نشست بیست هفتم آبان ماه و نقد کتاب "ناز بالش"

سلام

جلسه زیاد شلوغی نبود اما خوب بود 

دوستانی که خیلی غیبت دارید !!! منتظرتون هستیم

همچنین از زحمات آقای جعفری تفضل برای مطالعه و نقد این کتاب بسیار سپاسگذاریم

اما

یک نقد داریم 

متولیان جلسات انجمن لطفا قبل از انتخاب کتاب برای نقد چند جلد از اون رو برای بچه های انجمن مهیا کنید و بعد انشا اله ...

منتظر حضور سبزتون در جلسه بعد هستیم

نشست بیستم آبان

با سلام و

و 

و سپاس از حضور گرم مهیمانان

باز هم یکی از جلسات خوبمان بعد از یک مدت رکود که حاکم شده بود را داشتیم .شعرهای خوبی خوانده شد . غایبین گذشته، در نشست امروز برای بار دیگر مهمان ما شده بودند مخصوصا آقای ابراهیم طاهری عزیز که ساکن تهران هستند و در زمان حضورشان در شهر ،انجمن را فراموش نمی کنند ...

راستی 

جلسه آینده نقد کتاب "نازبالش" را داریم که فراموش نکنید

منتظر شما هستیم 

  

معرفی و نقد کتاب| ناز بالش | هوشنگ مرادي كرماني

زمان: چهارشنبه هفته آینده مورخه 27 آبان راس ساعت 4

مکان: کتابخانه دهخدا در جلسه انجمن



هوشنگ مرادي كرماني

انتشارات معين
ناز بالش هم آخرين كتاب آقاي مرادي كرماني هست كه سه سال پیش منتشر شد . تا به حال كتاب هاي زيادي از ايشون معرفي شده، اين كتاب هم مثل اكثر آثار ايشون زبان طنز داره ولي عامل تخيل هم واردش شده و زبان و گويش محلي جاي خاصي توش نداره .
تخمه فروشي هر دانه تخمه كدو را هزار تومان مي فرود زيرا باعث افزايش عقل مي شود . مهربان يك تخمه كدو مي خورد و چون باهوش مي شود تصميم مي گيرد ساعت وسط ميدان شهر را به كار بندازد و جاذبه توريستي ايجاد كند و ...

معرفی کتاب نازبالش

نام کتاب: نازبالش

نام نویسنده: هوشنگ مرادی کرمانی

موضوع : داستان

توضیحات: چاپ چهارم - 1391

ناشر : معين

شابک : 978-964-165-030-0

تعداد صفحه : 160

درباره ناز بالش

« ناز بالش » اثر هوشنگ مرادی کرمانی ، دارای نثری ساده و روان است .

نویسنده در باره این کتاب چنین می کوید : « این کتاب "نازبالش" هدیه ای است نرم و راحت برای سر باهوشان روزگار ما. »

هوشنگ مرادی کرمانی در توضیح دلایل رفتن به سراغ چنین موضوعی گفت: «جامعه ما دچار افسردگی است و در حالت روانی خوبی به سر نمی‌برد. ما از شادی و امید دور شده‌ایم و هدف من از نوشتن نازبالش این بود که بتوانم زنگ تفریحی برای خواننده‌هایم فراهم کرده و آنها را به گونه‌ای امیدوار سازم.»

خلاصه ناز بالش

نازبالش داستان زندگی مردمی متوسّط است در شهرکی تازه‌پاگرفته به نام «شهرک آرزو» که به‌جای روستای کهنه ی «عدس‌کار» بنا شده‌است .این روستا که با رشدی ناقص روبروست و بخش‌هایی از آن به شهر بدل شده و بخشی دیگر همچنان ده باقی مانده است. در آنجا، هم ساختمان‌های چندین طبقه را می‌شود دید و هم کوچه‌هایی را که در آن مرغ و خروس می‌چرخد و گاو و گوسفند گذر داده می‌شود.

نازبالش» ماجرای تخمِ کدوتنبل‏هایی است که می‏بایست حتما روی نازبالش قرار گیرند تا رشد کنند.تخم‏هایی که پس از خوردن بانی هوش فراوان در فردشده و به «تخم‏های هوش آور» معروف هستند. اولین کسی که از این تخم‏ها می‏خورد،آقا ماشاءلله است که بعد از برداشتن پس اندازش از بانک، با دست پر به خانه میرود و خانواده را با این شگفتی آشنا می‏کند. زن ماشاءلله با برداشتن تخمی از کنار جوی آب و کاشتن آن، بانی تکثیر تخم می‏شود.او که در گیر بیخوابی‏های مردش است و معتقدبه این که« هرچه بیشتر بفهمیم بیشتر اذیت می شویم» تخم کدو را به شوهر می‏دهد تا آنها را بفروشد.

پسری به نام مهربان از ماشاالله خان یکی از این تخم ها را می خرد و با خوردن آن هوش‌اش زیاد می شود. مهربان بعد از این کار توجه اش به ساعت قدیمی و بزرگی که در میدان قدیمی شهرک سالها است خوابیده و خاک می‌خورد، جلب می‌شود. ساعتی که از قضا، متعلق به پدربزرگش بوده است. نازبالش داستان تلاش مهربان برای به کار انداختن دوباره این ساعت است.

از اینجا به بعد خواننده پیگیر، رفت و آمد مهربان و خواهرش به شهرداری برای به کار انداختن دوباره ساعت و تلاش شبانه روزی شهردار برای رونق شهرک است.تلاش و کوشش تا جایی که بعد سالها، ساعت سالم، بر بالای قلعه خودنمایی می‏کند.

کارها که ختم به خیرمی شود، دوباره سر وکله ماشاءلله خان پیدا می‏شود، که هنوز که هنوز است خیالات در هم برهمش نمی‏گذارد به خواب خوشی فرو برود.در انتها نویسنده از شهرک آرزو می‏گوید که محل گردشگران، تخم کدو و نازبالش فروشان شده است.

ویژگی ناز بالش

ازبالش، داستانی فانتزی با رگه‏ هایی از طنز موقعیت است. زبان این داستان فانتزی است، رگه‌هایی از طنز دارد و سرشار از لطیفه، شوخی و بذله‌گویی است که درعین یادآور شدن نکات و مفاهیم اجتماعی که در گوشه‌وکنار داستان به هر بهانه مطرح می‌شود قصّه‌ای تأثیرگذار و درآنِ واحد خنده‌دار است .

مرادی کرمانی در طول این داستان به افسانه ها و داستان های قدیمی و معروف اشاره های زیادی کرده . از جمله این اشارات هستند : حکایت تخم‏های سحرآمیز که خواننده را به یاد قصه«جک و ساقه لوبیا»می‏اندازد. دهن‏لقی‏های مرد و حکایت‏ پیر زن همسایه، مثل همان یک کلاغ چهل کلاغ کردن‏ها است که در پس جیغ زن همسایه شکل می‏گیرد. و حکایت کدو قلقله زن .

ازدیگرشاخصه‏های کتاب مذکور استفاده از صحنه‏های طنز و کمیک است.صحنه‏هایی که بیانگر نگاه تیز‏بین نویسنده نسبت به مسائل جامعه و به چالش کشیدن معضلات است.

نویسنده با طنز و این همانی بین گذشته و حال با نگاهی موشکافانه به مسائل اجتماعی

نازبالش تصویر یک جهان آرمانی است. جهانی عاری از هرگونه بغض و کینه‌ورزی که در آن حق همیشه به حق‌دار می‌رسد و همه راضی و شاد اند. مرادی کرمانی جهان آرمانی خود را در نازبالش به تصویر کشیده است.

نام ناز بالش

اما دلیل انتخاب این نام توسط هوشنگ مرادی کرمانی ، ربطی به موضوع داستان ندارد. مرادی کرمانی خواسته رسما یک نازبالش به خواننده هدیه کند. چیزی که آدم بگذارد زیر سرش و به خواب رود. با این تعبیر، کل داستان چیزی نیست جز خوابی که وقتی کسی این نازبالش را گذاشت زیر سر، می‌بیند.

جملات برجسته ناز بالش

  • هر آدمی، هر عکسی، هر گربه‏ ای، هر درختی و دیواری داد می‏ کشید که «مرا نگاه کن، مرا ببین، دقت کن، سرسری نگذر، شاید در من حکایتی باشد که زندگی را به تو بیاموزد.»
  • از هفته پیش تا حالا چهار تا بانک توی همین شهرک ساخته‏ اند، همه‏ دکان‏ های بزرگ و دو نبش را می‏ خرند و بانک درست می‏ کنند.
  • از قديم گفته اند : آدميزاد به همه چيز عادت مي كند ، لطفا نپرسيد چه جور !
دو نقد کوتاه از ناز بالش در ادامه مطلب ...
حتما مطالعه کنید

تنها یک سوال

 

دیروز روزنامه ایران ...

امروز برنامه فیتیله ...

تا کی رسانه های جمعی کشور عزیزمان می خواهند به هموطنان ترک زبان خود هتاکی کنند؟

کی آخرین بار خواهد بود؟!

 

همه باهم با عکس العملی منطقی این پیام را به دشمن برسانیم که:

نمی تواند با گل آلود کردن آب ماهی بگیرد

اینجا کشور حضرت بقیه اله است

اینجا تحت لوای مدیریت رهبری مقتدر و دانا است 

اینجا مردمی دارد که فریب این تفرقه ها افکنی ها را نخواهد خورد

آیا نسل انقلاب و جنگ، پرورده رژیم پهلوی بود؟

قصد دارم تحلیلی واقع بینانه از نسل اول وسوم انقلاب داشته باشیم .باهم و کنار هم ، مقصود من و طرف صحبت من بیشتر همانهایی هستند که داعیه روشن فکری و آزادی را دارند .من از آنها می خواهم واقعا با فکری روشن و اندیشه ای آزاد و عقبه ای مملو از مطالعه و دانش تعقل کنند و به یاد داشته باشند که امام حسین ع در روز عاشورا به مردم نمک نشناس کوفی گفت: اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید.

ادامه مطلب را مطالعه نمایید ...

ادامه نوشته

انتشار گاه نامه شماره سوم

به اطلاع کلیه اعضای انجمن و حتی غیر اعضا می رساند برای تسریع در چاپ و انتشار گاهنامه، دراولین فرصت آثار منثور و منظوم خود را در موضوعات آزاد اعم از شعر و نثر و نقد کوتاه و مقاله کوتاه و ... به مسئول انجمن آقای بهرامی و یا به کتابخانه آقای بیات و خانم ایرانی تحویل دهید.

انشا اله در صورت جمع شدن به موقع مطالب، دی ماه سومین شماره گاهنامه فانی چاپ و توزیع خواهد شد.

نشست سیزده آبان

با سلام

با اینکه خیلی دلم پره از دست این بلاگفا اما باز هم بخاطر سو تفاهماتی که برای مخاطبان و اعضای انجمن پیش اومد باز هم این وبلاگ رو به روز کردم

نزدیک به دو ساله که مطالب و اخبار همراه با فیلم و عکس که با کلی زحمت آپلود و به روز رسانی میشه به چشم بر هم زدنی اردیبهشت ماه پاک شد و رفت ! دوباره فعالیت وبلاگ رو شروع کردیم که اینبار حاصل زحمت چهار ماه باز هم پاک شد !

آخه مدیر بلاگفای محترم این چه وضع مدیریته؟!

بگذریم

جلسه امروز نه شلوغ و نه کم جمعیت اما شعرای خوبی و بحث های خوبی داشت. با اینکه خلوت تر بود یه ویژگی داشت و اون غیبت خانم ها و مردونه شدن جلسه بود .

هر تقدیر جلسه با غزلی از حافظ و آسیب شناسی و علل کم رنگ شدن جلسات در هفته های اخیر شروع شد و نقد اشعار و ... تا پایان جلسه هم پیشنهاداتی برای رونق گرفتن جلسات داده شده که انشا اله اجرا می شوند

به امید دیدار شما در چهارشنبه بعد

یا حق ...