قصد دارم تحلیلی واقع بینانه از نسل اول وسوم انقلاب داشته باشیم .باهم و کنار هم ، مقصود من و طرف صحبت من بیشتر همانهایی هستند که داعیه روشن فکری و آزادی را دارند .من از آنها می خواهم واقعا با فکری روشن و اندیشه ای آزاد و عقبه ای مملو از مطالعه و دانش تعقل کنند و به یاد داشته باشند که امام حسین ع در روز عاشورا به مردم نمک نشناس کوفی گفت: اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید.

با این مقدمه کوتاه می خواهم به یک بحث فرهنگی بپردازم و آن مقایسه نسل امروز و نسل انقلاب است .نسل امروز یعنی نسلی که در مقابل هجوم وحشیانه فرهنگی غرب قرار دارد و در بطن یک حکومت اسلامی به دنیا آمده و در همین دوران به بلوغ و بزرگسالی رسیده اند و با بحرانی به نام بحران هویت رو به رو هستند. این بحران در قسمت قومی به زبان فرهنگ و رسومات برخورد می کند که مقوله دیگر را برای بحث می طلبد و در قسمت اجتماعی و مذهبی به باورها و احساسات عجیبی که باعث می گردد رنگ و لعاب ظاهری جامعه با آنچه که باید باشد تفاوتی عمیق داشته باشد. و نسل انقلاب، همان نسلی که گوش به ندای مذهب دادند و فریاد آزادی خواهی سر دادند و آخرتی ویران  زندگی با عزت را به دنیایی آباد و حیاتی با زلت نفروختند .نسلی که بر عکس نسل امروز به دفاع از ناموس و خاک میهن غیر انسانی و آدمکشی نگفتند!

به نظر شما چه می شود که 53سال حکومت طاغوت حکم می راند و چیزی جز ضدیت با فرهنگ خودی ومذهب و اعتقاد مردم به ارمغان نمی آورد اما نسلی که در  همین دوران پرورش می یابد از شهادت طلب ترین و آزادیخواه ترین نسلهای تاریخ ایران می شود و نسلی که در بطن حاکمیت ایرانی اسلامی پرورش می یابد اینقدر از اصول ملی و مذهبی خود دور می شود؟!

شاید که نه !حتما شما هم پیامک ها یی با این مضمون و یا عکسهایی با یک تصویر از شهید و در زیرش عنوان "نسلی که شاه پرورش داد" و در کنارش تصویری از یک بد حجاب و در زیرش  این عنوان "نسلی که جمهوری اسلامی پرورش داد" را دیده اید؟

مثلا این جمله از فرح دیبا :

 

خب برای تحلیل باید به نسل اول رجوع کنیم . نسل اول را اگر در سال 1357 بین 18 تا 40 سال در نظر بگیریم (سنی که شخص خود بتواند تفکر و تصمیم بگیرد) باید این افراد متولدین بین سالهای 1317 تا 1335 باشند. مردمی که بین این سالها به دنیا آمدند در جامعه ای بزرگ شدند که چند ویژگی منحصر به فرد داشت.

1-     برای نخستین بار زنان (به اجبار) بدون حجاب در ملا عام ظاهر شدند. این پدیده اگرچه برای اینها به عنوان یک کودک عجیب نبود چون سابقه ای از حجاب را ندیده بودند اما برای پدرها و مادرهایشان چیزی عجیب و البته زشت بود چون عمری را با اعتقاد به پوشش زندگی کرده بودند.

2-     برای اولین بار علانا با مصادیق مذهبی و حتی ملی مبارزه و جایگزینی غربی برای آنها معرفی شد!

3-     پدر و مادر این نسل دوران جوانی و میانسالی خود را در دوران مذهبی رضا شاه (از ابتدا تا 1314) و در دوره قجر طی کرده بودند وکاملا با اعتقادات و احساسات مذهبی زلال بزرگ شده بودند.

4-     ارتباط بین روستا و شهر تقریبا صفرو جمعیت روستایی (به جز مردها که برای کار آنهم در زمستان از روستا به شهر می رفتند) هیچ ارتباط خاصی با فرهنگ نو ظهور شهر (مترقی آن زمان) نداشته و آن را ابدا تقلید نمی کردند.

5-     پدر مادر های آن روزگار کار خیلی سختی برای تفکیک حلال و حرام و نشان دادن آن به کودکان خود  و در نتیجه تربیت فرزندانشان نداشتند چون یک طرف خیابان کاباره بود و طرف دیگر مسجد!

6-      هیچ رسانه ای جز روزنامه و رادیو بر افکار مردم تاثیر نداشت و آنهم به علت اقدامات ضد مذهبی حکومت خریدار زیادی نداشت!

همه این دلایل و دلایل دیگری که شما می توانید اضافه کنید اولین گام بود برای ایجاد جامعه ای دو شکل که قرار بود در آینده یکی بر دیگری غلبه کند و جامعه ای تک شکل را بوجود بیاورد. چگونه این اتفاق مهم می افتد؟

 بیایید دوباره مررور کنیم دختری در سال 25 در تهران به دنیا می آید و اجبارا بدون حجاب به مدرسه می رود و بدون حجاب بزرگ می شود و با تمام فیلمها و جشنها و اتفاقات دوره خود به سال 57 می رسد. اینک او دو فرزند 5 و10 ساله دارد و در دهه شصت نیز سه بچه می آورد.

مردی در سال 20 به دنیا می آید و تمامی دوران جوانی و نوجوانی خود را مانند خانم بالایی طی می کند و این دو خانم وآقای تهرانی در تهران ازدواج می کنند و با فرزندان خود پای به حکومت اسلامی می گذارند.اما کمی عقب تر برگردیم ، اگرچه  این دو خانم و آقا در بطن جامعه ای بزرگ می شوند که حتی خیابانهایش سر ریز از فساد است اما دردامان پدر ومادری هستند که یک زندگی مذهبی و ایرانی را کاملا درک و طی کرده اند و حال کودکشان را در این جامعه پرورش می دهند.نسلی که در دامان این زن و مرد پرورش می یابد هرگز قابل قیاس با نسلی نیست که در دامان والدین این پدر مادرها پرورش یافته اند! چون جامعه تاثیر خود را بر روی افکار  این نسل گذاشته است و نقطه ابتدای سیر نزولی فرهنگ هستند و نقطه اوج اون نسل کنونی است.

حال خانم و آقای دیگری در روستا و مثلا در توابع همدان در همین سالهای دهه بیست به دنیا می آیند.پسر تا کلاس 5 را به زور به مدرسه می رود و دختر تا دوم بیشتر نمیتواند بخواند چون به سن تکلیف می رسد و باید حجاب بردارد بنابراین به مدرسه نمی رود وگاه گاه به شهر می رود و با خود فکر می کند حتما نوع لباس شهری ها اینطور است ! مرد هم همینطور . این دو زن و مرد هم کودکانی به دنیا می آورند مثل زن و مرد تهرانی. اما این بار کمی فرق دارد ! نسلی که در دامان این زن و مرد پرورش می یابد چندان تفاوتی با نسل خود این والدین ندارد چون از فساد و هرزگی متداول در شهرها به دور بوده اند و فرزندان خود را مانند نیاکان خود پرورش می دهند.دسته زیادی از این مردهای روستایی و شهری به خاطر اعتقاداتی که از مادر و پدر به ارث برده اند و بخاطر آنچه به چشم دیده اند از لا مذهبی ها و بی اعتقادی ها، انقلاب می کنند. جنگ را اداره می کنند و به امروز می رسند. و عده دیگر از مرد و زنهای همان نسل شیرینی روزهای قبل را فراموش نمی کنند و به نسل بعد مکرر باز گو می کنند.

گروه اول فرزندانشان را مثل خودشان بی بند و بار و بی اعتقاد بار می آورند وگروه دوم نیز فرزندانشان را مثل خودشان معتقد و میهن پرست بار می آورند و  حال چند اتفاق مهم می افتد اول اینکه فرزندان نسل جدید چیزی از دوران قبل ندیده اند و هرچه شنیده اند برایشان مثل قصه ای شیرین است. روزهایی که جنگی نبود و تحریمی نبود و مردم هر چه دلشان بخواهد در کوچه و خیابان می کردند وآنچه میدیدند را هم نسل قبل یعنی پدر و مادرهایشان ندیده بود! نسل قبل انتظاری بیش از این برای آینده داشت ! ایرانی انقلابی اما بدون جنگ و خونریزی و دروغ و اختلاص و تحریم و دشمنی (که فی نفسه به خاطر بی اطلاعی خودشان از جریان یک انقلاب تا سرانجام بود و گرنه هیچ انقلابی بدون خون به ثمر نمی نشیند)

دوم اینکه کم کم تلوزیون همه گیر می شود و آنچه در شهرها به عنوان پوشش و فرهنگ جریان دارند به سادگی در تمام خانه ها سرک می کشد و کودک نسل جدید از آن الگو می گیرد. بر خلاف گذشته که هیچ ارتباط فرهنگی بین شهر روستا به طور کامل برقرار نمی شد! درست است مانتو یک حجاب  کامل است اما اینبار ترک در دیوار حجاب ایجاد شده و این ترک هر روز بر روی این دیوار بزرگ تر می شد مانتو ها تنگ تر و کوتاه تر می شوند و این الگو هر روز در صفحه تلوزیون دیده می شود .ارتباط شهری ها و روستایی ها زیادتر می شود . روستا ها مهاجران فراوانی به شهر می فرستند و کم کم همه آنها در فرهنگ شهری حل می شوند و آنچه یاد گرفته اند را بدون ذره ای تفکر به روستا می آورند .شیکی و زرق و برق این افراد روستائیان را هم فریفته زندگی و فرهنگ شهری (مثلا مترقی) می کند . اما دیگر فرهنگ شهری فرهنگ قبل نیست! پوست انداخته! این فرهنگ غرب است که با لباس فرهنگ ایرانی روی چهره جامعه سایه انداخته و نام فرهنگ اصیل ایرانی به خود گرفته!حال تلوزیون و الگوی شهری رنگ می بازد و پای ماهواره به خانه ها باز می شود دیگر حجاب با مانتو کوتاه کلاسی و جذبه ای ندارد دیگر باید بی حجاب بود و بیشتر زرق و برق داشت، دیگر شلوار لی و تیشرت نشان یک پسر مترقی نیست بلکه انواع ریشها و موهای فشن و ... نشان از روشن فکر و تمدن دارد . دیگر سد شکسته شده. ترکی که افتاد کار خودش را کرد روستائیانی که با پدر و مادر معتقد بزرگ شدند جنگ را به برخی از شهری هایی و روستائی هایی که در دامن والدینی با اعتقادات فاسد دوران قبل بزرگ شده بودند باختند. کم کم دو گروه با دو اعتقاد متفاوت تبدیل به یک گروه شدند. موج تبلیغ غرب در ماهواره و پدرمادرهایی با ایمان سست بر عکس نسل قبل که والدینی با ایمان و اعتقاد راسخ داشتند کار را تمام کرد. حال همه یک رنگ اند و یک شکل همه بد حجابند چه روستایی و چه شهری همه ریش بزی می گذارند همه مو فشن میکنند همه دوست دختر و دوست پسر دارند برای همه مشروب و زنا حلال است چون دسته اول بازی را باخت چون گناه فی نفسه شیرین است و زندگی با بنیان مادی جلوه ای دیگر دارد. با خدا و اعتقاد زندگی کردن تاوان دارد سخت و نفسگیر است. اگر دفاع از میهن را مثل نسل قبل واجب بدانی باید خون بدهی اما اگرمثل نسل امروز آن را خونریزی برای مشتی خاک بدانی آسوده در بسترت می خوابی و رنج جبهه را نمی بینی!

آری دوستان این پایان جنگی است که قبل از انقلاب شروع شد.این میوه درختی است که مجلس موسسان در سال 1304 کاشت و پهلوی را سر کار آورد.این نتیجه یک ترک در یک دیوار است که به تخریب آن انجامید. اگر از دید مذهب هم نگاه نکنیم و از دید ملی گرایی هم نگاه کنیم می بینیم که نشانی از ایرانی بودن درهمان دوره پهلوی به جای نماند که به نسل بعد برسد. از لباس گرفته تا غذا و انواع جشنها و مراسم مسخره ومدرسه ها و ادارات و حتی ارتش و دانشگاه همه یک کپی از اروپا و غرب بود و نه ایران. سراپای خود را نگاه کنید و ببینید کدام لباس ایرانی را می پوشید. به رسومات خودتان نگاه کنید آیا جشن تولدهای شما به شکل ایرانی است یا جشن عروسی ها و عروس گردانی هایتان آیا شب چارشنبه سوریتان ایرانی برگزار می شود و یا اسم سفره هفت سینتان ایرانی است. رستوران های ایرانی دارید یا در کافی شاپ های ایرانی نوشیدنی ایرانی می خورید ؟ کدام ؟

نسل امروز اگرچه به حول قوه الهی تا حدودی از هجوم و جنایت فرهنگی غرب در امان مانده ولی صد افسوس که بسیاری در این جنگ شکست خورده اند که این شکست ماحصل سیاست امثال همین خانم فرح دیباست. امثال فرح به نام فرهنگ دخترانی را پرورش داد که قرار بود نسل بعد را پرورش دهند و مادر نسل بعد باشند تا با همین مادران نسل بعد را به فساد بکشد و امروز جک های سیاه به کمک این سیاست آمده اند جک هایی که با " یه روز یه دختره ..." شروع می شوند. فرح و دار و دسته اش مادران فردا را بی بند و بار ساخت تا جامعه ای بی بند و بار را خودکار بار بیاورند و امروز جکهای سیاه شعور و فهم مادران آینده را هدف گرفته تا اعتماد به نفس را از آنان بگیرد خود باندیشید ببینید سرانجاممان در این گرداب گل آلود چه خواهد شد. ببینید در این بحران هویت در کجای دنیا قرار داریم با کدام رسومات و فرهنگ زندگی می کنیم آیا رفتارمان با اعتقادمان سنخیت دارد آیا به کتابی که ایمان آورده ایم عمل می کنیم آیا پوششمان دقیقا مثل غربی هاست؟ یا آیا پوششمان واقعا اسلامی است؟ آیا به احادیث و راهنمایی های اولیای دینمان عمل می کنیم؟ آیا طبق سخنان زدشت و کوروش عمل می کنیم ؟آیا اگر به اسلام اعتقاد نداریم و دوست داریم به دین زرتشت برگردیم آیا این سه فرمان اساسی وی "گفتار نیک ،رفتار نیک و کردار نیک" را عمل می کنیم آیا مثل زتشتی ها دروغ را گناه کبیره و مثل مسلمانان دروغگو را دشمن خدا می دانیم خیلی ساده تر بگویم می دانیم با خودمان چن چندیم ؟هر وقت فهمیدیم بین اینهمه اعتقاد کدام را برگزیده ایم از این بحران خارج شده ایم و می توانیم بگوییم دست پرورده چه کسی هستیم!

نسل جنگ و انقلاب ماحصل و میوه  فرهنگ ملی و مذهبی حاکم در دوره قاجار و اوایل رضاخان بود و نسل امروز میوه و ماحصل 43سال سلطنت فحشا و لا مذهبی پهلوی اولو  دوم! پیامبر اکرم ص چه زیبا فرمود: مرد از دامان زن به معراج می رسد. مردم یک جامعه در دامان زنان آن جامعه پرورش می یابند  واستعمارگران برای نابودی یک جامعه، زنان و مادران آن جامعه را مورد هدف قرار می دهند...

برای درک تحلیل بالا یک جمله از پروتکل های حکام یهود می نویسم که نصب العین صهیونیزم برای اداره دنیا و البته بهره کشی از ما است.

"... می‏دانیم‏که غیر یهودی‏ها طوری تربیت شده‏اند که نمی‏توانند وقایع تاریخی و مشاهدات‏خود را بدون پیش داوری تحلیل کرده و از این تحلیل‏ها نتیجه عملی بگیرند ویافته‏ها را،راهنمای عمل خویش قرار دهند.بنابراین،ضرورتی ندارد که ما به‏آنها اهمیت بدهیم.بگذار که سرگرم شوند و عمری را در آرزو و امید به سر ببرندو به خاطرات گذشته خویش دل خوش نمایند.بگذار خود را با اصولی که ما به‏نام علم(تئوری)به آنها دیکته کرده‏ایم،سرگرم کنند.(پروتکل شماره دو)."

بنابراین سعی کنید حتی الامکان در این دام صهیونیزم نیفتید!هر جمله ای تحلیلی دارد و عقبه ای! جستجو کنید و تحلیل کنید و به هم ربط دهید و از نتایج آن در زندگی خود بهره ببرید. شنیدن و باور کردن کار کودکان خرد سال است!

به امید پیروزی

یا حق 

امضا: منتظر

منبع: http://yenibakhish.blogfa.com/