بهمرام بهرامی رشید

علی آغا واحد شاعری از دیار آذزبایجان

 

یکی است ترکی و تازی در این معامله حافظ   

حدیث عشق بیان کن به هر زبان که تو دانی

 وسط علی آغا واحید

خواننده جبار غار یاقدی ، علی آغا واحید و تارچی قوربان پیریم اف

 

شاعر مشهور کشورهای ایران ،آذربایجان و ترکستان یعنی «علی آغا محمد قلی اغلو اسکندرف» یا همان واحد در سال 1895 در روستای ماساجیر در نزدیکی شهر باکو متولد شد. در ابتدا دو سال در حوزه مذهبی درس خواند و بعد تحصیل را رها کرده و شاگرد بقالی و خراطی شد طوری که در این شغلها استاد شد.

علی آغا واحد در حین گذراندن تحصیلات کلاسیک خود با مطالعه مجلات و روزنامه های چاپ شده آن روزهای باکو و در تاثیر آنها نبوغ شعریش بیدار گردید .

در دوره جوانی واحد انجمن های ادبی بسیاری در زمینه غزل در شهر باکو دایر بودند و در این انجمنها شاعران بزرگی همچون مشهدی آذر ، عبدالخالق یوسف ، آقا داداش منیری . .. شرکت می کردند. و در همین مجالس بود که به شاعر جوان لغب« واحید» از سوی استاد عبدالخالق یوسف داده شد.

واحد در سرودن غزلهایش بسیار از شاعر بزرگ ، فضولی تاثیر پذیرفته بود .او خودش در این باره می گوید : اگر در سال 1921 از طرف عزیز حاجی بیگوف به اپرای «لیلی و مجنون» نگاه نمی کردم و آن را خوب درک نمی کردم در من هیچگاه شوقی برای سرودن غزل به وجود نمی آمد. من آن زمان فهمیدم که راه من راه درک آثار فضولی کبیر است.

حقیقتا نیز واحد راه شاعر عشق و محبت یعنی فضولی را دنبال کرد و از طرف دوستان و معاصرانش لغب «فضولی یادیگاری» را گرفت. برای نمونه یکی از اشعار ترکی – فارسی فضولی را در اینجا می آورم :

 

نیست بر آئینه دردی کشان گرد خلاف/میتوان چون جام می دیدن ته دلهای صاف

محنت عشق ای کونول آسان دئیل چوخ وورما لاف/ عشق بیر یوکدور که خم اولموش انون آلتندا قاف

 

یکی دیگر از دلایل بوجود آمدن شاعری غزل سرا از واحد ماجرای عشقی او در دوران جوانیش بود .واحید یا همان واحد در باکو عاشق دختر یک تاجر فرش که ازبک نیز بوده می شود . دختر که «زلفیه تکه» نام داشت عشقی را در سینه واحید شعله ور ساخت که با الهام از آن غزلهای عاشقانه و زیبای بسیار زیادی را سرود.

پس از مدتی زلفیه با پدرش به سمرقند مهاجرت می کند و واحید نیز بعد از مهیا کردن امکانات ازدواج خود به سمرقند می رود ولی افسوس که قبل از رسیدن واحد زلفیه در سمرقند به اجبار پدر ازدواج کرده و واحد نیز با دلی شکسته و سرشار اندوه در غم از دست دادن معشوقه اش به باکو باز می گردد.

بعد از انقلاب 1905 تحت تاثیر مجلات و روزنامه هایی که در آذر بایجان چاپ می شد علاقه شدیدی به ادبیات اجتماعی پیدا کرد و طولی نکشید که در مجلات «طوطی» ، «بابای امیر» ، «مزه لی» و «ملا نصرالدین» شروع به نوشتن کرد.

واحید قبل از رژیم شوروی با تمام وجود  شعرهای منتشره اش در مطبوعات را برای قشر وطن پرست و زحمتکش به چاپ می رساند :

آهیم شرری یتسه نولور عرش برینه /صبر ائتمک الور مو وطنین درد سرینه

بیلمز وطنین قدرینی اول کس که دنی دیر/صراف تانیر گوهری ، یتجک نظرینه

یا در جای دیگر می گوید :

اورگیمده او قدر سوگی واریمدیر وطنه/نئجه کی عاشق اولوب بولبول شیدا چمنه

در سال 1915 در مجله بابای امیر ، غزلی با عنوان «گلدی بابای امیر» چاپ کرد و بعد از آن همکاریش را با این مجله طنز ادامه داد و همان سال در ژورنال طوطی شعری با عنوان «رویا دگیل» چاپ کرد در اینجا برای نمونه  قسمتی از این شعر را درج می کنم :

طوطی یاز بو سوزی خلقه ائله اعلان ، من اولوم/ هامی بیلسین آییلیب داهی مسلمان ، من اولوم

گورمسین بیرده  مسلماندا دیلنسین فقرا / هر نه گورسن گورجک سن عقلا و فضلا

هامی تصدیق ائدجک هر نه بویورسا علما / ینی مکتب وطن اولادینا ائتمیش ده بنا

و ...

در سال 1916 کتاب منظومی با عنوان «طمعین نتیجه سی» یعنی نتیجه طمع کاری منتشر شده بود که در این کتاب برای کودکان حکایت هایی نظیر ملا و گاو نر «ملا و اوکوز» و نصیحت آدم و هوا به شکل منظوم نوشته شده بود و مولف تلاش کرده بود که احساس نفرت کودکان را نسبت به طمع کاری بیدار کند.

 واحد با آنکه در مطبوعات و تئاتر فعالیت های زیادی در زمینه های سیاسی و اجتماعی کرده بود  ولی اساس شهرت واحد در غزلهایش نهفته است .غزلهای واحد بارها چاپ شده و برخی آهنگ سازی شده و هنوز مردم این آهنگ هارا گوش می دهند.

در ایران نیز بعد از گذشتن چهل سال از ممنوعیت خواندن و نوشتن به زبان ترکی در رادیو تهران غزلهای واحد از طرف مصطفی پایان خوانده شدند و حال نیز بسیاری از خوانندگان ترک زبان ، ترانه های واحد را از حفظ می خوانند.

از دلایلی که باعث شد شعر و غزل واحد بر سر زبانها نقل شود و در همه جا نفوذ کند می توان به این موارد اشاره کرد . زبان واحد ، ساده ، صمیمی و روشن است زیرا او به سبک فضولی یعنی بسیار ساده و روان می نوشت.او با فهم ساده ، کلماتی که به راحتی در خاطر می مانند و به  زبان گفتاری مردم می نوشت و در عین حال کاملا  از قواعد غزل کلاسیک نیز پیروی می کرد .

 

هر کسین دهریده سن تک گوزلیم دلبری وار / خوش اونون حالینه دونیاده نه دردی – سری وار

قورخورام ، نازیله چوخ باخما ، یامان گوز چوخدور/ هر گورن سویلییر حسرتله ، عجب گوزلری وار

 

این مصراع ها به زبان گفتاری بسیار صمیمی و طبیعی و در عین حال با تاثیری بدیع نوشته شده است . اکثر غزلیات واحد به شکل بدیهه سرایی نوشته می شدند و یکی دیگر از خصوصیات غزلهای واحد ظرافت و لطافت این شعرها است.

در ادبیات کلاسیک در میان شاعرانی که از واحد تقلید می کنند اکثرا در غزلها از بی وفایی و جفای یار شکایت می شود و روح یاس و ترک دنیا دیده می شود ولی در بسیاری از غزلهای واحد ، شادی ، نیک بینی و روح احساس می شود.

 

واحیدین قلبینی اینجیتمه سینار ، شاعیر دیر / جاندان آرتیق سنی ای غنچه دهان ایسته ییرم

عشق زنجیرینه واحید ده گرفتار اولدی / آز دی گویا بیری ده آرتدی بو دیوانه لرین

گوزلیم ، ائل دویار آخر ، منه آز قاش گوز ائله / بیر ده آلدانمارام ، اولسم ده وفاسیز گوزله

 

در غزلیات واحد بر خلاف غزلهای کلاسیک تاثیر زمان به وضوح دیده می شود. او در بسیاری از غزلها از فضولی الهام گرفته بود . واحد از میراث ادبیات کلاسیک با ترجمه های که کرد تلاش در غنی کردن ادبیات آذربایجان نمود. او از شاعرانی مثل خاقانی نظامی و فضولی ترجمه هایی به شکل غزل داشت.

واحد در سال 1965 در باکو دار فانی را وداع گفت و با مرگ تلخ خود دوستاران و آشنایان به غزلهایش در در سوگ خود نشاند .

از شاعران معاصر غ.بیگدلی در باکو بر سر پیکر او غزلی با مطلع « واحیدی دخمه ده یاتمیش گوردوم / گنجی ویرانه ده یاتمیش گوردوم» سرود . در ایران نیز ساوالان شاعر ایرانی تحت تاثیر خبری که از رادیو منتشر شد غزل دیگری با مطلع «پاییز چاغی سولدی ائلیمیگ گوللری واحید / مایوس اولاراق آغلادی بوبوللری واحید» سرود.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

گرچی در اهلی اچر باده نی جان ساغلیغینا / ایچیرم من اونی بیر آفتی جان ساغلیغینا

قانمایان کیمسه بو قان اولموشا قیمت ورمز / عارف اول ایچ میی گولگونی قانان ساغلیغینا

بیل نه معنایه قدح لر توخونور بیر بیرینه / قالدیرین جامی شرابی یارادان ساغلیغینا

جام توت نازلی گوزل لرله ، اگر روحون وار/ قوجالار ذوق الار ایچدیکجه جاوان ساغلیغینا

من جاهان ذوقینین آلودسی اولسایدیم اگر / مست اولاردیم ابدیت له جاهان ساغلیغینا

زاهدین طعنینه باخما رمضان آیی می ایچ / قور او کوثر سویو ایچسین رمضان ساغلیغینا

ترکی عادت اوزو جان ساغلیغینین دوشمنی دیر / دورما ایچ بادنی ، ور فیکرینی جان ساغلیغینا

خاطیریمدن گچر ایامی جاوانلیق ، واحید / قالدیراردیم قدحی پیری موغان ساغلیغینا

 علی آغا واحید در میان شعرای باکو سال 1914

منبع : علی آقا واحید . علی واحید سئچیلمیش اثر لری . اوچ انجی چاپ .انتشارات تلاش .تبریز.1386 .

ترجمه : بهمرام بهرامی رشید