره می شد و هر ایالت چندین ولایت داشت. تقسیم بندی استان و شهرستان و ... از زمان پهلوی اول ایجاد شد. درگزین یکی از ولایات ایران بود و حمدالله مستوفی آن را بخشی از اقلیم اعلم دانسته است. حدود درگزین از خمسه سردرود تا منطقه پیشخور کشیده می شد. نصرالله خان اصلانی در شعر مشاهیر درگزین حدود و ثغور آن را کاملا توصیف کرده است.
● نقش:
ولایت درگزین به مرکزیت ابرشهری به همین نام، همواره یکی از مراکز مهم نظامی و اقتصادی ایران بوده است. این ولایت در چهار راه غرب و شمال و جنوب کشور بر اساس موقعیت راه های قدیم کشور قرار داشته و شش وزیر به دربار سلسله قدرتمند سلجوقی معرفی نمود، پایتخت سلجوقیان،پایتخت نظامی صفویه، پناهگاه شاه اسماعیل بعد از شکست جنگ چالدران و از عوامل نظامی-اقتصادی پشتیبانی کننده افاغنه در قائله سقوط دولت صفوی و اشغال ایران بود.
شهر درگزین در اواخر صفویه به روایت "اولیا چلبی"جهانگرد و سفرنامه نویس دوره عثمانی،دارای پنج دانشگاه، ۴۰۰۰ نیروی پلیس یا همان شرطه،بازاری بزرگ با کفی کاشیکاری شده، ۲۵ کیلومتر عرض و طول شهر و ... بوده است. نادر شاه این شهر را بعد از به قدرت رسیدن به تلافی خیانت #سنی_مذهبان و بازاریان درگزین و کمک به افاغنه از تپه روستای #سوزن فعلی به توپ بست و بعد از تخریب کامل شهر، اهالی آن را به نقاط مختلف ایران تبعید نمود. از آن تاریخ نام ولایت درگزین از صفحه جغرافیای سیاسی ایران حذف شد.
●ادبیات:
نصرالله خان فانی شاعر دوره معاصر (۱۲۷۵-۱۳۱۷ ه.ش) متولد کاهارد در توصیف این منطقه در شعر مشهور مشاهیر درگزین اینگونه آغاز می کند:
فضای #درگزین از خرمی چون باغ رضوانش
زنزهت می توان خواندن عروس ملک ایرانش
بدیهی است که منظور فانی روستای درگزین نبوده،بلکه ولایت درگزین بوده است. آن زمان هنوز نامی از استان همدان و شهرستانهایش نیز وجود نداشت! استان همدان در سال ۱۳۵۶ از استان کرمانشاه جدا و متولد شد.
خاقانی هم که در سفری از ولایت درگزین عبور می کند این شعر را می سراید:
خاقاني از عراق سوي #درگزين گذشت
هرچند در دل آرزوي درگزين نداشت
●فرهنگ بومی:
هنوز هم در میان مردم، بخش قروه درجزین به نام"درگزین چوققورو"یا "گودی درگزین"معروف است. بخش قروه درجزین از اراضی اطراف پست تر و ارتفاع آن از شهر رزن نزدیک به ۷۰ متر پایین تر است چنانکه از جاده رزن به همدان این گودی کاملا مشخص است. معنی نام قروه را گذشتگان چاله ای که در آن آب جمع بشود گفته اند.
حال می شود فهمید چرا می گویند"قروه درجزین"! زیرا این قروه متعلق به ولایت درگزین است و با این نام بین قروه ای که متعلق به کردستان است تمایز ایجاد می شود.
با جمع بندی موارد بالا به این نتیجه می رسیم که فرمانداری جدید نام خود را از یک روستا وام نگرفته بلکه این نام بخاطر سبقه فرهنگی هنری و تاریخی #ولایت_درگزین انتخاب شد که باعث گردید بعد از گذشت بیش از سیصد سال این ولایت دوباره به صفحه جغرافیای سیاسی ایران بازگردد تا ضمن رعایت قوانین نامگذاری فرمانداری ها، تاریخ و هنر و فرهنگ غنی خود را با هزاران سال قدمت به ایرانیان معرفی کند.
این مطلب به درخواست همشهریان عزیز نگاشته شد و هیچ حب و بغضی در علت نگارش آن نیست و به نظر این بنده حقیر نام" #شهرستان_درگزین "انتخاب یکی از اصیل ترین و با مسماترین نامها برای فرمانداری های کشورمان است.
●بهمرام بهرامی رشید
کنسرت چکاوک با هنرمندی محمد افروز در تالار وحدت برگزار شد
با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد همدان، ریاست فرهنگ ارشاد رزن، شورای شهر و شهردار قروه و مسئول انجمن ادبی قروه درجزین در کنسرت چکاوک
تالار وحدت
۸آذر۹۷
تهران


🌃 شبی نوستالژیک که خاطره شد ...
داستان پرسه گردی های پر از غربت تهران، خاصه در شبهایی عاشقانه و نوستالژیک، شاید برای هر کسی که طعم گس آن را درک کرده، شیرینی اندود با غمش را بشناسد.
دیشب در یکی از به نام ترین تالارهای فرهنگی کشور، در تالار وحدت تهران میهمان هنرنمایی مردی بودیم که از محضر یکی از سلاطین نامی آواز ایران درس گرفته است. هنرمندی که در کنار ما و در شهری کوچک قد کشید اما نخواست چون غوکان برکه ای کوچک که افلاطون از آن نام می برد با استعداد فوق العاده اش بماند و با نگاهی کشنده و تکراری گذران عمر کند.
دیشب در محضر #محمد_افروز بودیم که بسیاری از هنرمندان نام آشنای تهران هم برای شنیدن صدای گرمش به آنجا آمده بودند. او را می شناختند و به عکس گرفتن با او افتخار می کردند.
همه آنجا بودند. از مسئولین شهرستانمان تا مدیر کل فرهنگ و ارشادمان، از اقوام و هنرمندان گرفته تا علاقه مندان صرف به موسیقی!
کنسرت با اجرای زیبای چندین قطعه آهنگ نوستالژیک از چهار دهه موسیقی ایران برگزار شد که به نوع خود در این برهه از تاریخ هنری کشور بی سابقه بود و همین قطعات نوستالژیک با اجرای خیابانی هنرمندان شب گرد، شبی رویایی را در محوطه تالار وحدت ایجاد کرد . گویی زمان برگشته بود و ما در خیابانهای دهه چهل تهران، قدم زنان از عاشقانه های نا تمام سخن می گفتیم و غرق در شادی غرور که این ماییم که اینجا در عرض سه دهه توانسته ایم فاصله ۳۰۰ کیلومتری تهران تا قروه درجزین را به صفر کاهش دهیم و بجای تماشای هنر تهرانی به تهران هنر شهرستانمان را ارائه بدهیم .
خوشحالیم و خدای را شاکر که جوانانی اینچنین پاک و نیکو را پروردیم و آنها نیز با تلاشی نستوه خود را قدم به قدم به سر منزل مقصود نزدیکتر کردند.
به امید روزی که کنسرت استاد محمد افروز در خانه و زادگاهش برگزار شود تا همه همشهریانش از لذت شبی خاطره انگیز در کنار خانواده هایشان بهره مند شود .
قولهایی را هم شنیدیم ...
آن روز نزدیک است ...
یا حق
بهمرام بهرامی رشید
مسئول انجمن ادبی #فانی قروه درجزین
مراسم رونمایی از کتاب "عمود هزار و چهارصد و دو"
مراسم رونمایی از کتاب "عمود هزار و چهارصد و دو" نگارش آقای بهمرام بهرامی رشید ۲۷ مهرماه ۱۳۹۷ با حضور مسئولین استانی و شهرستانی در کتابخانه علامه دهخدا شهر قروه درجزین برگزار شد.



عمود هزار و چهارصد و دو چطور نگاشته شد ؟
در پیچ و تاب این حادثه، شاید خودش نیز گمگشته راهی بود که کمتر کسی آن را یافت و شناخت. رهسپار وادی عشق، معرفتی را می طلبید که درک کند آنچه را که رخ داده است. رهسپار وادی کرب و بلا ، که هنوز بلا و مصیبت از در رو دیوارش می بارید. مثل بسیاری خطر کردن و پای در میانه غوغای عاشقی گذاشتن آن هم در بحبوحه جنگ داخلی عراق دلی می خواست عاشق تا سرزنش های خار مغیلان را به شوق قبله دلها نادیده بیانگارد.
شاید او هم مثل دیگران رفت و مثل دیگران ماند و مانند همه آنها بازگشت، اما ره توشه ای متفاوت و ارمغانی متفاوت تر، تفاوت رفتن با رفتن بود. راوی امام حسین (ع) شدن لیاقت می خواست، همانطور که زائرش بودن ... و خدا می داند روایت بار مصیبت های کربلا همان قرعه ای بود که آسمان بار امانتش را نکشید!
اربعین تمام شد و قلم در کف گرفت، قسم خورده بود جز حقیقت ننگارد و نیتش فقط و فقط اشاعه فرهنگ عاشورا باشد. نوشت و نوشت تا در عمود ۱۴۰۲ به گنبد طلایی دست گیر بی دست، باب الحوائج رسید. آنگاه بود که اشک از چشمانش جاری و قلم در دستانش لرزید. لحظه وصال بود و چه خوش، که بعد از انتظاری، با تنی رنجور و پر از درد، به دیدار معشوق برسی . هر لحظه این ساعات قلم به خود لرزید و شانه هایش سماع عاشقی گرفت تا در اولین معجزه، کتاب در ۷۲ صفحه و در روز رحلت پیامبر (ص) پایان یافت. شاید بسیار اتفاقی بود که نتیجه صفحه آرایی در جوار مرقد علی ابن موسی الرضا (ع) به دستش رسید اما همینطور ماجرا ادامه داشت تا اولین نمونه کتاب در شب عاشورا تحویل نویسنده گشت و در نهایت در سالروز شهادت حضرت رقیه رونمایی گشت.
عشق بازی با امام حسین تقویمی عاشقانه هم دارد...
#حسین_عطایی
کتاب" #عمود_هزار_و_چهارصد_و_دو " رونمایی می شود

"عمود ۱۴۰۲" عنوان کتاب جدید آقای #بهمرام_بهرامی_رشید است که این روزها روانه بازار کتاب گردیده است .
بهمرام بهرامی رشید شاعر و نویسنده اهل #قروه_درجزین و مسئول انجمن ادبی " #فانی " این شهر است که نزدیک به دو دهه از فعالیت فرهنگی و ادبی وی می گذرد.
هرچند انتظار چاپ مجموعه غزلهای این شاعر دور از ذهن نبود اما انتشار کتابی در حوزه سفرنامه نویسی کاملا مخاطبان این شاعر را غافلگیر کرد. این کتاب روایتی است واقعی از #پیاده_روی_اربعین در سال ۱۳۹۵ که به قلم توانای این شاعر ارجمند به رشته تحریر در آمده است.
کتاب " عمود ۱۴۰۲ "مصور و در ۱۵۹ صفحه دارای ۱۶ فصل است که توسط انتشارات اندیشه کهن در تهران چاپ و منتشر شده است. روایت این سفر از شهر قروه درجزین آغاز و تا بازگشت و ورود به مرزهای ایران ادامه می یابد. کتاب دارای توصیفات ادبی بسیار زیبا از دید یک شاعر خوش قریحه است که احساسی لبالب از زیارت اربعین را در مخاطب ایجاد می نماید . نویسنده این کتاب با رعایت اعتدال عقیدتی و ناسیونالیستی هر آنچه که از شرایط کشور عراق، ارتباطات بین زائرین، اتفاقات مختلف و ... مشاهده کرده است بی کم و کاست ثبت نموده و احساس زلال و پاک یک زائر شیفته مکتب امام حسین (ع) را در اوراق این کتاب جاری ساخته است. شخصیت مستقل و جسور نویسنده در جای جای کتاب احساس می شود و دیدگاهی متفاوت و عمیق به اتفاقات و به چالش کشیدن مسائل روز جزء جدایی ناپذیر کتاب است.
این کتاب دارای اطلاعات زیادی از شرایط اجتماعی،اقتصادی و مذهبی کشور عراق است و مخاطب را از لحاظ تاریخی و عقیدتی پیرامون راهپیمایی اربعین اغنا می نماید.
به علت وجود اطلاعات بسیار مفید از شرایط و امکانات کشور عراق در این کتاب ،مطالعه آن برای کسانی که قصد سفر به عتبات عالیات و شرکت در راهپیمایی عظیم اربعین را دارند اکیدا توصیه می گردد.
رونمایی از “کتاب عمود هزار و چهارصد و دو " #ساعت ۱۶ روز #دوشنبه ۲۳ مهرماه سال جاری در سالن اجتماعات کتابخانه #علامه_دهخدای شهر قروه درجزین با حضور شاعران، نویسندگان و مسئولین استانی و شهرستانی برگزار خواهد شد.
منبع: #همشهری_همدان
🔹 خلج یعنی چه ؟
۱. گویش ترکی خلجی
۲.تاریخچه خلج ها
۳. خلجهای قروه درجزین
ترکی خلجی گویشی از زبان ترکی است که امروزه در منطقه خلجستان استان قم و مرکزی دارای حدود ۲۰۰۰۰ متکلم است.
ترکان خلج از اقوام کهن ترک هستند که نام آنها در آثاری چون دیوان #لغات_الترک محمود #کاشغری و بخش تاریخ اوغوز جامع التواریخ رشیدالدین همدانی مسطور است. همچنین کاشغری داستانی درباره نامگذاری این قوم توسط #ذوالقرنین (همان اوغوز در جامع التواریخ) ذکر کرده است.
ترکی خلجی از این نظر که بسیاری از ویژگیهای زبان ترکی از دوره های ترکی مادر و #ترکی_قدیم را در خود حفظ کرده است دارای اهمیتی وصف ناپذیر است و به نوعی وجود این شیوه ترکی منحصرا در ایران، کشور ما را به ''بهشت ترک پژوهان'' تبدیل کرده است.
برای مثال ما می دانیم که کلماتی چون آیاق (پا درترکی آذربایجانی) در دوره ترکی قدیم به شکل ''آداق'' تلفظ میشده است. این واژه در ترکی خلجی امروزه به شکل ''هاداق'' و با حفظ صامت ''د'' تلفظ می شود و نشان دهنده کهنگی تلفظهای واژگان در ترکی خلجی است.
همچنین تورکولوژیستها معتقدند کلماتی که امروزه در ترکی با مصوتهای ''آ/ا/او'' شروع میشوند در #عصر_ترکی_مادر قبل از خود یک صامت ''ه'' داشته اند. دقیقا مانند ''ه'' ای که در ابتدای کلمه هاداق و بسیاری دیگر از واژگان این شیوه ترکی می بینیم.
به این ترتیب حفظ این گویش ترکی و پژوهش بر روی آن امری بسیار مهم است که امروزه از سوی زبانشناسان و خلجی پژوهان جهانی و خلج پی گرفته می شود.
●تاریخچه خلج ها
دکتر علی اصغر #جمراسی فرهانی در کتاب"خلج ها یادگار ترکهای باستان" می نویسد:
خلج نام یکی از طوایف ۲۴ گانه قدیمی ترک است. محمود کاشغری خواستگاه آنها را اویغورستان یا همان ایالت #سینکیانگ فعلی در چین می داند. اقوام خلج در تشکیل امپراتوری اویغورها نقش اساسی داشته اند. آنها بعد ها نیز در ظهور و افول دولت #قراخانیان، پیدایش امپراتوری #سلجوقیان تاثیر بسزایی گذاشته و در دوران سلجوقیان مهاجرت خود را به منطقهی جبال ایران ( #عراق_عجم یا همان استان مرکزی) آغاز کرده اند.
در کتب #مسائل_الممالک آمده است: "خلجها مردمانی مهربان و خوش خلق بوده اند و سرزمینهای آنها جز آبادترین و غنی ترین سرزمینهای ترک است"
خلجها در نیمهی قرن هفتم میلادی در سیستان و #کابل ساکن شدند و در قرن هشتم میلادی سلسله پادشاهی خلجی را در #هند پایه ریزی کردند. اقوام خلج در زمان غزنویان علیه سلطان مسعود غزنوی قیام کردند و در پیروزی سلجوقیان بسیار تاثیرگذار بودند. سرانجام نیز همراه سلجوقیان به عراق عجم آمده و ابتدا در #خرقان_ساوه ساکن شدند.
خلجها در زمان هجوم چنگیزخان مغول به همراه خوارزمشاهیان، از سمرقند دفاع کردند و به اتفاق ترکمانان سپاهی به فرماندهی "سیفالدین اغراق ملک" به منظور حمایت از سلطهی جلالالدین خوارزمشاه تشکیل داده و در جنگ پروران، #مغولان را سخت شکست دادند".
●خلج های قروه درجزین:
گروه های بزرگی از قوم خلج در دوران تیموریان در بخشهای وسیعی از فلسطین، لبنان و #سوریه امروزی ساکن بوده اند. آنها برای دفاع از هجوم دشمنان در دوران #صفویه به واسطه همزبانی با دولت نوبنیاد به سوی آذربایجان مهاجرت کرده و در دشت #مغان ساکن شدند. انقراض دولت صفوی و از بین رفتن نقش دفاعی خلجهای #آذربایجان باعث سرازیر شدن آنها به سوی #خلجستان استان مرکزی گردید که مسیر حرکت آنها باعث پراکنش نسبی در غرب و شمال غرب گردید.
خلجها در استان همدان با عبور از روستاهای وفس و خلج و سپس قروه درجزین به سوی دهدیوان و آشتیان و فرهان به گروه اصلی قوم خلج پیوستند.
در این مهاجرت طولانی مرد و زنی به نام #لیلی و #خیری در قروه درجزین ساکن شدند که تمام خلجهای قروه از نسل آنها و یادگار عبور خلج ها از #قروه_درجزین هستند. لیلی خیری صاحب سه فرزند پسر بودند که از این سه پسر سه شاخه از خلج های قروه بوجود آمدند.
امروزه خلج های قروه را با نام خانوادگی " #غفرانی" می شناسیم که یکی از هفت طایفه بزرگ قروه را تشکیل می دهند. خانواده های اندکی از خلجهای قروه نیز نامهای خانوادگی متفاوتی را انتخاب نموده اند.
ترکی خلجی با ترکی آذربایجانی رایج در شهر قروه درجزین تفاوتهای زیادی دارد. خلج های قروه در طول زمان گویش خلجی را فراموش کرده و با گویش آذربایجانی زبان ترکی مانند همه مردم آذربایجان صحبت می کنند.
✍ جمع آوری و نگارش: #بهمرام_بهرامی_رشید
اولین جشن فرهنگی چیله گئجهسی



سپاسگزاری مسئول انجمن در ادامه مطلب ...
مراسم بزرگداشت دکتر عبداله نصرتی در سالن اندیشه برگزار شد
دکتر عبداله نصرتی استاد ادبیات دانشگاه بوعلی سینا که تجربه نیم قرن تدریس و تربیت فرزندان این مرز و بوم را دارد متولد روستای کرفس از توابع بخش قروه درجزین است .ایشان در بیش از پنجاه سال تدریس و تحصیل مسیری دشوار از معلمی دبستان تا استادی دانشگاه و مکتب محقر روستایی تا دکتری دانشگاه تهران را طی و از خود اسطوره ای ساخت تا پنج نسل از تربیت شدگان استاد امروز و در این سالن به عشق بزرگداشت ایشان از اقصی نقاط کشور حضور به هم رسانند.
در این مراسم اساتید دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بوعلی سینا ،آقای الهی تبار معاونت سیاسی امنیتی استانداری همدان و رجال مطرح علمی،سیاسی و فرهنگی منطقه مسئولین ادارات، شاگردان استاد از دوره دبستان تا دانشگاه و آحاد مردم منطقه حضور داشتند.
به پیشنهاد آقای الهی تبار شورای شهر قروه درجزین و رزن اعلام نمودند که معبری به نام استاد در سطح هر دو شهر نامگذاری خواهد شد و همچنین کتابخانه ای را به نام استاد مزین خواهند نمود.
پایان مراسم با سخنرانی استاد و اهدای هدایای حاضرین همراه بود .
بهمرام بهرامی رشید

درجزین، زادگاه خالق "موش و گربه"

ادامه مطلب را مطالعه نمایید
تقدیم به روح پاک شهید خط شکن غواص "محمد نجفی"
بسم رب الشهدا و الصدیقین
تقدیم به روح پاک شهید خط شکن غواص
محمد نجفی
ای خط شکن شجاع و بی باک
از کین عدو به سینه صد چاک
ای نور به چهره قبل رفتن
ای همچو مقربین شده پاک
نامت[1] چه قشنگ و با مسما است
ای روح به عرش و جسم در خاک
یک سوم قرن آب و نی زار[2]؟
ای جسم گلت هنوز نمناک!
ای مست شراب پاک جنت
از باغ بهشت و شیره تاک
سبقت بگرفتی از رفیقان
ای خط شکن جسور و چالاک
از دست علی بنوش آب و
بنشین به کنار شاه لولاک[3]
هم عزت این زمینیانید
فخر است وجودتان در افلاک
بین آمده روح مادرت تا
آغوش بگیردت در این خاک
قربان مقام ارجمندت
فردوس مبارک ای فرحناک
مهدی درویش زاده
مرداد 94
[1]- محمد نجفی
[2]-بعد از گذشت سی سال از عملیات کربلای چهار
[3]- اشاره به حدیث قدسی "لولاک لما خلقت الافلاک، و لو لا علیًّ لما خلقتک، و لو لا فاطمه لما خلقتکما" این حدیث را سیّد حسن میرجهانی (ره) در کتاب «جنّه العاصمه، ص۱۴۸» به سند خود از جابربن یزید جعفی، از جابربن عبدالله انصاریف از پیامبر اکرم «صلّی الله علیه و آله» از خدای تبارک و تعالی نقل کرده است که فرمود: ای احمد اگر به خاطر وجود تو نبود عالم هستی را به وجود نمی آوردم، و اگر علی نبود تو را نمی آفریدم، و اگر فاطمه نبود هیچکدام از شما دو نفر را خلق نمی کردم..
غلام نوروزی یا غلام دگیرمانچو
کمتر کسی هست که اهل قروه باشد و بیشتر از من (سی سال) سن داشته باشد و اسم غلام دگیرمانچو (آسیابان) و یا قصه ای از اشعارش و استفاده از اون برای افعالی بهلول منشانه نشنیده باشد.
تلنگر به نحوه عزاداری
یا حمله به دشمن
یا ...
سالها بود می خواستم ایشان را همانطور که بود معرفی کنم اما متاسفانه ایشان در اثر عارضه یک تصادف مدت ها بعد از این سانحه فوت کرد و این استعداد خدا دادی را با خود به سرای باقی برد
سواد چندانی نداشت! خیلی کم آنقدر که دستخطی داشت که در زیر می بینید و غلط های املایی فراوان
اما استعداد بی نهایت ...
چه شعر ترکی و چه فارسی برایش فرقی نداشت
ابتدای شغلش را نمی دانم چه بود
اما خودش میگفت " ... رفتم دنبال مسگری، زمانی که همه ظرف مسی داشتند! درآمد خوبی هم داشت مخصوصا دم عید که همه ظرفهایشان را برای آبکاری و سفید کردن می آوردند اما هرچه به انقلاب نزدیکتر شدیم کم کم ملامین وچینی و استیل مد شد و کار من رو به کسادی ...! برای همین رهایش کردم و رفتم دنبال آسیابانی! تازه مردم از دست آسیای آبی راحت شده بودند من هم چون تازه برق با یک ژنراتور به قروه آمده بود آن هم در محل بانک سپه فعلی گذاشته بودند رفتم یک آسیای برقی خریدم و جایش را در منزل خودمان "پشت مجتمع تجاری شهرداری که در حال احداث است" درست کردم و کارم را شروع کردم درآمد خیلی خوبی داشت تا زمانی که این نانوایی های ماشینی مد شد و زنها دست از پخت نان در خانه برداشتند و باز هم کار من کساد شد و ..."
علاقه اش به بحث عاشورا و اهل بیت و در راستا و موازات آن به انقلاب اسلامی و شخص اما خمینی در اشعارش موج می زند
اشعاری در کمک به جریان انقلاب سروده شده در روزهای قبل از انقلاب نشان از مطلع بودنش از امور سیاسی و پیگیری آن در دوره ای که کمتر کسی در این شهر در پی امور سیاسی بود می باشد.
"قهوه خانه نبی" که نمونه یک کافی شاپ مدرن امروزی بود با تلوزیون لامپی که دائم داغ می کرد . پخش سریالهایی مثل " مراد برقی" و انواع شوهای تلوزیونی آخر هفته یا پخش زنده مسابقات بوکس که "محمدعلی کلی" آمریکایی طرفدران زیادی در قروه داشت باعث می شد این قهوه خانه همیشه شلوغ باشد و تلوزیون دم به دقیقه داغ کند و تنها فرصت خنک شدن این تلوزیون لامپی زمان پخش اخبار باشد!
اخبار که پخش می شد تلوزیون را خاموش می کردند تا خنک شود ! برای همین است که میگویم در آن دوره مردم به فکر سیاست نبودند اما غلام بود و خوب هم می دانست قرار است چه اتفاقی بیفتد!
برای همین بود که بعد از انقلاب به سرعت به جبهه اعزام شد و در مناطق جنگی غرب مستقر شد تا دین خود را به افکار و اعتقادات و میهن خودش ادا کند
اما چه می شود کرد
غلام فقط غلام بود و بال پرواز نداشت و در برکه ای مثل قروه نمی توانست نهنگ باشد
ماند و نوشت و فرزندی از خود به یادگار گذاشت تا این شعر ها را به دست من برساند . حمزه این دفتر را در اختیار من گذاشت. حمزه هر چند شاعر نیست اما پسری با روی گشاده است که البته امانت دار خوبی هم بوده ...
نویسنده: بهمرام بهرامی رشید


این شعر را تایپ شده در اینجا می توانید بخوانید
سفارش به ریگان ملعون (ریئس جمهور وقت ایالات متحده) 1361/10/27
حمد ایلرم اله وردی نه عجب رهبر تاپدوخ هامو بیز عیزت دونیاده نئجه احمر
رهواری اولان میلت قالماز داهی حیرت ده دوشمن بیزه ال تاپماز، دین اولدو بیزه محور
ریگانه دیون بدبخت کور اولدو گوزون گورمور؟! باخ قدرت ایسلامه دوشمن نئجه گور تیتر !
میلت داخی یول ورمز هر خائن ایرانه تاراج ائلسین مولکون هر ملجمیدن بد تر
بیز صاحب قرآنوخ سیز خائن هر میلت اولدوز نئجه گور رسوا! ای روبهدن بد تر
قان ورمگی درس آلدوخ اولد پیمبردن باشلار گر اولا منشق چون راس علی اکبر
بو پیر و جوان هرگون گور عازم میدان دور چون دین و دیانت ده ، ایمانده، چون اختر
صدامه باخوب گور سن گردابده غرق اولموش امداده دیور گلسون خناس لقا کافر
هیهات یاتام راحت ای دوشمن هر میلت گور جوشه گلوب قانلار میدان بلا ایستر
خمپاره گلن دمده دیلدن دیروخ تکبیر بولوبول کیمین آوازه گلموش ووراروخ شهپر
باخ دشت قراویزه1 ! نعش شهدا یاتموش چون سوسن وچون سنبل آرام دل مادر
یول گوزله و باخ بیر عمر بومیلت اسلامه یاهو چکیری هر گون! آخیر سنه گور نیلر
دوشمندن او کس قورخور! عمر ایستیری دونیادن بیز طالب عقبایوخ ای افلقیدن بدتر
بیز راه خدا ایچره! شیطان سیزه رهبر دور بو، پیر خمینی چون نطقینده بیان ایلر
دونیا گر اولا همدست دوشمن بیزه ال تاپماز آخیر اولاجاق مغلوب هر فرقه کافر فر
"نوروزی" دیر هرگون "ریگان" تبه کاره: امید یوخون هرگز ای ملحدیدن بد تر
1- قراویز روستایی از توابع شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه که در زمان سرودن شعر جز مناطق جنگی بوده است.
قروه درجزین در نگاه شعرا
قروه درجزین در نگاه شعرا
آقاي شهاب طاهري يكي از شاعران خوب و البته كمي غريب در ميان ما اهالي شعر و ادب شهر قروه است كه اشعار زيبايي به هر دو زبان تركي كه زبان مادريمان است و زبان فارسي مي سرايد .
شهاب طاهری در اشعارتركي اش قروه را چنین تعريف كرده است کرده است :
یاخچي مُحتاج دَگيل ذره بو اوصاف لَرَه
مُحتَرَم مَردُمی گُوهَردِي بُو صَراف لَرَه
مرکزیت واری دیر کُلیه اَطراف لَرَه
دَرگزین گُلشَنینین قُرَوه اُونون گُول یِری دیر
همدان مَهدینَه بیر عارِف و عاقِل یِری دیر
شهاب طاهری در اشعارش درباره ی موقعیت جغرافیایی قروه مي نويسد:
قروه نین دور و برینده نچه کد واردي چنان
گون چیخان سمتیده سوزن دي و کاج و تموزان
قاراقان سمتیده رازین و شوند و عمان
پشتجین و نیر و درگزین و ینگی قله
سایان و خیر آباد و مزرعه و زیوه دره
كليد دروازة قصه هاي قروة درجزين
كليد دروازة قصه هاي قروة درجزين
پرويز محمدي
www.parvizm.persianblog.ir
منتشره در :
هفته نامه « سينا » ( چاپ استان همدان )
شماره 158 ( 2 / 6/ 1387 )
اون موقعها ، يعني خيلي سالها پيش ، وقتي كه من دوازده ـ سيزده سالم بود ، گاهي خيلي احساس بدبختي و تنهائي مي كردم . شهر من " قروة درجزين " با آن بازارچههاي شلوغش ، كاروانهاي شتر و الاغ و اسب از روستاها و شهرهاي دور و نزديك بدانجا ميآمدند . زنان شاهسئوَن با لباسهاي رنگارنگ و بلند و چين چين ، كه بر روي جليقههايشان ، انواع سنگها و سكههاي رنگارنگ دوخته شده بود و هنگام راه رفتن جيرينگ جيرينگ صدا مي كردند و مردان ، با كلاههاي نمدي و شلوارهاي مشكي گشاد و پيرهنهاي راه راه بلند . لهجهها و صداهاي مختلف . اما من ، در ميان اين همه قيلوقال و اين همه ترانه و نغمههاي گوناگون ، و در روستا و در وطن خويش ، گاه ، سخت احساس غريبي و غربت و تنهائي مي كردم . گاه مي رفتم در خرابههاي " قروه " و روستاي "كاج" مي گشتم ؛ به دنبال راز گذشتگان بودم . احساس مي كردم كه كسي مرا به سوي گذشته ها فراميخواند . احساس مي كردم كليد خوشبختي من و مردم " قروة در جزين " در زير يكي از اين تپه ها مدفون گشته است . براي همين ، گاه به درون قنات ها مي رفتم و يا تپه ها را مي كاويدم . و ترانه و "بئش"هاي تؤركي برزگران ، همچو نغمه هاي بهشتي بودند كه گاه سخت دلم را مي لرزاندند و عاشق و شوريدهام مي كردند . بر بالاي بام مي رفتم و كوه "چانگرين" را مدتها تماشا مي كردم و در بالاي آن ، " قلعه" را مي ديدم كه با پله هاي پيچ در پيچ مي توان به آن قلعه وارد شد . و گاه سخن كبوتران چاهي را مي شنيدم . احساس مي كردم كه آنها با من دارند سخن مي گويند . و نيز پرواز پرستوهاي معصوم را بر بالاي سر خانة " باباحسن " تماشا مي كردم و اشعار پدر بزرگم با جريان زلال كاريز هم مسير و جاري مي شدند . و من امّا ، گوئي به هيچ يك از اينها تعلّق نداشتم . قلم را دوست داشتم و نوشتن را و شعر را و ساز را . " قروة درجزين " پُر از قصه هاي رنگارنگ بود . امّا من در ميان قصه ها گم ميگشتم . ميگفتند شعر ، آدم را سبُك مي كند ؛ مي گفتند ساز ، آدم را لاابالي ميكند . مي خواستم بدانم كه " قروة درجزين " از كجا آمده است . اسامي قنات ها و تپه ها و اسامي روستاها برايم بسيار جالب بودند . و من به دنبال تفسير و تجزيه و تحليل اسامي روستاها و غيره بودم .
يك روز در صحرا بودم . به اسامي مختلف مي انديشيدم . با خودم فكر مي كردم كه راستي " خداوند " به تؤركي چه مي شود؟ . در همين فكر بودم كه با خودم گفتم : « ... بير واروْموُش ، بير يوْخوُموُش ، "تارو"دان سوْواي ، هئچ كس يوْخوُموُش ... » ، و يك باره انگار گنجي را يافتم . با خودم گفتم : بله !! بله !! نام "خدا " به تؤركي ، "تارو" مي شود ! اما چرا " تارو" ؟ . شادمان آمدم به خانه و به مادرم گفتم مادر ! مادر ! پيدايش كردم ! . مادرم پرسيد : چه را پيدا كردي ؟! . گفتم : خدا را پيدا كردم ! با تبسّم و كمي هم با ناباوري پرسيد : خدا را كجا پيدا كردي؟!. گفتم : خوب در صحرا ! . گفتم : مادر ! " خدا " ، " تارو"دو !! . مادرم گفت : « خَررَه باشويا اوْغلان ! ، بس سَن نَه وقت عَقيللي اوْلاجاياي؟!! » . امّا من خيلي خوشحال بودم . احساس مي كردم كليد دروازة قصههاي قروة درجزين را يافته ام . احساس مي كردم كه راه بهشت را يافته ام و مي توانم با گذشتگان سخن بگويم . من براي آنها ساز مي زدم و شعر مي خواندم . و هر شب احساس مي كم ستاره ها از پنجره به خانة ما ميآيند . ستاره ها گذشتگان ما بودند . ستاره ها يار من بودند . من از " قروه " دور شدم . اما شبها باز در خرابه هاي " قروه " مي گردم و هر شب ، چشمه اي تازه پيدا مي كنم . و در زير تپه ها ، رودخانه هاي بزرگ را پيدا مي كنم . و در زير تپه ها ، بناها و شهرهاي قصّهها را پيدا مي كنم . يك ماه پيش ، عاشقانه ، همراه با مادر مهربانم و پسر خواهرم راهي " قروه " شدم . حالا "قروه" ، فرزندان نيكي دارد . حالا ديگر در "قروه" ، بچه ها "قلم" بر دست دارند . اون روز كه بازگشتم به " قروه " ، خانة خاله ام و پنجره ها مرا شناختند ... .


انجمن ادبی فانی قروه درگزین در بهمن ماه 1386 تاسیس و وبلاگ این انجمن با هدف انتشار آثار اعضای انجمن، اطلاعیه ها و فراخوانها و اطلاع رسانی به موقع در فضای مجازی در سال 1388 تاسیس شده است. باید متذکر شد که مطالب این وبلاگ به نام نویسنده آن ثبت می شود . آثار نویسنده گان و شاعران به نام خودشان در وبلاگ قرار می گیرد.تنها منبع مربوط به اخبار و یا مراسمات مختلف انجمن همین وبلاگ است و اخبار منتشر شده در سایت ها یا منابع خبری اگر با اخبار مندرج در وبلاگ انجمن همخوانی نداشته باشد و یا بدون هماهنگی انجمن منتشر شده باشد از نظر انجمن کذب است.